نوروز و پیشینه آن در ایران

نامگذاری سال ها به نام حیوانات

تعداد بازدید: 12447
کد مطلب: 14677
تاریخ انتشار: 11:48 16 بهمن 1391

نامگذاری سال ها به نام حیوانات

 
 

انسان از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تکرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تکرار فصول شد. نخستین محاسبه فصل‌ها، بی‌گمان در همه جوامع با گردش ماه که تغیر آن آسان‌تر دیده می‌شد، صورت گرفت. نیاز به محاسبه در دوران کشاورزی یعنی نیاز به دانستن زمان کاشت و برداشت، فصل‌بندی‌ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد اما در نتیجه نارسایی‌ها و ناهماهنگی‌هایی که تقویم قمری با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.

 
 

سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان گونه که ابوریجان بیرونی در آثار الباقیه آورده است، آغاز سال از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ جهان) روز «هرمزد» از ماه فروردین بود یعنی زمانی که آفتاب در نصف‌النهار، در نقطه اعتدال بهاری (یعنی زمانی که طول روز و شب با هم برابر است) قرار می‌گرفت.

نوروز از روزگاران کهن پرشکوه‌ترین جشن بهاری در جهان بوده است و شادی و نیایش ویژگی بارز آن محسوب می‌شد. به دلیل کهنسال و باستانی بودن این جشن، روایت‌های تاریخی گوناگونی در خصوص پیدایش آن مطرح می‌باشد.

1- با توجه به روایت‌های افسانه‌ای و اسطوره‌ای ایران، آغاز پیدایش این جشن را به جمشید؛ چهارمین پادشاه پیشدادی ایران نسبت داده‌اند. این دیدگاه در آثار شاعران و نویسندگان قرن 4 و 5 هجری قمری همچون فردوسی، عنصری، ابوریحان بیرونی، طبری و بسیاری دیگر مطرح شده است. در اوستا نیز به جمشید اشاره شده و روایت شده است که «جم» دارای فَرَه ایزدی بوده و به فرمان اهورامزدا به جنگ با اهریمن که موجب خشکسالی و قحطی و نابودی خیر و برکت شده بود، پرداخت. وی با نابودی اهریمن بار دیگر شادمانی، خرمی، خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود، سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی، در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.

جمشید که به زبان فارسی «جم» و به زبان عربی «منوشخ» نامیده می‌شد در جهان سیر کرد و هنگامی که به آذربایجان رسید، با تاج و تخت مرصَّع بر بلندای نقطه‌ای در مشرق جای گرفت و روشنایی آن تاج و تخت در هنگام طلوع خورشید مردمان را خیره کرد. آنان کلمه «شید» که در زبان پهلوی به معنای شعاع و روشنایی می‌باشد را بر نام وی افزودند و پادشاه را «جمشید» نامیدند.

اگرچه ابوریحان بیرونی از جمله افرادی است که جشن نوروز را به جمشید منسوب می‌کند ولی یادآور می‌شود که: «آن روز که روز تازه‌ای بود جمشید عید گرفت؛ اگرچه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود.»

2- نیاکان ما بر این باور بودند که آفریدگار بزرگ، جهان را در شش «گاه» یا «گاهنبار» (مرحله) آفرید و در آخرین گاهنبار، انسان آفریده شد و از این رو، روز تولد نخستین انسان را که آن را روز نخست بهار می‌دانستند، شایسته شکرگزاری و شادمانی می‌پنداشتند.

3- یکی دیگر از فلسفه‌های جشن نوروز را نزول فَرَوَهَرهای درگذشتگان به زمین در روز اول فروردین دانسته‌اند. در اوستا آمده است که فروهرهای درگذشتگان پاک در اول فروردین برای احوالپرسی از اقوام خود به زمین می‌آیند و با دیدن مسرت و شادمانی بازماندگان، از اهورامزدا برای آنان طلب خیر و رحمت می‌کنند و بازماندگان پیش از آمدن فروهرها، به نظافت و خانه‌تکانی منزل پرداخته و آماده پذیرایی از آنان می‌شوند. در واقع کلمه «فروردین» یعنی ماهی که متعلق به فروهران است.

طبق مندرجات اوستا فروهر نیرویی است که اهورامزدا برای نگهداری آفریدگان نیک‌ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیرویی است که سراسر آفرینش نیک از پرتوی آن پایدار است.

 
 

ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید، یک ماه می‌نویسد: «چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند. عیدها را شش بخش نمودند: 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند. 5 روز دوم را به اشراف، 5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهی، 5 روز چهارم را به ندیمان و درباریان، 5 روز پنجم را به توده مردم و 5 روز ششم را به برزگران».

در حال حاضر مراسم نوروز از پنجه و شب آخرین چهارشنبه سال (چهارشنبه سوری) آغاز شده و در سیزدهم فروردین (سیزده بدر) پایان می‌‌یابد.

بنابر سالنمای کهن ایران هریک از 12 ماه سال 30 روز بود و 5 روز باقیمانده سال را پنجه، پنجک یا خمسه مسترقه یا 5 روز دزدیده شده می‌نامیدند از آن جهت که در هیچ یک از ماه‌ها حساب نمی‌شد. مراسم پنجه تا سال 1304 خورشیدی که تقویم رسمی شش ماه اول سال را 31 روز قرار داد، برگزار می‌شد.

از جمله آیین‌های این جشن 5 روزه که در شمار روزهای سال، ماه و کار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاکم و امیری انتخاب می‌کردند که رفتار و دستورهایش خنده‌آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می‌کرد. ابوریحان بیرونی در آثارش در این خصوص از مردی یاد می‌‌کند که با جامه و آرایشی شگفت‌انگیز و خنده‌آور، در نخستین روزهای بهار، مردم را سرگرم می‌کرد و در مقابل پول یا هدیه‌ای از آنان می‌گرفت. حافظ از این شخص به عنوان «میرنوروزی» یاد کرده و دوران حکومتش را بیش از 5 روز نمی‌داند.

امروزه کسانی را که در روزهای نخست فروردین با لباس‌های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در کوچه و خیابان‌ها می‌بینیم که با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می‌کنند و پولی می‌گیرند، بازمانده شوخی‌ها و سرگرمی‌های انتخاب «میرنوروزی» و «حاکم پنج روزه» است که تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می‌شوند.

در برخی منابع گفته می‌شود که او و همراهانش نمادی از یک سنت کهن در آذربایجان هستند. این سنت «قیشدان چیخدیم» به معنای «از زمستان خارج شدیم» نام داشت و بر اساس آن حاجی فیروز در گذرها آواز می‌خواند تا به همه خبر دهد که بهار آمده و زمستان به پایان رسیده است و در مقابل این شادی و نشاط فراوانی که حاجی فیروز برای مردم به ارمغان می‌آورد، آن‌ها نیز پول، شیرینی و هدایای دیگر به او می‌دادند.

در آیین‌های باستانی ایران برای هر جشن و یا مراسم مذهبی، خوانی گسترده می‌شد که در آن علاوه بر آلات و اسباب نیایش مانند آتشدان، ماهروی و برسم، فراورده‌های فصل و خوراکی‌های گوناگونی نیز بر سر خوان نهاده می‌شد زیرا خوردن خوراک مذهبی یکی از رسم‌های دینی بود.

خوان (سفره) هفت سین حاوی مجموعه‌ای از نمادهای استقبال از بهار است. هفت سین باید حاوی حداقل هفت عنوان باشد که با حرف «سین» شروع می‌شوند.

سبزه: تولد دوباره، حیات نو و سبز بودن

سمنو: ثروت، فراوانی و وفور

سنجد: عشق و محبت

سیر: دارو و درمان و به عنوان ماده‌ای جهت حفظ سلامت بدن و روان

سیب: زیبایی و سلامت

سماق: رنگ طلوع آفتاب

سرکه قرمز: سن، صبر، عقل و خرد

سنبل: نشانه‌ای از آمدن بهار و زیبایی

سکه زرد: ثروت و رفاه

تخم مرغ رنگ شده: نشانه باروری

ماهی قرمز: نشانه زندگی و حرکت

آینه: نمادی از خلقت و برای رفع کدورت و نشانی از صفا، پاکی و یکرنگی

و شمع‌هایی روشن در برابر آینه که به احترام آتش روشن می‌کردند و نشان‌دهنده آینده‌ای روشن بوده است. در واقع با روشن کردن شمع بر روشنایی خانه و زندگی تأکید می‌شود.

از خوراکی‌های دیگری که بر سر سفره ایرانیان بوده، نان به نشانه فراوانی و شیر تازه به نشانه غذای نوزادی که تازه متولد شده است.

 
 

از برپایی مراسم و آیین‌های نوروزی در دوران هخامنشی، اطلاع دقیقی در دست نیست و تنها برخی از پژوهشگران همچون فیلندر معتقدند که حجاری‌ها و سنگ‌نگاره‌های باقیمانده در تخت جمشید، نشان‌دهنده مراسم نوروزی در دوران هخامنشی  است. این آثار نشانه‌ای از تقدیم هدایا از جانب اقوام و ملل تابع هخامنشیان به حضور پادشاه است.

در خصوص چگونگی برگزاری نوروز در روزگار اشکانیان گفته می‌شود که هر چند ایشان ایرانی‌نژاد و پیرو کیش زرتشت بودند ولی تسلط 80 ساله یونانیان (جانشینان اسکندر)، موجب شد که آنان در باب آداب و رسوم ایرانی بی‌قید شوند و در پایان حکومت 476 ساله آنان، دوباره ملیت ایرانی قوت گرفت.

در دوران ساسانیان مراسم نوروز را بین 6 تا 30 روز برگزار می‌کردند. پادشاهان ساسانی 5 روز اول یا «نوروز عامه» را بارعام داده و به رفع حاجت‌های مردم می‌پرداختند. سپس «نوروز خاصه» یا «نوروز بزرگ» را که از روز ششم فروردین آغاز می‌شد به خود و نزدیکانشان اختصاص داده و به جشن و شادمانی می‌پرداختند و هدیه‌های خاص نوروز در این ایام در دربار پادشاه داده می‌شد. روز ششم فروردین را «خرداد روز» می‌نامیدند و این روز را متعلق به فرشته مقدس «خرداد» می‌دانستند. پیروان آیین مزدیسنا همچنین معتقد بودند که زرتشت (650 سال پیش از میلاد مسیح) در این روز متولد شده و در همین روز مقدس با خداوند به راز و نیاز پرداخته است و این روز برای ایرانیان محترم و مقدس شمرده می‌شد. از رسوم رایج این روزگار آن بود که مردم در بامداد نوروز به یکدیگر آب می‌پاشیدند و شِکر هدیه می‌دادند.

دلبستگی ایرانیان به سنت‌های گذشته خود موجب شد نوروز که سمبلی از عظمت و شکوه آنان بود در سراسر دوران اسلامی، حتی در دوران خلفایی که اعتنایی به این رسوم نداشتند، برپا شود و آشنایی و آگاهی فرمانروایان اموی و عباسی از آیین هدیه دادن به حاکمان، دلیلی برای گرایش فرمانروایان عرب به برگزاری نوروز شد. با کاهش قدرت و نفوذ عرب‌ها بر دولت‌های ایرانی و ایجاد حکومت‌های مستقل ایرانی همچون صفاریان و سامانیان و تعلق خاطر پادشاهان ایرانی‌نژاد به اجرای رسوم ایرانی، موجب احیای نوروز و برگزاری باشکوه این جشن شد. اشارات ابوالفضل بیهقی در قسمت‌های مختلف تاریخ خود به هدیه دادن در نوروز، نشان‌دهنده تداوم رسوم نوروزی در دوره غزنویان است. با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمیت یافتن مذهب تشیع، برخی از آداب اسلامی با آیین‌های نوروزی درآمیخت.

 
 

 عدد هفت برگزیده و مقدس است و انتخاب این عدد در سفره نوروزی بسیار قابل توجه است. ایرانیان باستان این عدد را با هفت امشاسپند یا هفت جاودانه مقدس ارتباط می‌دادند که عبارتند از: اورمَزد، وَهمَن، اردیبهشت، شهریور، سِپندامَذ، خورداد و اَمُرداد.

در نجوم عدد هفت، خانه آرزوهاست و رسیدن به امیدها را در خانه هفتم نوید می‌دهند.

در نزد ریاضیدانان نیز عدد هفت که جمع سه و چهار است، به سبب شکل هندسی مثلث و مربع که اشکال همگن و کامل به شمار می‌آیند، نمایانگر کمال و به شکلی نمادین به مفهوم کثرت و تکامل است. در میان اقوام هند و اروپایی و همچنین هند و ایرانی، این عدد خوش یمن و مبارک تلقی شده و در اساس نقش این عدد در فرهنگ ملت‌ها، نقشی مثبت است و از همین روست که در فرهنگ ایرانی که بنیانش بر باورهای دینی استوار است، در سفره عید که سفره‌ای دلپذیر و خوش یمن و سرشار از امید به بهبودی و رونق بیشتر است، هفت سین چیده می‌شود به این امید که سال نو پربرکت و مبارک باشد.

 
 

برخی از محققان معتقدند که پیش از اسلام در این سفره «هفت شین» می‌گذاشتند همچون شمع، شیرینی، شیر، شربت، شهد، شراب و شاهدانه و یا هفت گیاه چیده شده سودمند به صورت «هفت چین». گروهی از پژوهشگران نیز بر این باورند که در جشن نوروز، میوه‌ها، شیرینی‌ها و خوراکی‌ها را در هفت عدد از سینی‌ها می‌چیدند و بر سفره نوروزی می‌گذاشتند و آن را «هفت سینی» می‌گفتند که بعدها در طول زمان به «هفت سین» تبدیل شده است.

 
 

برگزاری مراسم نوروز تنها منحصر به ایران نمی‌باشد. کشورهای افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، بعضی از مناطق مصر، مناطق کردنشین عراق، لبنان و ترکیه مراسم نوروز را مطابق فرهنگ خاص خود برگزار می‌کنند. در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید، دو بار در سال جشن سال نو گرفته می‌شود. یکی از این جشن‌ها با استناد به تقویم میلادی که به تأیید سازمان ملل رسیده است، به عنوان جشن بین‌المللی «سال نو» شناخته می‌شود و دیگری برگزاری «عید نوروز» به نشانه احیای دوباره آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.

 
 

نامیدن هر سال به نام یک حیوان بیشتر در اثر عوامل اعتقادی یا فرهنگی در تقویم بعضی از ملل مرسوم شده است. این عوامل از ریشه‌هایی سرچشمه می‌گیرد که با تقویم این ملت‌ها در ارتباط است.

تقویم ترکی- مغولی از حدود قرن هفتم هجری قمری یعنی پس از استیلای مغول بر ایران، به تقویم ایرانیان راه یافت. این تقویم از نوع شمسی- قمری است بدین معنی که سال آن شمسی و ماه‌های آن قمری است. اسامی 12 ماه قمری این تقویم در ترکی به ترتیب به معنی ماه اول، ماه دوم و ... نامیده می‌شود. این تقویم دارای دوره 12 ساله حیوانی است که اسامی فارسی آن به ترتیب عبارتند از: موش، گاو، پلنگ (ببر)، خرگوش (گربه)، نهنگ (اژدها)، مار، اسب، گوسفند (بز)، میمون، مرغ (خروس)، سگ و خوک.

در ایران استفاده از این تقویم در دوره صفویه (907 تا 1135 هجری قمری) متداول شد. از آن زمان تا اواسط قرن 13 هجری قمری که جایگزین تقویم جلالی شد، بیشتر در امور دولتی و شرح وقایع تاریخی، در کنار تقویم‌های هجری قمری، جلالی و ... استفاده می‌شد. در سال 1329 هجری قمری مطابق با 1289 هجری خورشیدی، تقویم شمسی برجی به جای این تقویم رایج شد و سرانجام در سال 1304 هجری خورشیدی که تقویم هجری شمسی به عنوان تقویم رسمی پذیرفته شد، به طور صریح استفاده از سال‌های دوره 12 ساله حیوانی منسوخ شد. با وجود این هنوز هم در بعضی از انواع تقویم‌های ایرانی، از نام سال هجری شمسی در دوره 12 ساله حیوانی استفاده می‌شود.

درمورد انتخاب نام دوازده حیوان بر روی دوازده سال، افسانه‌ای قدیمی به این شرح نقل شده است: روزی بودا به هنگام حلول سال نو، تمام حیوانات را فراخوانده و اعلام نمود در صورت اطاعت از فرمان او به آنان پاداش خواهد داد. از تمام حیوانات کره زمین فقط دوازده حیوان به دعوت او پاسخ دادند. بودا نیز به پاس این فرمانبرداری مقرر نمود هر یک از این دوازده حیوان سالی را به نام خود و زیر نفوذ خود قرار دهند و به این ترتیب بود که دوازده سال به نام این دوازده حیوان نامگذاری شد.

حوادثی که در هر سال رخ می‌دهد، تحت تأثیر و نفوذ حیوان نماد آن سال قرار می‌گیرد. البته ممکن است چنین باورهایی به نظر برخی خرافی و بی‌پایه و اساس باشد و در مقابل شاید عده‌ای باشند که حرکت ماه و خورشید را بر زندگی انسان‌ها مؤثر بدانند.

برای به دست آوردن نام حیوان بر سال مورد نظر از یک فرمول ساده استفاده می‌شود. عدد سال مورد نظر را منهای عدد 6 کرده و عدد بدست آمده را بر 12 تقسیم می‌نمایند. چنانچه عدد باقیمانده کمتر از 12 باشد، بر اساس ترتیب حیوانات در نظر گرفته شده، آن عدد مشخص‌کننده نام حیوان را برای سال مورد نظر می‌باشد. برای مثال برای آن که بدانیم سال 1391 بر اساس چه حیوانی نامگذاری شده است، عدد 1391 را منهای 6 کرده و حاصل آن بر 12 تقسیم می‌شود.

1385 = 6 – 1391  

115=12÷1385 و باقیمانده (بدون در نظر گرفتن اعشار)، معادل 5 می‌باشد. با توجه به ترتیب حیواناتی که در بالا ذکر شده است، پنجمین حیوان نهنگ (اژدها) بوده بنابراین سال 1391 سال نهنگ نامگذاری شده است.

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
مطالب مرتبط