مهستی گنجه ای

مهستی گنجوی شاعر

تعداد بازدید: 1485
کد مطلب: 15407
تاریخ انتشار: 10:57 10 فروردين 1392

مهستی گنجوی شاعر

 
 
تندیسی از مهستی در کنار مزارش - گنجه

مهستی از زنان نامور و سخنور است . او زنی شاعر در قرن پنجم و ششم هجری است که هنوز هم همتایی نیافته .اعتماد السلطنه نام اصلی او را منیژه می داند و مهستی را لقب وی آورده . تاریخ تولد او احتمالا 491 قمری می باشد .

پدر فقیه او مورد احترام در شهر خجند و در دربار پادشاهان بود  ؛ وی مهستی را در چهارسالگی به مکتب خانه فرستاد وی استعدادی سرشار داشت ، و احتمالا بعد از مرگ پدر ، مهستی با مادر خود به شهر گنجه رفته است .

مهستی به حسن صورت و زیبایی جمال مشهور بوده است .

وی زنی بود که گمنام ماند.

شعر های او حکایت از این دارد که این زن فرزانه در دوران حیاتش ، رنج های بسیار کشیده است .

تاج الدین امیر احمد ، پسر خطیب گنجه ، عاشق مهستی می شود و خطیب ، پدر تاج الدین که علاقه پسرش به مهستی را دریافت ، به آزار مهستی پرداخت و مهستی با دلی پر درد گنجه را ترک کرد و به بلخ و سپس به مرو رفت و در آن جا به ندیمی سلطان سنجر برگزیده شد . اما این عشق به سرانجام رسید و به ازدواج تاج الدین و مهستی رسید .

شیخ فرید الدین عطار ، نام مهستی را در الهی نامه خود آورده است .

وی در علم موسیقی نیز ، مانند شاعری به درجه استادی رسیده است .

وی در سال 576 قمری ، چند ماه پس از مرگ نظامی ، چشم از جهان فرو بست و پیکرش را در کنار مقبره نظامی به خاک سپردند .

در سال 1301 شمسی ، اندیشمندان گنجه ، مدفن نظامی را حفر کردند تا جسر وی را به شهر گنجه ببرند ، در این عملیات ، آن ها ابتدا به جسد مهستی برخوردند که در تدفینش ، احترامات فراوان رعایت شده بود .

 
 

 

او در زمان خود ، آگاه و بی پروا سخن می گفت  . مهستی به فنون سخنوری آن زمان آگاه بود و آواز دلنشینی داشت .

وی بر آنچه که پیرامونش می گذشت ، آگاه بود .دانش را به حد کمال می دانست و در حقیقت ، زن شاعر و عارف بود .

او ظاهر آرایی را مورد انتقاد قرار می دهد. مهستی در طول زندگی آموخت که نفس پاک ، انسان را سربلند می کند  ؛ بنا بر این ، ظاهر انشان ، نشانه سربلندی او نمی تواند باشد .

رباعیات او بسیار زیباست .

لطافت بیان و را در این رباعی می توان دید :

گل چاکر روی تو به هر رنگ که هست دل جای غم توست چنان تنگ که هست
جز سنگ دلت ، هر آسیا سنگ که هست از آب دو چشم من بگردد هر شب

 

او سخن پردازی چیره دست  ، خوش ذوق ، حاضر جواب و اندیشمند بود . 

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
مطالب مرتبط