محمد تقی بهار

ملک الشعرای بهار کیست؟

تعداد بازدید: 6265
کد مطلب: 15270
تاریخ انتشار: 13:50 22 اسفند 1391

ملک الشعرای بهار کیست؟

 
 

میرزا محمد تقی متخلص به بهار ، در 16 آبان سال 1265 شمسی (13 ربیع الاول 1304 هجری قمری – 7 نوامبر 1886 میلادی  )در شهر مشهد  چشم به جهان گشود .

پدرش میرزا محمد کاظم ، متخلص به صبوری ، ملک الشعرای آستان قدس رضوی  ،در سال 1322 قمری یعنی  در 18 سالگی شاعر درگذشت و پس از آن،  به دستور  مظفرالدین شاه قاجار ، این لقب به پسرش واگذار شد و از آن پس ، بهار ، ملقب به ملک الشعرا شد .

وی تخلص بهار را از بهار شیروانی گرفته است که از سخنوران دوره ناصر الدین شاه بوده است.

مادرش نیز زنی اهل سواد و شعر و دانش بود از یک خانواده گرجی ( نژاد قفقازی ) که در زمان عباس میرزا به ایران آمده بودند.

بهار 4 ساله بود که به مکتب رفت و در هفت سالگی ، شاهنامه را نزد پدرش آموخت .

محمد تقی از هفت سالگی شعر می سرود .

وی ادبیات فارسی را نخست نزد پدرش می آموزد ؛ چند سالی را نیز در محضر میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری بود .

وی نویسنده ، روزنامه نگار و شاعر بود و او در رشته های گوناگون ادبی کار کرد .

در اواخر عمر ، بهار به بیماری سل مبتلا گشت و این درد به حدی شد که توان کار کردن از وی گرفته شد و در نهایت در سال 1326 برای معالجه به اروپا رفت و در شهر لزن سویس اقامت گزید و پس از چندی استراحت و معالجه ،به دلیل مشکلات مالی ، در اردیبهشت 1328 ، به تهران بازگشت .

درسال 1329، بهار که دیگر  وجودش نا توان شده بود و پس از گذراندن یک دوره کسالت ممتد ، در ساعت 8 صبح روز یکشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1330 (22 آوریل 1951 میلادی ) در حالی که 64 ساله بود ، در تهران درگذشت و با مرگ او ، ایران آخرین شاعر قصیده سرای خود را از دست داد .

 

روز اول ارديبهشت 1330 ، ( 15 ماه رجب 1370 ه. ق. / 21 آوريل 1951 م )، ساعت 8  صبح ، در خانه خود در تهران ،  خيابان ملك‌الشعرا بهار ، خيابان تخت جمشيد بدرود زندگي گفت. در روز دوم ارديبهشت ماه ( 16 ماه رجب 1370 ه. ق. / 22 آوريل 1951 م ) بعد از ظهر جنازه او را از مسجد سپهسالار تا چهار راه مخبر  الدوله، بر سر دست بردند. و ساعت 4 بعد از ظهر همان روز او را در شميران تهران ،  در باغ آرامگاه ظهير الدوله ، به خاك سپردند.

بهار چند ماه پیش از مرگش ، پایان خود را در غزلی چنین آورده بود :

 

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند از ملک ادب حکم گذاران همه رفتند
گوید چه نشینی که سواران همه رفتند آن گرد شتابنده که بر دامن صحراست

مهرداد بهار ، فرزند محمد تقی ، زندگی نامه ای از پدرش نوشته است . دانلود زندگی نامه بهار به قلم مهرداد بهار

آرامگاه محمد تقی بهار - گورستان ظهیرالدوله

 
 

محمد تقی بهار ابتدا در مشهد ازدواج کرد ، اما همسر و فرزندش به زودی فوت کردند.

 پس از آن در سال 1298 شمسی ، وی در تهران  با شاهزاده خانم سودابه صفدری از نوادگان فتحعلیشاه قاجار ازدواج کرد.و بقیه ی عمر را با همین همسر به سر برد. به خواست محمد تقی ، پس از ازدواجشان ، سودابه را  «بهارجون» صدا میکردند. سودابه زنی توانمند و اصیل بود .

بهارجون در تابستان 1358 ، در دهم مرداد ماه، درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. 

ملک هوشنگ

محمد تقی و سودابه ابتدا صاحب پسری شدند که به زودی از دنیا رفت . و پس از آن فرزندان او عبارتند از:
1.  ملک هوشنگ

در سال 1300 شمسی، بدنیا آمد . وی تا پایان مقطع  دبیرستان در ایران بود و از آن پس برای ادامه تحصیل به هندوستان رفت و آنجا مهندس جنگل داری شد. سپس به آمریکا رفت و در رشته مردم شناسی تحصیل کرد. او مدیر عالیرتبه دانشگاه بود و توانست کالج ایثاکا در ایالت نیویورک را به دانشگاه تبدیل کند. علاوه بر این  وی انگلیس دان

برجسته ای نیز بود.

حاصل ازدواج او با همسر آمریکایی اش سه فرزند بود: روکسانا، رخشان و رامین که هرسه در آمریکا زندگی میکنند.
هوشنگ در تابستان سال 1368 در آمریکا درگذشت.

 

2. ماه ملک

ملک ماه

در سال 1302 بدنیا آمد . وی  از نوجوانی زبان انگلیسی را به خوبی آموخت توانمند ترین مترجمان ایران شد.

ماه ملک بسیار زود ازدواج کرد و به همسری یزدانبخش قهرمان درآمد. دو فرزند ایشان، رامین و بهار ، در آمریکا و ایران زندگی میکنند.

وی تحصیلات دانشگاهی نداشت اما  با این وجود زن خود آموخته ای بود که به کارهای گوناگونی پرداخت و درهر یک از آنها در مقام مدیر به خدمت پرداخت و لیاقت خود را نشان داد: مدیریت بیمارستان، مدیریت دبیرستان، عضو هیئت مدیره انجمن وکس (خانه فرهنگی ایران و شوروی)، مدیریت دارالترجمه رسمی دادگستری (درمنزل شخصی) ، همکاری با زنده یاد مجتبی مینوی در اجرای برنامه های فرهنگی رادیو بی بی سی در لندن ، ترجمه چندین اثر ادبی و فرهنگی، چاپ مقاله ها و ترجمه در مجلات ادبی دهه چهل خورشیدی و سالها خدمت در شرکت دخانیات درمقام مترجم رسمی .
ماه ملک بهار در زمستان سال 1379 درگذشت.

 

3.  ملک دخت

او در سال 1303 زاده شد. خیلی زود به همسری آقای امیرجلیل مژدهی درآمد و از او صاحب دختری به نام غزاله شد اما این ازدواج دوامی نداشت و سر انجام از یکدیگر جدا شدند. سپس با محمود مستشاری  ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند بود : مشکان، ترانه و مانی. اولی در آلمان و دو نفر بعدی در آمریکا زندگی میکنند.

ملک دخت ذوق شعر دارد و شوخ طبع و بذله گوست. او در تهران زندگی میکند. 
 

پروانه

4. پروانه

 

او در سال 1307 بدنیا آمد. پس از ازدواج با آقای دکتر علی اکبر خسروپور به آمریکا مهاجرت کردند .

 

 

 

5.   مهرداد

مهرداد

متولد دهم مهرماه 1308 شمسی است . او تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در دبستان جمشید جم و دبیرستانهای فیروز بهرام و البرز به پایان رسانید.

 

 

 

 

6.  چهرزاد

چهرزاد

چهرزاد کوچکترین فرزند خانواده بهار در 14 دی سال 1315 بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستانی را در دبستان گیو و دبیرستانهای نوربخش و ژاندارک در تهران به پایان رسانید. در دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه تهران، در رشته ادبیات فرانسه تحصیل کرد.
در سال 1340 شمسی  با آقای دکتر یحیی معاصر ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند بنام های شیرین و افشین است که هر دو در تهران زندگی میکنند.
زمانیکه پدرش ملک الشعراء بهار درگذشت 14 سال بیشتر نداشت.
مقبره ملک الشعراء بهار در آرامگاه ظهیر الدوله به همت و کوشش او و مادرش ساخته شد.

چهرزاد هم اکنون در تهران زندگی میکند. 
 

 
 

وی از چهارده سالگی همراه پدر بود و در مجالس آزادی خواهی حضور داشت .

بهار دو سال پس از مرگ پدرش ، در سال 1283 شمسی (1324 قمری )، زمانی که جنبش آزادی خواهی در کشور پدید آمد ،  به جمع مشروطه طلبان خراسان  پیوست.

در سال های 1286 و 1287 شمسی ( 1325 و 1326 قمری ) که بین شاه و ملت کشاکش افتاد ، نخستان اشعار پرشور سیاسی و اجتماعی خود را در روزنامه خراسان که در آ ن زمان محرمانه در مشهد چاپ می شد ، منتشر کرد .

جدال شاه با مردم ، با  پیروزی آزادی خواهان پایان یافت . در مشهد ، حزب دموکرات قدرت کافی به دست آورد و کمیته حزب در سال 1289 شمسی (1328 قمری ) ، تشکیل شد  و بهار هم یکی از اعضای این کمیته شد .

با این اتفاقات ،در این سال ،  بهار روزنامه نو بهار را به امتیاز و مسئولیت خود ، به عنوان ناشر افکار حزب دموکرات خراسان ، انتشار داد. این روزنامه پس از چندی به دلیل مخالفت با حضور قوای روسیه در ایران و مخاصمه با سیاست آن دولت، به امر کنسول روس تعطیل شد.

در اواخر سال 1329 قمری ، به دولت ایران اولتیماتوم دادند و در نتیجه آن ، مجلس دوم بسته شد و دیکتاتوری ناصر الملک آغاز شد .

در این هنگام ، روزنامه نو بهار که حالا با نام تازه بهار چاپ می شد ، با مقدماتی آتشین به قلم بهار ، مردم را به فداکاری و جهاد تشویق می نمود ؛ ولی این روزنامه در سال 1291 به دستور وثوق الدوله ، توقیف شد و بهار و نه نفر دیگر از دموکرات ها ، به تهران تبعید شدند . این تبعید 8 ماه طول کشید  و پس از آن ،بهار و دیگر تبعید شدگان به مشهد بازگشتند .

بهار در سال 1332 قمری ، روزنامه نو بهار را از نو دایر کرد  و اولین بار ، مقالاتی راجع به آزادی زنان در آن منتشر نمود . 

بهار در سال 1334 قمری ، با ذوق ترین جوانان عصر را در پیرامون خود گرد آورد و انجمن ادبی دانشکده را تاسیس کرد و با همکاری آنان ، دو سال بعد ، در یکم اردیبهشت 1297 شمسی ( سال 1336 قمری ) ، مجله ادبی و  اجتماعی دانشکده را با نام آن انجمن ، منتشر نمود ؛ علاوه بر بهار ، عباس اقبال آشتیانی ، غلامرضا رشید یاسمی ، سعید نفیسی و تیمور تاش نیز با این مجله همکاری داشتند.

جنگ جهانی اول در گرفت و بهار به پیروی از مردم روشنفکر آن زمان ، و به علت کینه دیرینه ای که از سیاست استعمارگری روس و انگلیس داشت ، در روزنامه خود با آب و تاب از ارنش آلمان سخن گفت و قصایدی در شرح فتوحات جنگاوران آلمانی در نوبهار ، منتشر ساخت ؛ در نتیجه نو بهار توقیف و خود بهار نیز دستگیر شد ؛ اما به زودی از سوی سه ولایت دره گز ، کلات و سرخس ، به نمایندگی دوره سوم مجلس انتخاب شد و بنا به ناچار از زندان آزاد شد و به تهران آمد و در این دوره ، روزنامه بهار را از سال 1333 قمری تا 1336 قمری ، با چند بار توقیف و تعطیل ، در تهران منتشر نمود .

در دوره چهارم مجلس ، مردم بجنورد که در دوران تبعید بهار ، همدردی های بسیاری از او دیده بودند ، وی را به نمایندگی خود انتخاب کردند ؛ این دوره با جدال بر سر سلطنت و مسائل حاد سیاسی هم زمان بود. بهار جزو گروه اقلیت مجلس بود و از سران این گروه به شمار می رفت .

در آبان 1301 شمسی ( ماه صفر 1341 قمری ) ، مجله نو بهار را دایر کرد . نو بهار در این دوره ، یک مجله ادبی بود و قسمتی از مقالات تاریخی آن به قلم نویسندگان توانمند آن زمان تهیه می شد و مقالات و اشعار خود بهار نیز در آن چاپ می شد .

بهار در دوره پنجم از ترشیز ، و در دوره ششم از تهران نمایندگی یافت . در این چند سال ، مبارزات بین اقلیت مجلس و دولت ، به نهایت شدت خود رسید  ، و بهار نیز که به تنهایی جراید اقلیت را اداره می کرد ، سهم بزرگی در این مبارزات داشت .

 
 

از اواخر دوره ششم به دلیل جریان های خاص سیاسی که پیش آمد ، امکان فعالیت سیاسی از بهار سلب شد و او از صحنه سیاست خارج شد .

در سال 1308 شمسی ، وزارت فرهنگ ، بهار را به تدریس ادبیات فارسی در دارالمعلمین عالی دعوت کرد ؛ بهار مدت 1 سال را در این مدرسه به تدریس ادبیات پیش از اسلام در این مدرسه پرداخت و در پایان همان سال ، با گزارش های ناروا و دروغین افراد در آن مدرسه ، وی به حبس افتاد . در این دوره وی در قصایدش  از ستم های ماموران شهربانی و رئیس شهربانی شکایت های بسیار کرد و در قصیده غضب شاه ، رهایی خود را درخواست نمود :

پادشاهم نموده است غضب بخت بد بین که با چنین حالی
ناتوان تر ز تار های قصب من کیم، چیستم ؟ تنی لاغر
به تعصب بر او زند مخلب؟ کیست گنجشک تا عقاب دلیر
نه رئیس لرم ، نه شیخ عرب نه بلوچم من نه کرد و نه ترک
چیستم؟ - کاتبی بهار لقب کیستم ؟ -شاعری قصیده سرای

 

 

پس از رهایی از این حبس ، وی دریافت که همچنان تحت نظر شهربانی است ؛ به همین دلیل وی ترجیح داد که از کار هایی که مستلزم معاشرت بت دیگران است شانه خالی کند و عمرش را در خانه بگذراند.

در این شرایط ، یحیی خان اعتماد الدوله قراگزلو ،  وزیر فرهنگ ، که بر تنگدستی او آگاه بود ، پیشنهاد کرد که بهار در خانه کار هایی برای وزارت فرهنگ انجام دهد . این کارها عبارت بودند از : تصحیح و تنظیم کتاب های  ابتدایی و تصحیح و حاشیه نویسی بر  کتاب های نایاب و یا کتاب هایی که غلط هایی در آن ها راه پیدا کرده بود .

به این ترتیب ، بهار ابتدا کتاب تاریخ سیستان را تصحیح کرد و بعد مجمل التواریخ و القصص ، جوامع الحکایات عوفی و التقاطات از جوامع الحکایات مذکور را ، به نحوه شایسته ای آراست و در اختیار وزارت فرهنگ گذاشت .

در همین زمان ، بهار شروع به چاپ کردن دیوان اشعارش نمود و هنوز نیمی از آن به چاپ نرسیده بود که مردم به رضا شاه خبر دادند که بهار دیوان خود را در پنهان به چاپ رسانده و در آن چیز هایی گفته و نهفته ، که با مصالح شاهان سازگار نیست . به این ترتیب ، وی را در معرض فشار سانسور شهربانی قرار دادند و همان بخش از کتابش را که چاپ کرده بود ، توقیف کردند ؛ و بی هیچ دلیلی در بامداد نوروز 1312 شمسی ، باز ماموران شهربانی او را در خانه اش دستگیر کردند و به زندان بردند و وی را 5 ماه در آن جا نگاه داشتند و پس از آن وی را روانه اصفهان کردند و شاعر 1 سال در اصفهان ، به بدترین شکل  به سر برد.

بهار در این دوران اشعار زیادی سرود و در آن ها از ستمی که به وی روا شده بود نالیده ؛ از جمله این قصاید هستند : هفت سین ، شکوه و تفاخر ، از زندان ، ناله بهار در زندان ، بهار اصفهان ، شکوائیه ، پیام به یاران تهران ، بقائی و شعله ، خبر نداری و ...

هیچ کدام از تلاش های وی برای رهایی از زندان ، موثر واقع نشد ، تا این که به توصیه دوستان ، شعری با ترجیع « وراث طهمورث و جم پهلوی » سرود و برای شاه فرستاد ، و با این کار به تهران فرا خوانده شد .

 

پس از آمدن او به تهران ،  دولت عزم بر پا داشتن جشن هزاره فردوسی را کرد  و برای این جشن ، دانشمندان هر کشور ، به ایران دعوت شدندو بهار را نیز به این جشن ، شرکت دادند  ؛ بهار هم رساله ای در شرح احوال فردوسی ، از روی شاهنامه تالیف کرد و آن را در مجله باختر نیز منتشر نمود .

در این زمان وی مشغول به تدریس درس تحول و تطور زبان فارسی در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات  شد و کم کم به طور رسمی در دانشکده ادبیات ، مشغول به تدریس شد و تا آخر عمر بر این خدمت باقی ماند .

دو سال پیش از کناره گیری رضا شاه ، یعنی در سال 1318 دوستان خیر خواه بهار ، او را وادار کردند تا اشعاری در اوضاع روز و اصلاحات و ترقیاتی که نصیب کشور شده است بسراید ، بهار نیز قصیده ای در این زمینه سرود و در آن شاه را با ابیت زیر ستود:

شاهنشهی که سایه خلاق اکبرست صاحبقران شرق رضا شاه پهلوی
کاین را پدر عقیده و اخلاص مادرست این مدح را ز جنس دگر مدح ها مگیر

 

این قصیده باعث شد که جایگاه بهار در دربار بهتر شود.مطلع آن چنین بود:

عصری بلند پایه و عهدی منور است امروز روز عزت دیهیم و افسوس

 

بنا بر آن چه گفته شد ، بهار از زمانی که از صحنه سیاست خارج شد ، تا پایان دوره رضا شاه، یعنی بین سال های 1308 تا 1320  ،به مدت 12  درس می داد و کتاب می نوشت و شعر می گفت ؛ این دوره آرام و دور از کشمکش های سیاسی، که در حقیقت دوره عزلت و انزوای او بود ، از بارآورترین ادوار زندگی بهار است . روی هم رفته راجع به زندگی ادبی و سیاسی وی در این دورا نمی توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. کتاب های قدیمی را تصحیح ، و با مقدمه و حواشی به چاپ رساند .
  2. تعدادی ترجمه در کارنامه او ثبت شده است ، از جمله :شرح حال مانی ، یادگار زریران ، درخت آسوریک ، مادیگان شترنگ  ،  قصیده دوازده هجایی اورمتن شه ورهرام . علاوه بر این ها وی ترجمه منظوم آذر بد مار سفندان را در بحر متقارب از متن پهلوی به فارسی برگرداند .
  3. مهم ترین خدمت او که حاصل آخرین سال های این دوره از زندگی اوست ، کتاب سبک شناسی است که آن را در سه جلد نوشت و در دانشگاه نیز تدریس نمود . بهار خودش درباره این اثر می گوید :

«من این سه جلد یادگار تتبعات دیرینه خود را با شوقی وافر و علقه ای صادق به نسل معاصر ، در اسوء حالات و تاریک ترین ایام زندگانی خویش جمع و تدوین نمودم و مدت دو سال تمام در آن رنج برده نور چشم و نیروی اعصاب را به کار بستم .»

  1. بیشتر اشعار در این دوره ، غیر از حبسیه ها و شکوائیه ها که در تهران و اصفهان سروده شد ، حسب حال ها و حوادث روزانه زندگی ، و قصاید و منظوماتی است در وصف طبیعت .

وی در این دوران از درکه ، رود کارون ، دامنه البرز ، سپید رود ، شب زمستان ، جمال طبیعت ، بهار در اسفند ، سرچشمه فین ، رستم نامه ، گناه آدم و حوا و و خلاصه بیشتر مطالبی که بوی سیاست ندهد سخن گفته است .

از شعر های خوب بهار در این دوره هستند : راز طبیعت ، مرغ شباهنگ ، بنای یادگار ، کارنامه زندان.

  1. از مجموع شعر های بهار در این دوران در می یابیم که شاعر بزرگ ایران و قهرمان سرسخت عهد آزادی و مشروطه، از مبارزه با رژیم استبداد ، نا امید شده است .
 
 

بعد از وقایع 1320 شمسی ، مرحله نوین دیگری در کار هنری و اجتماعی بهار آغاز شد .وی که دوازده سال ( 1308 – 1320 ) به گوشه گیری و تحقیقات ادبی گذرانده بود ، با رفتن رضا شاه ، به عالم سیاست و ادب بازگشت .

وی روزنامه نو بهار را بار دیگر دایر کرد و یک سال آن را دوام داد . یادداشت های خود را که یادآور واقعیات تلخ و مرارت بار کذشته بود ، با نام تاریخ احزاب سیاسی ، در پاورقی روزنامه مهر ایران چاپ نمود ، و بعدها به صورت کتاب مستقل ، چاپ . انتشار داد. مقالات انتقادی خو را در اخلاق و لزوم اتخاذ روش اصلاح طلبانه در مجله یغما منتشر کرد و در مجموع ، قدم هایی در راه تجدید حیات جمعیت قدیم دمکرات ها برداشت .

بهار در سال های آخر عمرش ، جدا شیفته اتحاد جماهیر شوروی شده بود . وی از ابتدای تشکیل انجمن روابط فرهنگی ایران و شوری ( 1322 ) در آن عضویت داشت  و مدت زیادی هم رئیس شعبه ادبی انجمن بود  و در شعری که به مناسبت گشایش نخستین کنگره انجمن سرود ، علاقه خود را به جماهیر شوروی چنین گفت :

 

هر فیض که آید از سوی شمال آید باری نکنم نهان که سوی ما

 

 

وی در سال 1324 به آذربایجان شوروی سفر کرد و در جشن یاد بود بیست و پنجمین سال استقلال آن کشور ، شرکت نمود و این سفر را در قصیده بهار باکو توصیف کرد.

در سال 1324 ، در زمان نخست وزیری دوم قوام السلطنه ، به وزارت فرهنگ منصوب شد ؛ اما دوران وزارتش چند ماهی بیشتر طول نکشید و در اثر وقایع آذربایجان مجبور به کناره گیری شد .

وی در دوره پانزدهمین مجلس ، برای ششمین بار ، از تهران به نمایندگی انتخاب شد و ریاست فراکسیون دمکرات ها را بر عهده داشت . 

 

وی در سال 1328 رهبری انجمن طرفداران صلح جهان را بر عهده گرفت.

 
 

از ملک الشعراء بهار یکصدو چهارده نامه باقی مانده که در یک دوره ی چهل و هفت ساله (1329ـ1282) یعنی از هفت سالگی تا واپسین ماه های زندگی او نگاشته شده است. و تا اندازه ی زیادی بارتاب اندیشه و تفکرات سیاسی و اجتماعی علمی و ادبی بهار در طول زندگی پر فراز و نشیب او می باشد.این نامه ها از طرف خانواده ی بهار به سازمان اسناد اهداء شد و به کوشش علی میر انصاری به چاپ رسید. 
نامه های بهار به لحاظ موضوعی شامل این  موارد است:   خانوادگی  ، سیاسی ، نامه های او به هنگام تبعید به اصفهان ، ادبی ، دوستانه ، اداری و وزارتی.

دانلود نامه های محمد تقی بهار

 
 

وی با این که از تحولات زمان بی خبر نیست ولی به سبک و زبان و آهنگ گویندگان کهن سخن می گوید . محمد تقی قصیده را به خوبی و صلابت قصیده ادیب الممالک ، و مثنوی را هم در کمال استادی سروده است .تصنیف های زیبایش زبانزد خاص و عام هستند .

اشعارش متین و آراسته به صنایع بدیع هستند .

این سخنور به راستی نبض با نبض مردم ایران هم نوا بود ؛ وی درد های مردم را تشریح می کرد و آرزو های آنان را بر می شمرد.

او از آغاز جوانی ، در سرنوشت  ملی مردم ایران شریک بود و همواره با سخنان تند و تیز خود ، حامی مردم ایران در دوران استبداد سلطنتی بود .

 
 

آثار بهار از نظر کمیت بی شمارند و به لحاظ درون مایه طیف گسترده ای را در بر می گیرند. آن شاعر پژوهشگر و کنجکاو، به مدت   پنجاه سال در صحنه ی سیاست، ادب وهنر، روزنامه نگاری، تدریس در دانشگاه، حضوری فعالانه داشت وازبرای نسلهای بعد ازخود میراثی گرانقدر از نظم و نثر باقی گزارد.  پاره ای از آثار او به زمان زندگانی اش به صورت کتاب و مقاله،  وشعرمنتشر شد. پاره ای دیگر، پس از درگذشت او به وسیله ی باز ماندگان وعلاقمندان گردآوری گردید و به چاپ رسید. این آثار عبارتند از:

الف ) کتاب 

- «احوال فردوسی »، اصفهان،(1313)
ـ« تاریخ تطور شعر فارسی» ، مشهد، ( 1334)
ـ« تاریخ مختصر احزاب سیاسی»، تهران،(1357) - 2 جلدی
ـ «چهارخطابه»،( شعر، مثنوی در مدح و اندرز به رضاشاه) تهران، (1305) 
ـ «دستور پنج استاد» ، [همراه با عبدالعظیم قریب، بدیع الزمان فروزانفر، غلامرضا رشید یاسمی، جلال الدین همائی ]، تهران (1329)- 2 جلدی
-« دیوان اشعار» به کوشش چهرزاد بهار، تهران(1380) ،انتشارات توس - 2 جلدی رجوع  شود به: صفحه اصلی اشعار ملک الشعرای بهار
- «زندگانی مانی» ،تهران (1313) 
ـ« سبک شناسی»، تهران (1337) - 3 جلدی
ـ «شعر در ایران» تهران (1333) 
-« قبر امام رضا»( مفقود)
- «فردوسی نامه» ، مجموعه ی مقالات ، به کوشش محمد گلبن، تهران،1345،مرکز نشر سپهر.این کتاب شامل بخش های زیر است:
قبر فردوسی، ص 9 -17   /   فردوسی،" قصیده " ص7 -21    /   شرح حال فردوسی از روی شاهنامه،ص 21 -80    /    آفرین فردوسی، "قصیده"ص 80-89     /     فردوسی بزرگترین شاعر ایران است،ص 89-96     /   خط و زبان پهلوی در عصر فردوسی،ص 96-136   /    کل الصید فی جوف الفرا " قصیده" ص 136- 141  /  ترجمه ی شعر درینک واترشاعر انگلیسی،ص 141-145   /  فلسفه ی فردوسی، ص145-15   /  نقش فردوسی "مثنوی "ص158- 159    /  شعرهای دخیل و تصحیف ها در شاهنامه،ص 159-169    /  مجسمه ی فردوسی، "قصیده "ص 169-171

 

ـ« یادگار زریران» ، تهران (1312)


ب ) تصحیح 
ـ «تاریخ بلعمی»، ابو علی محمدبن محمد بلعمی، به کوشش محمد پروین گنابادی، تهران، (1341)
ـ« تاریخ سیستان»، تهران، (1314) 


ـ «رساله ی نفس، ترجمه ی بابا افضل مرقی»، تهران(1316) 
ـ «شاهنامه ی فردوسی»، به کوشش علی میر انصاری، تهران، 1380
ـ «مجمل التواریخ و القصص»، تهران، (1318) 
ـ «منتخب جوامع الحکایات و لوامع الروایات عوفی» ، تهران ( 1324) 

ج ) ترجمه 
ـ «ترجمه ی چند متن پهلوی»، به کوشش محمد گلبن، تهران 1347مرکز نشر سپهر. این کتاب شامل بخشهای زیر است:
شعر پهلوی ( منظومه ی درخت آسوریک)   /  گزارش شترنگ و نهادن وینردشیر  /  ارمغان بهار ( اندرزهای آذرپاد مهرسپندان )   /  داروی خرسندی /   یادگار زریران یا شاهنامه گشتاسپ  /   سرود کرکوی   /  یک قصیده ی پهلوی،( درآمدن شه بهرام ورجاوند)
/    ماه فروردین روز خورداد  /    داستان ریدک خوش آرزو(خسرو کواتان و ریدک)  / چیدک اندرز فریود کیشان   /   اندرز خسرو کواتان )قبادان)    /   افسون گزندگان و قطعات پهلوی   /  اندرز بهزاد فرخ فیروز
ـ « قطف الزهور فی تاریخ الدهور»، به کوشش علی میر انصاری، نشر میراث مکتوب، تهران، 1358

د ) رمان 
« نیرنگ سیاه یا کنیزان سفید»، روزنامه ی ایران، (1297):101/1
 

ل )  نمایش نامه 
«تربیت نا اهل» ، نشریه ی فرهنگ خراسان س2(1337): 4-5/37-47


ه ) مقاله
- «آخرین علاج» ، ایران (1297): سال دوم شماره ی288، ص1
- «آدم کش» نوبهار،( 1301):4/53
- -« آذربایجان»، ایران،( 1299): 107/1
- « آرمان ملی»، داریا( 1323):34/4
- «آزادی عقیده»، آسیای وسطی (1301): 60-61/1-3
- «ازادی عقیده» نوبهار، (1296) : 106/1؛107/1؛108/1-2
- «آسیا بیدار شو» نوبهار،(1332):2/1-2
- « آقا سید محمدکاظم یزدی»،ایران،(1298):101/1-2
- «آمال ملی» نوبهار،(1296): 90/1-2؛92/1-2؛93/1-2
- «آه روح من سنگین می شود»، نوبهار،(1333):53/2-3
- «آه قلم من»، نوبهار،(1333):11/2-3
- « آیا حقیقت در انسان عارضی است»، نوبهار، (1333):58/2-3
- «ابناء انقلاب»، ایران،(1298) ،79/1
- «اباختر» ،باختر(1312):1/361-362
- « اجتماعیون و اشتراکیون»، نوبهار، (1301):6/3
- « احیای اداره ی ژاندارمری»، ایران، ( 1298): نوبهار200/1
- «اخلاق را دریابید»، مهر ایران، ( 1320):7/1
- «ادبیات ایران»،نوبهار(1322):33
- « ادبیات هندی»، مهر(1315):110-115، 217-223 541-547
- « ارمغان بهار»، مهر،2(1313): 4/317-324؛ 723-729؛ 818- 825
- « از آن طرف راه نیست»، نوبهار،(1321):17/.....
- «استبداد یا روح قانون»، زبان آزاد،(1296):1/1
- « استدعای من»، مهر ایران،(1321):145/1
- « استعمار»، نوبهار(1322):850/1
- «اشتباه بزرگ»، نوبهار(1332)68/1-2
- «اشعارمنثوره»، نوبهار،(1301):4/......
- «اصطلاحات»، ایران، (1297):35/1 
- «اعیان»، نوبهار،(1328):4/1-2
- « افکار عمومی زیر قلم ماهاست»، نوبهار،(1322):67/1
- « اقسام کلاها»، نوبهار(1333)،77/2-3
- «الفاظ و معانی در شعر قدیم» ، دانشکده، (حوت 1297):10/511-514
- « التنبیه علی حروف التصحیف»، تهران، (1309):3/101-110
- « الکولیک،استحثاث قریحه»، دانشکده،(1298):11/588-593
- «امتیازفصلی»، نوبهار،(1322)43/......
- «امیرالدین مسعود مهندس نخجوانی»، ارمغان،11(1309):1/12-14
- «امیل زولا»دانشکده، (1297)10/534-541
- «انتحار، مباحث اجتماعی و فلسفی»، ایران،(1297):69/1- 2؛34/1
- «انتحار یا آنارشی» ، ایران،(1298):22/1؛ 24/1 ؛ 33/1 ، 34/1
- «انتخابات »، ایران، (1297):22/1
- « انتظار» ایران،(1299): 125/1
- «انتقاد بر انتقاد اقبال آشتیانی» ، دانشکده، (1298):11-12/588
- « انتقاد بهار»، روزنامه ی اقتصاد، ( 1301):63/1
- «انتقاد در اطراف مرام ما»، دانشکده،(1297):3/115-124
- «انتقادلفظی در مقاله ی شیر و خورشید»، آرمان،(1309):2/51
- « اندر آن مملکت از در بدری نیست نشان» ، روزنامه ی مردم،(1324):90
- « اندرز»، سخن، (1345):دوره ی شانزدهم ،ص 439
- «انگلیس و آلمان در آفریقا»، ایران(1297):57/1
- « اهمیت آموزگار»، نوبهار،(1322):73/1
- « ایران به کجا می رود»، نوبهار،(1333):57/1
- « ایران زنده است» ، نوبهار،( 1321):39/.....
- این را بخوانید، نوبهار،( 1333):30/2-3
- « ای وطن»، نوبهار،(1328):14/1-2
- «باختر به معنی شمال است» ،باختر، (1312):1/67-74
- «بازگشت ادبی»، ارمغان،13(1311):7/441-448
- « بازیهای ایرانی» ، تعلیم و تربیت،4(1313):11/641-647؛12/711-718
- «باید خوب شد» ، ایران،(1297):49/1
- «بحث و انتقاد در اطراف شعر سعدی» ، طوفان هفتگی،(1307):13/2
- « بخشش و بخشایش بحث لغوی» ، مهر ایران،(1321):242/1
- « بد تر نیست بر سری»، ارمغان، 12(1310):11/785-791

- «برای خلاصی وطن چه باید کرد»، نوبهار، (1329): 22/1-2
- « برگ زرد»، زبان آزاد،(1321):238/1
- « بزه و بزهکاری» مهر ایران ،( 1321):238/1
- « بهرام گور» ، نوبهار(1321): 33/1
- «به له و بر علیه آقای خراسانی »، دانش، 1(1328):5/246-297
- « به مناسبت حوادث اخیر» ، ایران ، (1297):19/1
- «به مناسبت یادبود دکتر محمد اقبال »،جهان نو ، 4(1329): 5/89 و 115
- « به من گوش دهید»، نو بهار، (1296):67/1
- « پاسخ به انتقاد عباس اقبال آشتیانی» ، دانشکده، (1297): 9/497-504
- « پالش و پالایش»، مهر ایران، (1321):25/1
- « پایان یک خستگی» ، ایران، (1299):145/1
- « پیری و جوانی» ، نو بهار،(1297):41/2-3
- « تاریخچه ی اکثریت در مجلس چهارم» ، نو بهارهفتگی ،(1301):9/301 
- « تاریخچه و جمعیت بلژیک»، نوبهار، ( 1332):66-73
- « تاریخ کهنه می شود ولی محو نمی گردد» ، نو بهارهفتگی،(1333):62/2
- « تا کی حرف»، نو بهارهفتگی ، (1296):99/1
- « تأثیر محیط بر ادبیات »، دانشکده ،(1297):4و5/171-178
- « تبعیدشدگان اخیر»، ایران(1298):180/1-3
- « تجدید عهد استبداد»، نوبهار،(1332):28/1-2
- «تحقیق ادبی، ریشه ی زبان فارسی»، دانشکده،(1298):11-12/567-570


- « تحقیق در لغت پادوپد»، مهر3(1314):6/549-554

 
 
 
 
 
 
 


- « تذهیب و نقاشی»،طوفان هفتگی،(1307):9
- « تربیت نا اهل»، دانشکده(1316):5/38و39
- «ترجمان البلاغه»، دانش (1328):5/246-250؛12/598-603
- « ترجمان البلاغه»، یغما،2(1328):7/294-300؛8/339-354؛9/401-404
- «ترجمه ی تاریخ طبری»، نامه ی تمدن ، 1(1310):5-6/132*145
- «ترک امتعه ی روس یا مبارزه ی مستقیم»، نوبهار،(1329):30/1
- « ترکستان جدید وقدیم»، نوبهار،(1332):52/1-2
- «تسلیت تیره بختان»،نوبهارهفتگی،(1301):17/257
- « تشخیص خوبی و بدی در ایران»، نوبهار هفتگی،(1333): 60/1
- «تشکیل فرق سیاسی»، نوبهار ، (1329):1/ص1-2
- « تطورات زبان پارسی » ،باختر2(1313):4-5/ص246-249
- «تعلیم زبان پارسی » ، آموزش و پرورش،9(1318):7-8/9-12 
- « تعلیم زبان فارسی»، تعلیم و تربیت،8(1317):3-4/1-8
- ـ« تغییر خط فارسی از دیدگاه ملک الشعراء بهار»، نگین،3(1347):36/11
- « تفرج ادبی پاسخ به منتقدین مجله ی دانشکده»، ایران، (1297):1/40
- « تفکرات من»، ایران،(1298):50/1-2
- تقریظی بر تاریخ ادبیات- رشید یاسمی)، مهر(1316): 8/767
- «تماشای موجودات "قورباغه"» ، نوبهار هفتگی،(1301):201/1
- « تمدن قدیم- تمدن جدید»، ایران،(1297):59/1-2؛ 61/1؛ 66/1؛ 67/1
- «تمنی و استدعا»، مهر ایران،(1321): 201/1
- «تنقید یعنی چه و چگونه باید تنقید کرد»، نوبهار هفتگی،(1333): 182/1
- « تنها اثر از ایران قدیم یا نوروز» ، نوبهار هفتگی،(1333):182/1
- «تود و بید»، نامه ی تمدن،1(1310):7-8/197-200
- « تهران باید اصلاح شود»، ایران،(1297):54/1
- «جشن مشروطیت ایران»، ایران،(1297):67/1
- «جوانمردان جمعیت»، مهر ایران، (1320)، 33/1و3
- «جوانمردی، رساله»، مهر ایران ، (1320):22/1
- « چگونگی اخراج آخرین ولیعهد از ایران» ، خواندنی های قرن،(1365):130-153
- «چنانکه – چنانچه، بحث لغوی»، نوبهار،(1322):42/......
- «چهار خطابه از آثار ملک الشعراء بهار در ستایش رضاشاه پهلوی»،یغما، 8(1334):1/5-10
- «چهار دختر»، دانشکده ( 1297):45-48
- «چین و ایران»، ایران،(1297):60/1
- «حریق»،ایران، (1297):9/1
- « حریق خصوصی- حریق عمومی در باره ی مالیه ی ایران»، ایران، (1297):70/1
- «حزب دموکرات آذربایجان»، نبرد(1325):123/1و4
- « حزب مساوات چیست و چه می گوید»، نو بهار (1296): 86/1
- « حسن اداره سوء اداره»، نوبهار(1322):33/.....
- « حقایق نا گوار»، ایران(1296): 19/1؛(1298):83/1
- «حقیقت عریان»، ایران،(1293):120/1
- «حکیم قاآنی شیرازی»، ارمغان، ( 1306): 5-6/285-287
- « حیات سیاسی»، نوبهار هفتگی،(1302):31/481
- « خائن کیست»، ایران،(1297):6/1
- «خاطراتی از کودتای سوم اسفند 1299»، خواندنی های تاریخی،(1362):33-66
- «خاقانی» ،طوفان هفتگی،(1307): 18/1-3
- «خسروانی»، نوبهار هفتگی،(1301):5/72
- «خطرسرخ»، ایران،( 1298):86/1
- « خط و زبان پهلوی در عصر فردوسی»، فردوسی نامه، تهران، (1345)96-136
- «خط و زبان پهلوی در عصر فردوسی»، مهر،2(1312):5/481-505
- «خون مدرس»، مهر ایران،(1321):80/1
- « داروی خرسندی» ، مهر،2(1312):4/353
- « دال و ذال»، نو بهار،(1321): 80/1
- « دبیران،آموزگاران»، نوبهار،(1295):61/1
- « در آرزوی مساوات»،نوبهار،(1322):53/...
- « در اطراف تاریخ احزاب سیاسی» مهر ایران،(1321):232/1
- « در اطراف مذاکرات آقاسید ضیاءالدین طباطبائی»، مهر ایران،(1321):310/1
- « در اطراف نطق لرد کرزن» ، ایران، (1298):198/1
- « درانتظار خوشبختی»، نوبهار(1322):55/1و4
- « در پشت درشکه»، ایران،(1298):98/1
- « در خراسان چه خبر است»، داریا،(1324):80/1
- « درد بی درمان»، نوبهار،(1296):69/1-2
- « در زیر درشکه » ، نوبهار،(1296):57/1
- « درست بخوانید ملت چه کارکنم! لیدر هیچ کاره»، نوبهار،(1296):58/1
- « در صحرای ترکمن »، ایران ما،(1325):568/3
- « دستور ادبی» ، گل های رنگارنگ، 12/28
- « دستور زبان»، آموزش و پرورش،(1317):7-8/9-12
- « دستورزبان فارسی» ، نوبهار،(1322): 44/1و4
- « دستور زبان »، مهر، 7(1321):3/141-145
- « دشمنان دموکراسی – دفاع بهار از پروین اعتصامی » ، مهر ایران،(1321):178/1
- « دفاع بهار از حسن ارسنجانی »، ایران ما،(1326)821/1،2-3
- « دماگوژی»، نوبهار،(1321):103/1-2
- « دنیای آینده»،نوبهار،(1321):25/1
- « دورنمای تصوف در ایران» ، پیام نو، 2(1324):2/35-54
- «دوست نمی دارم»، نوبهار هفتگی،(1301):18/273
- « دومین ملکه ی ایران»، مهر،7(1322):1/18-26؛ 73-81
- « دیروز امروز فردا»، نوبهار هفتگی،(1296):94/1

- «ذکر خطیب فوشنج»، ارمغان،6( 1298):6/30-40
- « رئیس کنگره»، نخستین کنگره ی نویسندگان ، (1325):301-303
- «راجع به قتل سردار اسعد »، نوبهار،(1296):28/1 
- « راجع به کمیته ی مجازات»، نوبهار، (1296): 14/1
 « راستی چیست و راستکار کیست؟» نوبهار ، (1332):5

عکسی از تشییع جنازه ملک الشعرای بهار از مسجد سپهسالار به سوی آرامگاه ظهیر الدوله در تجریش
 
 
 
 
 
 
 


- « رساله ی حدایق الحدائق»، آرمان،( دیماه 1309): 2/44، 50
- « رفقا فیلسوف شده اند»، نوبهار،( 1339): 18//201
- «رنج و گنج» ، ایران،(1297):306/1
- «روباه در خانه ی ما»، نوبهار،(1296):3/2-3
- « روح دیانت »،نوبهار،(1332) 46/1-2
- « روزهای تاریخی» ، نوبهار، (1322):100/....
- « زبان سعدی »، نوبهار، (1301):2/17
- « زندگانی مانی»، انتشارات معقول و منقول، (1315):3/33-82
- « ژنی ها دیوانه ها»، نوبهار، (1333):79/1
- « سالارملی کشته شد» ، ایران، (1297):20/1
- « سبک شعر فارسی» مهر، 4(1316):12/1190-1196
- « سردار اسعد»، زبان آزاد،(1296): 36/1-2
- « سرگذشت کوچک کدخدا افعی پاسبان گنج» ، ایران،(1298):32/3
- « سرگذشت یک نویسنده»، نوبهار،(1333):32/2-3
- « سرمابه ی حقیقی اخلاق است» ، مهر ایران، ( 1320): 76/1
- « سعدی کیست»، نوبهار،(1296):83/1-3
- «سوگند در ادبیات فارسی»، مهر،7(1321): 4/209-212
- « سوء ظن حسن ظن»، ایران،(1297):405/1
- « سیاست انگلیس در ایران» ، ایران،(1299): 694/1
- « سید جمال الدین افغانی»، آینده، 3(1324):7/381-384
- « سید ضیاءالدین و افکار او»، نوبهار، (1322):63/1
- « شاعر گاوسوار»، دانشکده، (1298):11/602-606
- « شرح حال فردوسی» ، فردوسی نامه، تهران، (1345): 21-80
- « شرح حال مرحوم وثوق الدوله» یغما، 10(1336):6/256-258
- « شعر به سبک خراسانی در هند» ، مهر، (1313):3/298-299
- « شعر پهلوی»، طوفان هفتگی، (1306):2/1-2
- « شعر خوب»، دانشکده، ( 1297):6/283-290؛ 339-356
- « شعر خوب» ، نامه ی تمدن،1(1301):10-11/ 356-377
- « شعر در ایران » ،مهر5(1316):1/33-39،و بهار و ادب فارسی، به کوشش محمد گلبن تهران،1371، شرکت کتابهای جیبی، ج 1 ص 74 تا.....این مقاله شامل بخشهای زیر است:
یک: شعر در ایران پیش از اسلام:
الف- شعرهای دوازده هجائی مانی، بهار و ادب ص 79-82
ب-کتیبه ی حاجی آباد، همان ص82-83
ج-ایاتکار زریران، همان، 83-85
د-درخت آسوریک، همان 85-87
هـ - چامه ی شاه بهرام ، همان87-88
و- سرود کرکوی ، همانف88-89
ز- شعر بهرام گور، همان، 89-91
دو: شعر هجائی ، بعد از اسلام
الف –شعر کیخسرو، همان،92-94 
ب- شعر همای چهرآزاد، همان،94
ج-شعر اردشیر پاپکان، همان،94-96
د- شعرهای ده هجائی کردی، همان 96-100
هـ -شعر یزیدبن مفرغ، همان،100-101
و- شعر مردم خراسان در هجو اسدبن عبدالله، همان،101-103
ز- شعر طاهر ذوالیمینین، همان 103-105
ح- شعر ابوالینبغی عباس بن طرخان همان، 105-106
سوم:اشعار طبری و فهلویات بعد از اسلام که به طرز قدیم گفته شده است
الف- مدخ سام و کشتن اژدها، همان ،106-107
ب- شعر علی فیروزه، همان، 107-108
ج- مسته مرد- دیواردز، همان،108- 112
د- شعر بارد جریرطبری ، همان 112-113
چهارم: شعر هجائی در خراسان 
الف- شعر ابو طاهر خسروانی همان ص 114-
پنجم:تصنیف و مثل و اشعاردهقانی
الف- حراره ی احمد عطاش، همان ، 116،
ب- تصنیف نصروجان، همان 117-119
ج- ترانه های هفت یا هشت هجائی، همان 119-121
د- مثلها و افسانه های هشت هجائی، همان،121-123
هـ - غزلهای هشت هجائی، همان،123
و- شعر هشت هجائی در عربف همان،123-125

- « شعر»، طوفان هفتگی، (1306):1/1-3
- « شعرفارسی»، پیام نو، (1325):5/1-13
- «شعر و خط ملک الشعراء بهار»، وحید،4(1354): 7/610
- « شعر و شاعری » ،طوفان هفتگی ، (1308):8/130
- « شعر و صنعت» ،نوبهار هفتگی،(1301):5/77-78
- « شعرهای دخیل در تصحیف شاهنامه»، فردوسی نامه، تهران، (1345): 159-169
- « شعرهای دخیل در دیوان حافظ» ، آینده، 3(1324): 10/522-525
- « شعرهای دخیل و تصحیفها در شاهنامه و دیوان حافظ» ، آینده، 3(1324):6/343-350
- « شعری به لهجه ی تهرانی از ملک الشعراء بهار» ، راهنمای کتاب، 10(1346):3/283
- « شعوبیه»، طوفان هفتگی، 1(1306):5/1-2
- « شماتت و تکذیب دوستان خراسانیم»، ایران،(1299):183/1
- « شمس الدین منوچهر شصت کله» ، مهر6(1317):5/147-353
- « شوخی» ایران، (1298):118/1
- « شهاب ترشیزی»، ارمغان، 13(1311):1/36-44
- « صائب و شیوه ی او»،یغما، 23(1349):5/264-265
- «صدرالدین ربیعی»، ارمغان،(1304):1/25
- «طبیعت دست پرورده خود را مسلک می دهد»،نوبهار، (1328):2/1-2
- «طلوع فکر مثبت»، نوبهار،(1302): 34/529
- « عشق و اراده»، نوبهار هفتگی،(1301):1/1-2
- « عصبانی »، دانشکده، ( 1297):9/451-455
- « عقیده یا اعتماد» ، ایران،(1298): 186/1
- « علم در عهد مغول» ،باختر،(1312):3/118-125
- « فتوحات فرزند آدم»، نوبهار هفتگی،(1333):60/2-3
- « فداکاری»، نوبهار هفتگی، (1322): 54/1-4
- « فردوسی»، باختر،(1312):1/177-184....
- « فردوسی بزرگترین شاعر ایران است»، فردوسی نامه، تهران، (1345):89-6
- « فروغی و حقایق تاریخی» ، مهر ایران، (1321): 293/1و4
- « فقر ادبی با فقر اجتماعی توأم است»، ایران،(1297):52/1
- « فقر ما عمومی است»، ایران،(1297):59/1
- « فقط افسوس» ، ایران، (1297):7/1
- « فکر کنید»، نوبهارهفتگی، (1302):27/417
- « فلسفه ی فردوسی»، فردوسی نامه، نهران،(1345)145-185
- « فلسفه ی نشر ظلم»، نوبهار،(1329):37/1 
- « قبر فردوسی»، فردوسی نامه، تهران(1345):9-17
- «قدیمیترین ایرانی که وارد فراماسون شد»، یغما، 3(1329):1/4-5
- « قصیده ای به لهجه ی مشهدی» ، یغما ،10(1326):2/65-67
- « قصیده ی لبیبی»، آینده،4(1324):3/151-157
- « قلب شاعر»، نوبهارهفتگی،(1301):7/151
- « کابینه ی جدید مشیرالدوله »، ایران،(1299): 128/1
- « کار بزرگ، مرد بزرگ»، نوبهارهفتگی،(1333):78/1-2
- «کتاب فارسی» ،طوفان هفتگی،(1307):17/1-2
- « کتاب مجمل التواریخ و القصص» ، مهر،6(1317):5/388-398
- « گربه» ، نوبهارهفتگی،(1301): 14/209
- « گزارش شترنگ » ، مهر،(1312):7/537-544
- « گل سرخ» ، نوبهار،(1332):15/2-3
- « لامیه ی فتحعلی خان صبا » ، ارمغان، 11(1309):9/655- 659
- « لغت اخلاق »، نوبهارهفتگی ،(1296):9/3
- « لکه های اجتماعی بر دامان ملیت ها » نوبهار،(1332): 56/1-2 
- «لنین بزرگ » پیام نو، (1324):3/1- 17
- « ماشین غلط اجتماع » ، نوبهارهفتگی ، (1321):4/1
- « ما فراموشکار نیستیم» ، نوبهار هفتگی،(1322):93/...
- « ما و افغانستان»، ابران، (1298): 96/1
- « ما و پتروگراد»، نوبهار هفتگی، سال ششم شماره ی 80/ص320
- « ما و روسیه»،ایران،(1299): 95-105/...
- « ما و سیاست» نوبهار هفتگی،(1302): 29/...
- « مبحث لغوی»، آرمان،1(1310):1/8-10
- « مجلس سنا یا سنگر اعیان»، نوبهار،1( شوال 1328):4/1- 2؛5/1-2
- « محاکمه مطبوعات»، نوبهار،(1296): 18/1
- « محاکمه ی مهاجرین» ، نوبهار،(1296): 57/2-3
- « محمد جریرطبری، خطابه ی بهار» ، مهر ایران،(1314):شماره ی 4897تا شماره ی4910
- «مدرس بزرگترین مردفداکار تاریخ» ، نوبهار،(1322):سال سی وسوم از شماره 90تا 100
- « مدرسه ی فساد»، نوبهار،6(1296):63/1
- « مراسله ی آقای گمنام در باره ی مقاله ی شیرو خورشید آقای کسروی»،آرمان،(1309):4-5/124-134
- «مراسله ی این یمین»،آینده، 2(1306):6/420-422
- « مرد بزرگ»، دانشکده،(1297):8/395-400
- «مرگ جرجی زیدان»، نوبهار،( 1322):72/1
- « مستشاران خارجی» ، مهر ایران ، (1320):53/1
- « مشروطیت ایران و محلس ملی» ، ایران،(1297):71/1-2
- « مقاله نویسی»، مهر ایران،(1320):49/1
- « ملت و مذهب» ، نوبهار هفتگی ، (1301)15/225
- «ملکات راسخه و ملی»، نوبهار، (1322):70/1 و 4
- « مناظره ی تمدن و طبیعت»، نوبهار،(1296):62/2-3
- «منافع طبقاتی»، نوبهار،(1321):19/1
- «موسیقی ایرانی»،در راه هنر،(1334):6/6
- « مهمانان تازه پادشاه افغانستان و همسرش»، طوفان هفتگی،(1307)،16/1-2
- « میل من و دنیا» ، نوبهار،(1321):18/1
- « ناله ی ایران » ایران،(1297): 62/1
- « نام خانواده»، ایران(1297):17/1
- « نامهای پادشاهان و دلیران ایران » ، مهر،1(1321):1/118-121؛ 2/225-227
- « نامه ی ایران»،ایران ،( 1298):62/1
- « نان امنیت عدالت»، ایران،(1297): 291/1
- « نثرفارسی» ، ایران نامه (1367):7/685-692
- « نثر فارسی » ، طوفان هفتگی،(1307):2/1
- « نخستین اعلامیه ی جمعیت ایرانی »، مصلحت، (1329): 1/1-2
- « نسل معاصر»، نوبهار هفتگی،(1301):19/289
- « نظری به سرحدات خراسان و آخال »،ایران، (1297): 51/1
- « نظری به مهاجرین بدبخت » ، نوبهار هفتگی، (1296):15/256
- « نونیه ی رودکی » آرمان،6(1298):2/181-186 
- « وظیفه ی اجتماعی جوانان »، نوبهار (1322):1/2-3
- « همیشه در رنج»، نوبهار هفتگی،(1301): 16/240
- « هندی و ایرانیان یا اشتباه بیست و پنج ساله »،نوبهارهفتگی،(1322):31/1-4
- « یادبود اقبال لاهوری »، جهان نو،5(1329):3/79
- « یاد داشتهای سفر بهار به سوئیس» یغما، (1349):7/406-410
- « یادداشت هائی چند:ایلام- عیلام » یغما، 3(1329):2/88-90
- « یاد داشتهای بهار درباره ی شعر مشترک احمد شاه و قوام السلطنه »، جهان نو، (1343):5
- « یاد داشتهای ملک الشعراء » یغما، 23(1349):7/408-410
- « یادگار تمدن اروپا »، نوبهار،(1322):71/3
- « یادگار زریران »، تعلیم و تربیت، 5(1314):3/113-120
- « یا مرگ یا استقلال – یا مرگ با عزت » ، نوبهار،(1333):221/....
- « یأس حمله می کند» ، نوبهار،(1322):221/...
- « یک شب در دریا» ، نوبهار،(1296):16/2

ن ) مقدمه
غیر از مقالات و تألیفات گوناگون، بهار بر بسیاری از آثار نویسندگان و شاعران وپژوهشگران 
قدیم و همزمان، مقدمه نوشته و ارزش کارآنان را برشمرده و گاه خطاهای آنان را از سر ذوق آموزگاری یادآور شده است. مهمترین این مقد مه ها رامی توان از این قرار بر شمرد:
- [ مقدمه] کلمات غراء حسین کوهی کرمانی، تهران ، 1312
- [مقدمه ] ایرانی که من شناختم، ب نیکیتین، ترجمه علی محمد فره وشی، تهران 1329
- [ مقدمه] تاریخ پرنس ارفع، محمد جواد هوشمند، تهران، 1315
- [ مقدمه] تاریخ جمهوری ممالک متحد ه امریکا، نجفقلی حسام معزی، تهران، 1305
- [ مقدمه] تاریخ سیستان، تهران، 1313
- [مقدمه ]ترانه های محلی ، حسین کوهی کرمانی، تهران ، 1310
- [مقدمه ]جوامع الحکایات، تهران ، 1324
- [مقدمه ]دیوان پروین اعتصامی، تهران، 1314
- [مقدمه ] دیوان شهریار، تهران، 1324
- [مقدمه ] روسیه در آستانه ی انقلاب، نظام الدین شیبانی، تهران، 1329
- [ مقدمه] رومی عصر، عبدالحمید عرفانی، تهران، 1332
- [مقدمه ]زیبا، محمد حجازی، تهران، 1311
- [ مقدمه]25 سال جمهوری شوروی آذربایجان، تهران، 1324
- [ مقدمه] کلمات نغز عشاق، مهدی الهی قمشه ای، تهران، 1320
- [مقدمه ] گلشن صبا، حسین کوهی کرمانی، تهران، 1313
- [ مقدمه]مجمل التواریخ و القصص، تهران،1317
- [ مفدمه] هفتصد ترانه، حسین کوهی کرمانی، تهران،1317
 

ک ) سخنرانی ها

- « آخرین پیام استاد بهار» ، مصلحت، سال 1، شماره 28(1329): ص1-3
- «آخرین پیام استاد بهار »، مصلحت:(1329)
- « خطابه ی بهار در نخستین کنگره ی تحقیقات ایران»، نخستین کنگره، تهران، (1325):5-9
- « سخنرانی بهار در انجمن روابط فرهنگی ایران و هند در باره ی ایران و هند از پیش از اسلام تا حال»، نامه ی فرهنگستان، ( 1322): 3/51-64
- « سخنرانی بهار در حزب دموکرات ایران»، دموکرات ایران، ( 1325):64/401
- « سخنرانی بهار در حزب دموکرات ایران»، دموکرات ایران، ( 1325): 62/ 1و3
- « سخنرانی بهار در میتینگ حزب دموکرات ایران»، دموکرات ایران،(1325):62/1و3
- « نطق بهار در انجمن فرهنگی ایران و هند» ، نامه ی فرهنگستان ،3(1324)1/50-50؛ 2/38-40
- « نطق بهار در باره ی میرزاده ی عشقی» ارمغان،(1331):17/1-2
- « نطق بهار در مجلس » مصلحت،(1329):1/6
- « نطق بهار در مجلس»، پرچم آسیای وسطی،(1301):72/1

 
 

 

سال ( شمسی )

رویداد

آبان 1263

(ربيع الاول 1304 ه . ق.)

(1886 م .)

 

در شهر مشهد در محله سرشور ، تولد يافت.

1279

در مشهد تحصيلات خود را در محضر اديب نيشابوري ( ميرزا عبدالجواد) دنبال كرد.

1282

پدرش ( ملك‌الشعراي صبوري) وفات يافت.

در 19 سالگي به مقام ملك‌الشعرايي رسيد.

1284

در بيست سالگي وارد امور سياسي شد و جزو مشروطه‌خواهان خراسان قرار گرفت.

اشعار سياسي او در روزنامة نيمه مخفي خراسان، بدون امضا يا با امضاء م – ب به چاپ رسيد كه مورد توجه بسيار قرار گرفت
 

1285

اشعار سياسي او در روزنامة طوس ( به مديريت ميرزا هاشم خان قزويني) منتشر شد و او  را به شهرت رسانيد

1286

مثنوي « اندرز به شاه» را خطاب به محمد علي شاه سرود،

1288

براي اولين بار در راه تشكيل حزب دموكرات در مشهد با حيدر عمو خان عمو اوغلوملاقات كرد.     

1288 پنجشنبه 21 مهر

نخستين شمارة روزنامة نوبهار را كه ارگان حزب دموكرات مشهد بود در شهر مشهد منتشر كرد.   

1288

عضويت كميتة ايالتي حزب دموكرات خراسان را پذيرفت.

با نطقي كه در اولين جلسة حزب دموكرات، در مسجد گوهرشاد ايراد كرد، شهر مشهد را تكان داد و كينياز دابيژا ( جنرال كنسول دولت تزاري) را به وحشت انداخت.  

1289

قصيدة معروف « سوي لندن گذر اي پيك نسيم سحري» را خطاب به وزير خارجة انگلستان (سر ادوارد گري) سرود.

1290

به دستور وثوق‌الدوله وزير خارجة وقت روزنامة نوبهار پس از يكسال نشر در مشهد توقيف شد.

قصيدة بوي خون اي باد از طوس سوي يثرب بر » را در واقعة بمباران مسجد گوهر شاد و گنبد مطهر حضرت امام رضا (ع) – كه از طرف روس‌هاي تزاري به توپ بسته شد- سرود.

دوشنبه 4 آذر 1290

روزنامة تازه بهار را در مشهد منتشر كرد كه بيش از 9   شماره انتشار نيافت ، و به دستور كينياز دابيژا به  دنبال نوبهار توقيف شد.

1290

به همراه نه نفر از دوستانش كه اعضاي كميتة حزب دموكرات ايران بودند، بنا به دستوركينياز دابيژا از مشهد به تهران تبعيد شد و در  ميان راه دزدان اموال او را به غارت بردند.  

دي  1292

دورة دوم نو بهار را در شهر مشهد منتشر كرد.

1292

از طرف مردم كلات، سرخس و درگز به نمايندگي دورة سوم مجلس شوراي ملي انتخاب شد 

1293 14 آذر

دورة سوم نوبهار را در تهران منتشر كرد.

1294 مرداد

بخشي از تاريخ سياسي افغانستان را نوشت، و در روزنامة نوبهار، سال  چهارم از شمارة 61 به بعد منتشر كرد.

1294

در كابينة محمد ولي خان سپهدار اعظم، به بجنورد تبعيد شد و شش ماه در حالت تبعيد به سر برد

آبان:روزنامة نوبهار او توقيف شد.       

مسأله مهاجرت پيش آمد و به قم مهاجرت كرد

به علت واژگون شدن درشكه، دست او در راه قم شكست.

نجمن دانشكدة تهران را بنيان گذاشت

 

1296

 (1336 ه . ق)

 

سال ششم نوبهار را در تهران منتشر كرد

مرداد: سال ششم نوبهار او توقيف شد.

14 مرداد :روزنامة زبان آزاد را سه روز پس از توقيف نوبهار منتشر كردكه 35  شمارة آن منتشر شد          

روزنامة نوبهار كه روز 8 عقرب به دستور احمد شاه از توقيف خارج شده بود ، مجدداً منتشر شد.

مادرش درگذشت.

تاريخچة سه سال و نيم جنگ ( 1914 تا 1918 م ) با بخشي از تاريخ قاجاريه را نوشت و در روزنامة نوبهار ، سال ششم به چاپ رسانيد

 

1297 

1ارديبهشت : نخستين شمارة مجلة دانشكده را در تهران منتشر كرد كه يك  سال دوام يافت

رمان نيرنگ سياه يا كنيزان سفيد را نوشت و در روزنامة ايران كه در آن زمان مديريت آن با برادرش : محمد ملكزاده » بود منتشر كرد.

1298 23 اسفند

نخستين شماره روزنامة يوميه نيمه رسمي ايران به مديريت اوانتشار يافت .كه مدت 2 سال « تا سوم اسفند 1299 »   دوام يافت .                               

1299

در كابية سيد ضياءالدين طباطبايي، در كودتا مدت سه ماه در شميران تحت نظر بود

1300

 

اوايل سال 1305 شمسي مدتي با جمعي ديگر از فضلاي ايران در محضر درس  هرتسفلد ، دانشمند آلماني، براي فرا گرفتن زبان پهلوي حاضر شد.

در مجلس چهارم از طرف مردم بجنورد به نمايندگي انتخاب گرديد.

1301

قصيدة معروف دماوند و سكوت شب را سرود

مهر : روزنامه نوبهار هفتگي را در تهران منتشر كرد

تاريخچة اكثريت در مجلس چهارم را نوشت ، كه قسمتي از آن را در روزنامة نوبهارهفتگي چاپ و به علتي از چاپ بقيه خودداري كرد

1302

از طرف مردم ترشيز ( كاشمر ) به نمايندگي مجلس پنجم انتخاب گرديد.

قسمتي از سرگذشت خود را به نظم در آورد، كه مطلع آن اين است : ( ياد باد آن عهد كم بندي به پاي اندر نبود )

مثنوي جمهوري نامه را سرود. اين مثنوي، اولين بار در روزنامه قرن بيستم به نام ميرزادة عشقي به چاپ رسيد.

1303

هنگامي كه بهار در مجلس نطق تندي ايراد كرد و قصدداشت از مجلس خارج شود ،واعظ قزويني مدير روزنامه رعد قزوينی     كه شباهت به بهار داشت در جلوي مجلس بجاي او مورد اصابت گلوله قرار گرفت، و از پاي درآمد،

1305

در مجلس ششم به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد .

چهار خطابه خود را خطاب به رضا شاه پهلوي سرود.

1306

قصيده معروف فتح دهلي را سرود.     

1307

در دارالمعلمين به تدريس اشتغال ورزيد.

به عللي از كار سياست كناره گرفت .

1308

يك سال به زندان مجرد افتاد.

1311

ديوان اشعار خود را به طبع رسانيد، كه پس از چاپ 208 صفحه از ادامه چاپ آن جلوگيري شد.

1311 روز 29 اسفند

بار ديگر به زندان افتاد، كه مدت 5 ماه بطول انجاميد       

1312

از زندان آزاد و به اصفهان تبعيد شد .

اندرزهاي « آذرباد ماراسپندان» را از پهلوي به پارسي برگردانيد و به نظم كشيد.

قصيده معروف : « امشو در بهشت خدا وايه پندري» را به لهجه مشهدي سرود. متأسفانه تمام اين قصيده در ديوان او به چاپ نرسيده است.ولي همة قصيده در مجلة يغما به چاپ رسيده است.

سرودن كارنامة زندان را شروع كرد.

شاهنامة گشتاسب يا يادگار زريران را از پهلوي به پارسي برگرداند.

شرح احوال فردوسي را بر مبني شاهنامه به رشته تحرير در آورد.

قرارداد تصحيح تاريخ بلعمي را با وزارت فرهنگ امضاء كرد، كه اين كتاب در سال 1345 شمسي به همت روانشاد محمد پروين گنابادي

1313

كارنامة زندان را كه در سال 1312 در زندان شروع كرده بود در اصفهان به پايان رسانيد.

براي برگزاري جشن هزاره فردوسي ، با وساطت مرحوم محمد علي فروغي « ذكاءالملك» و علي اصغر حكمت وزير فرهنگ وقت،  از اصفهان به تهران فراخوانده شد.

قصيدة « آمال شاعر» را پس از بازگشت از اصفهان سرود.

شعر «درينك واتر» شاعر انگليسي را ، كه در جشن هزارة فردوسي سروده بود به شعرفارسي درآورد.

قصيده‌هاي « آفرين فردوسی» و « كل الصيد في جوف الفرا» در هزاره فردوسي سرود.

رسالة زندگي ماني را تأليف كرد.

1315

فروردين ماه مطابق ذيحجه 1354 ه. ق – مارس 1936 م ، سفري كوتاه به عزم گردش به طرف مازندران و گيلان رفت، كه ره‌آورد سفرش قصيده زيباي « سپيد رود » بود

1316

دورة دكتراي ادبيات فارسي در دانشگاه نهران افتتاح شد و بهار عهده دار تدريس بعضي ازدروس آن گرديد.

1318

كتاب مجمل التواريخ و القصص با تصحيح وي از طبع خارج شد.

قصيدة « ديروز و امروز» را سرود.

  1321

اسفند : روزنامة نوبهار را بار ديگر در تهران منتشر كرد، كه پس از انتشار 102 شماره تعطيل شد

جلد اول و دوم سبك‌شناسي « يا تاريخ تطور نثر فارسي» را منتشر كرد

1322

شرح زندگاني سيد حسن مدرس را نوشت و در روزنامة نوبهار منتشر كرد.

انجمن روابط فرهنگي ايران و اتحاد جماهير شوروي در تهران تشكيل شد .بهار از 1322تا 1326 مدتي رياست كميسيون ادبي آن انجمن را داشت .

رساله‌اي زير عنوان «در آرزوي مساوات» را نوشت كه در چند شمارة نوبهار به طبع رسيد.

1323

جلد اول تاريخ احزاب سياسي يا انقراض قاجاريه را كه در سال 1321 تا 1322 تأليف كرده بود، چاپ و منتشر كرد.

1324

(1324 ه.ق)

(1945 م)

هنگام زمامداري احمد قوام « قوام‌السلطنه» عهده دار وزارت فرهنگ شد.

با هياتي براي شركت در برگزاري جشن 25 سالگي تشكيل حكومت آذربايجان شوروي رهسپار باكو شد .

قصيده معروف « هديه باكو» را سرود كه ره‌آورد سفر اوست به آذربايجان شوروي.

سفر كوتاهي از تهران به مشهد رفت .

بخشي از كتاب جوامع‌الحكايات و لوامع‌الروايات عوفي ، به تصحيح وي ، از طرف وزارت فرهنگ انتشار يافت.

شرح زندگي لنين را نوشت، كه در مجله پيام نو ، سال دوم ، شمارة 3 بهمن ماه 1324 به طبع رسيده است.

رياست نخستين كنگرة نويسندگان ايران را كه از طرف انجمن روابط فرهنگي ايران با اتحاد جماهير شوروي تشكيل شده بود بعهده گرفت.

1325

با احمد قوام‌السلطنه همكاري كرد و حزب دموكرات تيران را تأسيس كرد.

از مقام وزارت فرهنگ احمد قوام كناره گرفت .

1326

جلد سوم سبك‌شناسي يا تاريخ تطور نثر فارسي را به چاپ رسانيد.

در دورة پانزدهم قانونگذاري مجلس به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد.

براي معالجه سل ، از تهران رهسپار سويس شد.

1328 ارديبهشت

از سفر استعلاجي خود از سويس به ايران بازگشت.

1329

جمعيت ايراني هواداران صلح» را در تهران تشكيل داد.

دولت پاكستان رسماً از وي دعوت كرد تا سفري به پاكستان كند، بعلت بيماري نتوانست به اين سفر برود.

ارديبهشت، سفارت كبراي پاكستان ، مجلس يادبودي براي محمد اقبال لاهوري تشكيل داد ، و بهار عهده دار رياست آن مجلس بود،

1329  

1 اسفند : پيامي به دانشجويان فرستاد

قراردادي بست كه سبك‌شناسي شعر فارسي را نيز بنويسد و وزارت فرهنگ اقدام به چاپ آن نمايد. بخشي از آن كتاب را نوشت و   متأسفانه بيماري نگذاشت كه به ادامة كاربپردازد. آن قسمت نوشته شده  كه خود به وزارت فرهنگ تحويل داده بود ، در سال 1342 شمسي به كوشش آقاي عليقلي محمودي بختياري به نام سبك‌شناسي يا تطور شعر فارسي، بخش يكم ، دفترچهارم، در 112 صفحه از طرف مؤسسه مطبوعاتي علمي منتشر شد.

تابستان : آخرين اثر خود، قصيدة « جغدجنگ» را سرود و براي هميشه دفتر اشعارخود را در هم پيچيد.

سه شنبه 29 اسفند : پيامي به جوانان ايران فرستاد

1330 روز اول ارديبهشت

(15 ماه رجب

1370ه.ق.)

(21 آوريل 1951 م)

ساعت 8  صبح ، در خانة خود درگذشت.

 

 

 
 

گرد آوری شده توسط دپارتمان پژوهشی شرکت پاکمن

نامه های محمد تقی بهار

آرین پور  ، یحیی ، از نیما تا روزگار ما ، نشر زوار 1374

واحدی ، حمیده ، زندگی و شعر شاعران ، تهران ، نشر دنیای نو 1389

وبسایت رسمی محمد تقی بهار http://www.bahar-site.fr

 

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
ایمان ناصحی
با تشکر فراوان از شما و موسیقی کمیابی از تصنیف مرغ سحر که در این پست قرار دادید .
<<پاسخ به این نظر
16:36 23 فروردين 92
plus  2  
min   0
مطالب مرتبط