نیما یوشیج

نیما یوشیج

تعداد بازدید: 9685
کد مطلب: 16236
تاریخ انتشار: 10:47 07 خرداد 1392

نیما یوشیج

 
 

علی نوری ( اسفندیاری ) در اواخر آبان ماه سال 1276 در یوش ، حوالی نور مازندران ، چشم به جهان گشود . او را پدر شعر نو فارسی می دانند .

مادرش طوبی فتاح ، فرزند حکیم نوری ؛ دانشمند بزرگ  است  .

پدرش ابراهیم نوری یا ابراهیم خان عظام السلطنه ، از حامیان شجاع مشروطه خواهان بود و با تاسیس انجمن طبرستان به همراه امیر مؤید سواد کوهی ، یکی از موسسان کتابخانه ملی ، در بیدار کردن فکر مردم آن دوره  برای انقلاب ، تاثیر فراوانی داشت .

خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده به ضرب ترکه و  بوته های گزنه آموخت .

نیما یک برادر و سه خواهر داشت و خودش پسر بزرگ خانواده بود .  

تنها برادر نیما دو سال از او کوچک‌تر بود ؛ نامش رضا بود، اما نیما او را لادبن خطاب می‌کرد.

وی بعدها نیما نام  می گیرد که در زبان طبری به معنای کماندار برگزیده است . 

در این باره بیشتر بخوانید : زندگینامه خودنوشت نیما یوشیج

 
 

نیما تا حدود پانزده سالگی در یوش می ماند  و در این سن به تشویق پدرش برای ادامه تحصیل  راهی تهران می شود و روبه‌روي مسجد شاه كه يكي از مراكز فعاليت مشروطه‌خواهان بود خانه ای اجاره می کند .  در تهران با راهنمایی اقوامش ، به مدرسه سن لویی ، که یک مدرسه کاتولیک فرانسوی است ،  می رود . بعدها در مدرسه خان مروی نیز به تحصیل می پردازد .

 از میان  معلم هایش در تهران ، تنها دو تن در ذهن او می مانند  ؛ یکی آقا شیخ هادی یوشی معلم عربی او در مدرسه خان مرئی ، و دیگری نظام وفا ـ شاعر بنام امروز ـ  در مدرسه سن لویی که به قول خود نیما او را به شعر گفتن می اندازد .

سال های اول تحصیل نیما به زد و خورد  با بچه ها می گذرد . کناره گیری و حجب روستایی او در میان بچه ها ، باعث می شود  که همه مسخره اش کنند . در این سال ها تنها هنر نیما فرار از مدرسه بود و در آخر هم تنها چیزی که کارنامه پایان سالش را رونق می داد ، نمره نقاشی او بود .

نیما بعد از گرفتن دیپلم از مدرسه سن لویی ، در اداره مالیه مشغول به کار شد . کار اداری برای او بسیار خسته کننده و افسرده کننده بود .

 
 

نیما در ۶ اردیبهشت ۱۳۰۵ با دختری به نام عالیه که از خانواده سرشناسی بود  ازدواج می کند ؛ عالیه از بستگان میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل بود .

یک ماه پس از عقد نیما و عالیه ، پدر نیما چشم از جهان فرو می بندد و این مسئله ضربه شدیدی به نیما وارد می کند . در پی این اتفاق ، نیما و عالیه بدون برگزار کردن مراسم عروسی ، زندگی مشترکشان را آغاز می کنند . 

 
 

سال های اقامت نیما در تهران ، هم زمان با اواخر دوران سلطنت احمد شاه قاجار بود ؛ سال هایی که از پر آشوب ترین سال های تاریخ ایران هستند .  سر انجام در سال 1303  مجلس شورای ملی ، لایحه عزل احمد شاه قاجار و جانشینی رضا خان  را تصویب می کند  و برای تغییر قانون اساسی مجلس موسسان تشکیل می شود .  نیما در این سال ها تن به بازی های سیاسی نمی دهد و خیلی زور به ماهیت پلید مجلس موسسان و رضا خان پی می برد . 

 
 

در  مهر سال 1307 ، نیما و عالیه به شهر بارفروش ( بابل ) سفر می کنند . عالیه در این شهر در مدرسه دوشیزگان سعدی به تدریس می پردازد  در این زمان نیما شغلی ندارد. آن ها در محله اوجابن ، خانه ای دور افتاده و خلوت اجاره می کنند .

عالیه در این مدت نمی تواند به همه کار های خانه رسیدگی کند و به همین دلیل یک زن بادکوبه ای به نام نرجس به کمک آن ها می آید . نرجس سال ها پیش پای پیاده به مشهد رفته بود و به همین دلیل اصرار دارد که او را مشهدی صدا کنند .

نیما در مدت اقامتش در بارفروش به نگارش کتاب های تاریخی « تاریخ ادبیات ولایتی » ، « کفش حضرت غلمان » ، « آیدین » ، « حکایت دزد و شاعر » و « سفرنامه بار فروش » می پردازد . 

اقامت نیما و همسرش در بارفروش یک سال طول می کشد و از آن جا به رشت و آمل و لنگرود منتقل می شوند .

در رشت عالیه مدیر دارالمعلمات ، عالی ترین مدرسه رشت می شد و نیما همچنان بی کار است و در بعضی مدارس آستارا به تدریس می پردازد .  نیما در کلاس هایش درباره مسائل اجتماعی صحبت می کند و این مسئله جایگاه او را خراب می کند و مسئولان سعی می کنند با کارشکنی هایشان او را مجبور به ترک آستارا کنند و سر انجام آن ها پس از گذراندن ماجرا های بسیار ، در سال 1311 ، راهی تهران می شوند . 

 
 

مسافرت آن ها به تهران ، سرشار از مشقت بود . 8 روز طول کشید تا در میان برف و طوفان به رشت برسند و  از رشت هم به تهران آمدند .

در سال 1316  نیما به وزارت پیشه و هنر منتقل می شود  و با حقوق چهارصد و بیست تومان  در ماه ، به تدریس ادبیات دوره دوم دبیرستان صنعتی می پردازد .

در سال 1317 به عضويت در هيات تحريريه‌ي مجله‌ي موسيقي درمي‌آيد و در كنار  صادق هدايت ،  عبدالحسين نوشين  و  محمدضياء هشترودي ، به كار مطبوعاتي مي‌پردازد

یک سال بعد با تمایل خودش با همان حقوق به اداره موسیقی کشور منتقل می شود  و در هیئت تحریریه مجله موسیقی مشغول به کار شد .   این عضویت تا پایان عمر این مجله ، یعنی سال 1320 ادامه یافت . در این سال یکی از مسئولان مجله مرد و نیما باز بی کار شد.

عالیه از وزارت فرهنگ به بانک ملی ایران منتقل می شود و  با حقوق مناسبی که می گیرد عهده دار هزینه های خانه می شود .  

نیما تا سال 1326 شغل ثابتی ندارد و پس از آن به خدمت در اداره نگارش وزارت فرهنگ ، با حقوق ماهی سیصد و سی تومان   یعنی حدود نصف درآمد همسرش ، می پردازد  و در آن جا به بررسی و اظهار نظر درباره نمایشنامه ها  و فیلمنامه های ارسالی به اداره می پردازد.  نیما تا پایان عمر در این سمت بود .

 
 

در  سال 1324 اولین و تنها فرزند نیما چشم به جهان می گشاید : شراگیم . 

شراگیم یوشیج – تنها فرزند نیما یوشیج- دانش‌آموخته‌ی فیلم و تلویزیون در دانشگاه‌های تهران و پاریس است. او تا سال ۱۳۶۱، تهیه‌کننده و کارگردان تلویزیون ملی ایران بوده و اکنون سال‌هاست که در امریکا زندگی می‌کند. ایشان تاکنون بیش از ۴۰ کتاب از نیما، پدر شعر نو ایران، منتشر کر‌ده‌‌ است .

در این باره بیشتر بخوانید : گفتوگوبا شراگیم یوشیج

 
 

روزگار پیری نیما در خانه او در شمیران می گذرد .  جلال آل احمد و همسرش سیمین دانشور در این زمان همسایه نیما بودند .

او 62 سال زندگي كرد . وی  در اواخر عمر به ذات الریه مبتلا شد و درمان ها هیچ تاثیری بر او نداشتند و سرانجام در 13 دی 1338 درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد . در سال 1372 بنا بر وصیتش ، پیکر وی را به یوش منتقل کردند  و در حیاط خانه ایشان ، در کنار مزار  بهجت الزمان اسفندیاری  (خواهرش  ) و سیروس طاهباز ( دوست نیما که آثار او را پس از مرگش تدوین نمود )، به خاک سپردند . 

آرامگاه نیما یوشیج

 

 
 

روزگار پیری نیما در خانه او در شمیران می گذرد .  جلال آل احمد و همسرش سیمین دانشور در این زمان همسایه نیما بودند و این همسایگی دوستی عمیقی بین آن ها پدید آورده بود .
علاوه بر این دو هنرمند بزرگ ، احمد شاملو نیز از افرادی بود که با نیما روابط زیادی داشت . در این باره بیشتر بخوانید : شاملو از نیما می گوید .

از دیگران بزرگان آن زمان شهریار را می توان نام برد که با نیما در ارتباط بود . شهریار شاعر نامی ایران ، با خواندن منظومه افسانه  ، ارادتی خاص نسبت به نیما احساس می کند و برای دیدن او به بارفروش می رود . در قهوه خانه ای به او می گویند که نیما گه گاه به آن جا می رود و شهریار هم یادداشتی برای نیما می گذارد و در آن خودرا  معرفی می کند و می گوید که قصد ملاقات او را دارد . در یکی از شب هایی که شهریار به قهوه خانه نرفته بود ، نیما به آن جا می رود و نامه شهر یار به دستش می رسد . نیما فکر کرد که کسی قصد اذیت کردن او را دارد ، نامه را پاره کرد و رفت . شب بعد شهریار به قهوه خانه می رود و از شنیدن این خبر بسیار آزرده خاطر به تهران  بازمیگردد .

البته نیما و شهریار ، بعدها دوستان و یاران خوبی برای هم می شوند . 

 

 

 
 

در حوزه شكل و قالب، نیما محتوا را مقدم بر قالب دانست زیرا معتقد بود ذهن شاعر باید بر شكل تسلط داشته باشد نه اینكه شكل شعر، شاعر را مجبور به گفتن حرف‌هایی بكند كه قصد آن را نداشته است. بنابراین قید تساوی طول مصراع‌ها را برداشت. هر جا حرف تمام می‌شود، مصراع تمام است.

از لحاظ زبان نیز شعر نو تحول عظیمی یافته است. زبان صرفاً ابزاری برای انتقال معنا نیست و طیفی از معانی را می‌آفریند. ساختار نحوی طبیعی و صمیمانه است، و در قواعد دستور زبان تصرف‌های زیادی شده است. گاه نوعی ابهام در آن دیده می‌شود و این ابهام به دلیل كاربرد زبان شاعرانه و نمادهای جدید است. هر كلمه‌ای می‌تواند در شعر جای گیرد به شرط اینكه با كلمات دیگر بیگانه نباشد. هر كلمه‌ای، حتی كلمات لهجه‌های مختلف همه می‌توانند در شعر به كار روند. نیما واژه‌های مازندرانی زیادی را در شعرش بكار برده است. نیما و شاگردان موفق او از جمله «اخوان و شاملو» تركیبات جدید بسیاری ساختند.

در حوزه تخیل نیز شعر نو ابداع‌گر است و بر تجارب فردی تكیه دارد، جزئی نگر است، تخیل در آن گسترده است و تداعی‌های ذهنی بسیاری به همراه دارد. در حوزه عواطف و اندیشه به معانی تازه پرداخته است به اجتماع نظر دارد، عواطف گسترده و آزاد است عشق و معشوق زمینی است و خواننده در آفریدن معانی تازه با شاعر مشاركت دارد. 

 
 

 

در اسفند سال 1299  در  23 سالگي  ، نیما نخستین شعر بلند خود ، مثنوی « قصه رنگ پریده »   را سرود که در قالب مثنوی  (بحر هزج مسدس) است . این شعر به سبک شعر های ادبیات کهن سروده شده بود و هنوز سبک نیمایی در آن پدیدار نبود . نیما این شعر را در جزوه ای 32 صفحه ای ، به قیمت 1 قران ، با هزینه خود چاپ نمود .

نیما بعدها خودش این شعر را یک اثر بچگانه معرفي كرده است.

 
 

 

شعری که نام نیما را بر زبان ها می اندازد ، منظومه بلند « افسانه » است .نیما شعر افسانه را در دی ماه 1301 سرود . افسانه بعدها مشهورترین شعر نیما می شود .  نيما، شعر بلند «افسانه» كه به‌قولي، سنگ بناي شعر نو در زبان فارسي است را به نظام وفا ، معلم قدیمی اش  تقديم كرده است.

 دوست شاعر و انقلابی نیما ، میرزاده عشقی ، قسمت های اول افسانه را در هفته نامه «قرن بیستم » چاپ می کند . با این انتشار نام نیما بر سر زبان ها می افتد .

یک سال  پس از سروده شدن افسانه ، در سال 1302 نیما شعر « ای شب » را به کمک دوست شاعر دیگرش ، محمد تقی بهار ، در هفته نامه نو بهار چاپ می کند.  و به این ترتیب ، نیما به تدریج منظومه بلند افسانه را سرود و میرزاده عشقی هم هر بندی که سروده می شد را چاپ می کرد . 

 
 

شب دوشنبه 28 خرداد 1335

امشب فکر می‌کردم با اين گذران ِ کثيف که من داشته‌ام - بزرگی که فقير و ذليل می‌شود - حقيقةً جای ِ تحسّر است . فکر می‌کردم برای ِ دکتر حسين مفتاح چيزی بنويسم که وصيت‌نامه‌ی ِ من باشد ؛ به اين نحو که بعد از من هيچ‌کس حقّ ِ دست زدن به آثار ِ مرا ندارد . به‌جز دکتر محمّد معين ، اگر چه او مخالف ِ ذوق ِ من باشد .
دکتر محمّد معين حق دارد در آثار ِ من کنجکاوی کند . ضمناً دکتر ابوالقاسم جنّتی عطائی و آل احمد با او باشند ؛ به شرطی که هر دو با هم باشند .
ولی هيچ‌يک از کسانی که به پيروی از من شعر صادر فرموده‌اند در کار نباشند . دکتر محمّد معين که مَثَل ِ صحيح ِ علم و دانش است ، کاغذ پاره‌های ِ مرا بازديد کند . دکتر محمّد معين که هنوز او را نديده‌ام مثل ِ کسی است که او را ديده‌ام . اگر شرعاً می‌توانم قيّم برای ِ ولد ِ خود داشته باشم ، دکتر محمّد معين قيّم است ؛ ولو اين‌که او شعر ِ مرا دوست نداشته باشد . امّا ما در زمانی هستيم که ممکن است همه‌ی ِ اين اشخاص ِ نام‌برده از هم بدشان بيايد ، و چقدر بيچاره است انسان ... !
 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

از سال 1306 ، نيما در كنار همسرش عاليه ،در آموزشگاه هاي كوچك شهرهاي شمال ايران : بارفروش ( بابل كنوني ) ، لاهيجان ، رشت ، آستارا به كار تدريس اشتغال داشت.

در سال 1316 در تهران به تدريس ادبيات در دوره دوم دبيرستان صنعتي پرداخت.

 
 

این خانه از جمله آثار دوران قاجاریه به حساب می‌آید و همچنین به لحاظ اینکه یکی از شعرای مشهور کشورمان در آن می‌زیسته، از ارزش فرهنگی بالایی برخوردار است.

این خانه دارای پلان معمولی تیپ قاجاریه است. سردر ورودی این بنا به تاریخ 1128 است اما در شیر سرنمای قسمت شمالی آن تاریخ 1136 قید شده است.

خانه نیما یوشیج در سال 1375 توسط سازمان میراث فرهنگی با شماره 1802 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

وسایل داخل موزه ( خانه ) نیما یوشیج

 

                                 
خانه ( موزه ) نیما یوشیج

 

 
 

نوشته‌هاي نيما يوشيج را مي‌توان در چند بخش مورد بررسي قرار داد:  ابتدا شعرهاي نيما؛ بخش ديگر، مقاله‌هاي متعددي است كه او در زمان همكاري با نشريه‌هاي آن دوران مي‌نوشته و در آنها به چاپ مي‌رسانده است؛ بخش ديگر، نامه‌هايي است كه از نيما باقي مانده است.

عکس هایی از نیما و شراگیم
از راست استاد شهریار ، شراگیم فرزند نیما و علی اسفندیاری 

 

اشعار

قصه رنگ پریده 

 

منظومه نیما 

خانواده سرباز 

ای شب 

افسانه 

مانلی 

افسانه و رباعیات 

ماخ اولا 

شعر من 

شهر شب و شهر صبح 

ناقوس قلم انداز 

فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ 

آب در خوابگه مورچگان 

مانلی و خانه سریویلی 

مرقد آقا (داستان) 

کندوهای شکسته (داستان) 

آهو و پرنده‌ها (شعر و قصه برای کودکان) 

توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)


آثار تحقیقی، نامه‌ها و یادداشت‌ها

دونامه 

ارزش احساسات در زندگی هنر پیشگان

تعریف و تبصره و یاددااشت های دیگر 

دنیا خانه من است 

نامه های نیما به همسرش - عالیه جهانگیر 

حرف های همسایه 

کشتی توفان 

مجموعه کامل اشعار(تدوین توسط سیروس طاهباز)

مقدمه خانواده سرباز

نامه به شین پرتو

مقدمهٔ «آخرین نبرد» شعرهای اسماعیل شاهرودی «آینده»

یادداشت برای مجموعه شعر منوچهر شیبانی

شعر چیست؟

از یک مقدمه

یک مصاحبه

درباره جعفرخان از فرنگ آمده

یک دیدار

 

 

 
 

سال

رویداد

21 آبان 1276  

(15 جمادي الثاني 1315 قمري و 11 نوامبر 1897 )

تولد نیما در یوش مازندران

1291

ورود به مدرسه سن لويي پس از گذراندن آموزش در مدرسه حيات جاويد 

1296

دریافت تصدیق نامه از مدرسه سن لویی فرانسوس در تهران

1298

استخدام در وزارت مالیه

1299

سرودن شعر «قصه ي رنگ پريده» و «خون سرد» 

1300

انتشار نخستين كتاب با نام «قصه ي رنگ پريده ، خون سرد» در مطبعه سعادت

نگارش تئاتر «خواهش مي كنم»  

1301

نگارش منظومه «افسانه» و انتشار قسمتی از آن در روزنامه «قرن بیستم»

نگارش رمان «براد»،  «حسنك وزير غزنه»  و «قبرستان شابهار» 

انتشار شعر «اي شب» در روزنامه نوبهار 

1303

انتشار شعر«محبس» كه نيما از آن و شعر افسانه به عنوان بيرق هاي موج انقلاب شعر فارسي نام مي برد.

انتشار برخي از اشعار به كوشش محمدضياء هشترودی 

1304

دريافت شناسنامه با نام نيما

1305

مرگ پدر نیما

ازدواج با عالیه جهانگیری

 انتشار كتاب «فريادها» و «خانواده ي سرباز»

1306

 ترك كار از اداره ماليه

1307

اقامت و تدریس در بارفروش (بابل)

نگارش تئاتر«كفش حضرت غلمان» و «حكايت دزد و شاعر»

نگارش سفرنامه بارفروش

1308

اقامت در لنگرود ، رشت ، لاهيجان

نگارش داستان «مرقد آقا» 

1309

اقامت و تدریس در لاهیجان رشت

1310

اقامت  و تدریس در آستارا

1312

مهاجرت به تهران و اقامت دائم در آن .

تدریس در تهران

1315

تدريس ادبيات در دبيرستان صنعتي تهران

1316

تدریس در مدرسه صنعتی تهران.

نگارش شعر ققنوس به عنوان اولین شعر نیمایی .

1317

عضویت در هیئت تحریریه «مجله موسیقی» به همراه صادق هدايت، عبدالحسين نوشين و محمدضياء هشترودي 

1318

صدور حكم كار در مجله موسيقي 

1324

نگارش داستان « آهو و پرنده ها »

1325

شرکت در نخستین کنگره نویسندگان ایران (خانه وکس)

نگارش داستان «توكايي در قفس» 

1326

همكاري با ماهنامه مردم و انتشار شعر «پادشاه فتح» در اين مجله

1327

همکاری با مجله «خروس جنگی و کویر»

1329

انتشار منظومه «افسانه» به كوشش احمد شاملو

انتشار كتاب «دو نامه» (مکاتبه نيما يوشيج و شين پرتو)

1330

نگارش داستان «غول و ارابه و زنش»

همكاري با مجله «كوير »

1331

 بزرگداشت نيما در دفتر تحريريه مجله علم و زندگي به همت جلال آل احمد 

1332

دستگیری به علت کودتای 28 مرداد

1333

دستگيري توسط شهرباني

انتشار كتاب «نيما يوشيج كيست و چيست» از احمد ناصحي (زير نظر ابوالقاسم جنتي)

1334

انتشار كتاب «ارزش احساسات» به كوشش ابوالقاسم جنتي عطايي

انتشار كتاب «نيما، زندگي و آثار او» به كوشش ابوالقاسم جنتي عطايي

انتشار كتاب «نيما يوشيج و قسمتی از اشعار او» به كوشش ابوالقاسم جنتي عطايی

1335

نوشتن وصيت نامه

1336

انتشار كتاب مانلی از نيما يوشيج به همت ابوالقاسم جنتی عطايی

13 دی 1338

نیما چشم از جهان فروبست و به صورت موقت در تهران به خاک سپرده شد .

1372

34 سال بعد از خاکسپاری ، پیکرش به یوش منتقل شد و در خانه خود به خاک سپرده شد .

1375

ثبت نام نیما در فهرست مشاهیر جهان توسط سازمان علمی، فرهنگی یونسکو

 

 
 

 

مهدی اخوان ثالث، بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج 

مهدی اخوان ثالث، عطا و لقای نیما یوشیج 

شاپور جورکش، بوطیقای شعر نو 

بهمن شارق، نیما و شعر فارسی، بررسی و نقد آثار نیما یوشیج 

حسین صمدی، کتابشناسی نیما

 سیروس طاهباز و محمدرضا لاهوتی، یادمان نیما یوشیج 

محمد عبدعلی، فرهنگ واژگان و ترکیبات اشعار نیما یوشیج 

محمود فلکی، نگاهی به شعر نیما 

حمید حسنی، موسیقی شعر نیما (تحقیقی در اوزان و قالب‌های شعریِ نیمایوشیج

سیروس طاهباز،کماندار بزرگ کوهساران: زندگی و شعر نیما یوشیج 

محمد حقوقی، نیما یوشیج: شعر نیما یوشیج از آغاز تا امروز، شعر‌های برگزیده تفسیر و تحلیل موفق ترین شعرها 

سعید حمیدیان،داستان دگردیسی: روند دگر گونیهای شعر نیما یوشیج 

سیاوش کسرایی، در هوای مرغ آمین: نقد‌ها، گفت و گوها و داستان ها 

محمدعلی شهرستانی، عمارت دیگر (معنی شعر نیما) در پنج بخش 

تقی پورنامداریان، خانه‌ام ابری است: شعر نیما از سنت تا تجدد 

عطاءالله مهاجراني، افسانة نيما

 
 

گرد آوری شده توسط دپارتمان پژوهشی شرکت پاکمن

نیما، جلال، شاملو، سیمین، گلابدره‌ای و ... - دعواهای خانوادگی بر سر میراث چهره‌های ادبی

جایزه‌ی شعر نیما در 3 بخش برگزار می‌شود

 

ماهنامه الکترونیکی ادبی

http://www.nimayooshij.com/

http://www.nimayoushij.com

حسینی ، محمد حسن ، نیما ، نشر  مدرسه ، چاپ اول 1382

 از نيما تا روزگار ما ، تاليف سيد يحيي آريان پور ، ج 3 ، تهران ، انتشارات زوار 

یاحقی، محمد جعفر؛ چون سبوی تشنه (تاریخ ادبیات معاصر فارسی) 1375، تهران، جامی، چاپ دوم

بدعت ها و بدایع نیما یوشیج - مهدی اخوان ثالث

نیما یوشیج - محمد حقوقی

نقد و بررسی كتاب خانه ابری نیما - دكتر تقی پورنامداریان

مقالاتی در باب نیما یوشیج - شهرام پرستش

 کتاب نقد بی‌غش (مجموعه‌ گفت‌وگوهای دکتر صدرالدین الهی با دکتر پرویز ناتل‌خانلری)، انتشارات تاک، زمستان ۱۳۸۵

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
پرنیان
نیما شاعربزرگی است
<<پاسخ به این نظر
14:50 25 فروردين 93
plus  1  
min   0
مطالب مرتبط