نقطه سر به سر

نقطه سر به سر

تعداد بازدید: 8049
کد مطلب: 10283
تاریخ انتشار: 09:16 27 تير 1391

نقطه سر به سر

 
 

نقطه سر به سر(Break Even Point) یعنی آن حجم تولید در واحد زمان که به ازای آن، جمع در آمد حاصل از فروش محصول با جمع هزینه های تولید محصول برابر باشد.

برای تمام مدیران لازم است تا بدانند چه مقدار باید تولید کنند تا سازمان به سود دهی برسد. به خاطر بسیاری از هزینه ها،سازمان تا سطحی از تولید خود تنها به پوشش هزینه ها می پردازد و پس از سطح مذکور است که در حال پوشش سود سهامداران می باشد. اصطلاحا به این سطح از تولید که پس از این نقطه سازمان به سود دهی می رسد، نقطه ی سربه سری یا نقطه ی سربه سر می گویند.

با توجه به تعریف فوق در صورتیکه یک واحد سازمانی ماهیانه درست به مقدار نقطه سربه سر تولید کند، مجموع درآمدی از فروش که از محصول تولید شده در آن ماه حاصل می کند، با مجموع هزینه هایی که بابت تولید آن مقدار محصول صرف شده، برابر است. به عبارت دیگر سازمان از نظر سرعت تولید در نقطه ی سربه سر قرار دارد.

 

 
 

برای دستیابی به رابطه مناسبی برای نقطه سر به سر نیاز به توضیح هزینه ها در سازمان هستیم.

به طور کلی هزینه ها به دو دسته تقسیم می شوند :

1.     هزینه های ثابت(fixed costs)

2.     هزینه های متغیر(variable costs) تقسیم می شوند.

هزینه های ثابت هزینه هایی هستند که بدون توجه به مقدار تولید در واحد زمان به صورت ثابت ماهانه خرج می شوند، هزینه هایی مثل هزینه کرایه کارگاه، حقوق مدیران و افرادی که حقوق ثابت می گیرند و مصرف برق کارگاه جز هزینه های ثابت می باشند و با تغییر در مقدار تولید آنها ثابت می مانند.

هزینه های متغیر هزینه هایی هستند که به مقدار تولید در واحد زمان بستگی داشته و تغییر می کنند. مثل هزینه های مواد اولیه، برق صنعتی ماشین آلات تولیدی، سوخت و ...

برای محاسبه نقطه سر به سر ابتدا باید از روابط زیر جمع درآمد(TR = total revenue) و جمع هزینه ها (total cost = TC) را محاسبه کنیم:

Q= مقدار تولید در واحد زمان

U= قیمت واحد کالا

F= مجموع هزینه های ثابت

V= مجموع هزینه های متغیر به ازای تولید هر واحد کالا

 TC = F + V.Q

TR = U.Q

حال در صورتیکه مقدار Q  برابر با نقطه سر به سر باشد، بنا بر تعریف نقطه سر به سر، جمع هزینه ها در واحد زمان با جمع در آمد ها در واحد زمان برابر خواهد بود. Q را در نقطه سر به سه با  Q B.E نشان می دهیم :

F + V.Q B.E = U – Q B.E

 

(Q(B.E) = F / (U-V

 

 
 

بسیاری از کسب و کارها در صنایع مختلف یک نقطه سر به سر دارند و از آن، جهت محاسبه سود و مقدار تولید خود استفاده می کنند  به طور مثال شرکت جنرال موتورز در سال 2011 دارای نقطه سر به سری دو میلیون دستگاه بود(20 درصد از کل بازار 10 میلیون خودرویی در آمریکا). اولین دلار از سود شرکت هنگامی باز می گردد که دو میلیون دستگاه از این کارخانه بیرون رفته باشد به عبارت دیگر بعد از فروش دو میلیون خودرو این شرکت به سود دهی می رسد.این رقم برای سایر شرکت ها متفاوت است به طور مثال کارخانه BMW در آمریکای شمالی دارای نقطه ی سر به سری 300000 واحد می باشد.

این اختلاف در نقطه سر به سری منجر مدل های متفاوت کسب و کار می شود. با کاهش میزان نقطه ی  سر به سری شما می توانید نرخ بازگشت سرمایه خود را افزایش  داده و از مدل های کسب و کار بهتری استفاده کنید.

 
 

سه روش برای کاهش نقطه سر به سری :

صنایع مختلف موقعیت های مختلفی برای کاهش نقطه ی سر به سری دارند که به شه روش در ذیل اشاره خواهیم داشت:

1. افزایش قیمت

با یک محاسبه ساده متوجه می شویم که افزایش قیمت سهم هر واحد را افزایش می دهد که این خود باعث کاهش واحدهای تولیدی برای رسیدن به نقطه سربه سر می شود.برای بسیاری از صنایع افزایش قیمت یک رویای دست نیافتنی است.به ویژه در این جو و شرایط اقتصادی، مدیران از این که حجم فروش خود را در قبال افزایش سهم هر واحد از دست بدهند واهمه دارند.

2. حذف هزینه های ثابت از سیستم

بسیاری از کسب و کارها در یافته اند که با برون سپاری بعضی از فعالیتهایشان می توانند هزینه های ثابت را کاهش و آنها را به هزینه متغیر هر واحد تبدیل نمایند. به هزینه های خود در هر خط نگاه کرده و از خود بپرسید: آیا من از این منابع صرف شده توانسته ام ارزش افزوده و قابل رقابت در بازار ایجاد نمایم؟

اگر جواب منفی بود – آیا من می توانیم کسی را به خدمت بگیرم که از این هزینه های ثابت جلوگیری  کرده و سهم قیمت هر واحد را افزایش دهد؟

بسیاری از هزینه های غیر ضروری می تواند برون سپاری شود

برون سپاری هزینه های ثابت غیر ضروری به شما اجازه می دهد تا روی سرمایه گذاری بر هزینه های مناسب تر و پربازده تر تمرکز نمایید و به شما این اجازه را می دهد تا ارزش افزوده ی بیشتری ایجاد نموده و سهم قیمت هر واحد را افزایش دهید.

3. تلاش برای  فروش بیشتر به مشتریان

با تولید محصولات جذاب و سرویس های متنوع به مشتریان سعی کنید به آنها کالاها و خدمات بیشتری بفروشید. طبیعی است که با این کار سود بیشتری به سازمانتان تزریق خواهید کرد.

با این اقدامات شما خواهید توانست که نقطه سر به سری سازمانتان را کاهش دهید. اگر شما موقعیت های خودتان را برای کاهش نقطه سر به سری در نظر نگیرید بعد از مدتی فقط برای ماندن در جایگاه فعلیتان تلاش خواهید کرد.

 
 

Every business has a break-even volume on their product line. For example, GM’s break-even point in 2011 is estimated to be 2 million vehicles (20 percent share of a 10 million U.S. vehicle market). Their profits on the first 2 million vehicles went to pay back their investment in the model; they did not make their first dollar of return for the shareholders until that point. By contrast, BMW appears to have been profitable in North America with only 300,000 units... more

 
 

نقطه سربه‌ سر یا نقطه سربه‌سری اصطلاحی است که برای بررسی ارتباط میزان تولید یک بنگاه اقتصادی با میزان سودآوری آن به کار می‌رود. نقطه سربه‌ سر، میزانی از تولید بنگاه اقتصادی را نشان می‌دهد که در آن میزان هزینه‌ها با میزان درآمدها برابر می‌شود و بنگاه در این سطح از تولید نه سود می‌کند و نه زیان. اگر تولید، بیشتر از نقطه سربه‌سر باشد، بنگاه سود خواهد برد و اگر کمتر باشد، زیان خواهد دید.... ادامه

 
 

The sales volume (express as units sold) at which the company breaks even.  Profits are $0 at the break even point.  The break even point is calculated by the following formula: Break Even Point = Fixed Costs / (selling price-variable costs).

A calculation of the sales volume (in units) required to just cover costs.  A lower sales volume would be unprofitable and a higher volume would be profitable.  Break-even analysis focuses on the relationship between fixed cost, variable cost (or cost per unit), and selling price (or selling price per unit) ... more

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
رضا کریم خانی
09:26 12 دي 91
plus  0  
min   0
مطالب مرتبط