خطاهای ادراکی

خطاهای ادراکی

تعداد بازدید: 11220
کد مطلب: 14337
تاریخ انتشار: 10:41 18 دي 1391

خطاهای ادراکی

 
 

 

خطاهای ادراکی(Perceptual Error) در برخورد انسان ها با رخدادها و دیگران مشاهده ی محیط پیش می آیند. مهم ترین خطاهای ادراکی شامل برخورد کلیشه ای، فرافکنی، خطای هاله ای، ادراک انتخابی، دفاع ادراکی، نظریه های ضمنی شخصیت و اثر اولین برخوردها می شود.

اثر این خطاها در سازمان ها بسیار مشهود است، زیرا افراد سازمانی همواره یکدیگر را مورد قضاوت قرار می دهند و مدیریان باید عملکرد کارکنانشان را ارزیابی کنند. علاوه بر ارزیابی عملکرد سازمان ها باید وفاداری کارکنان را نیز بسنجند و گاهی اوقات نیز باید افرادی را استخدام کنند.

 
 

 

برخورد کلیشه ای (Stereotyping)

فرآیند برخورد کلیشه ای، بیانگر دسته بندی افراد بر اساس یک یا دو صفت و اسناد ویژگی هایی به آنان است. کلیشه ای عمل کرد بر جنس، نژاد، سن، مذهب، ملیت و حرفه استوار است. با این که کلیشه ها به انسان کمک می کنند تا اطلاعات را با سرعت بیشتری تجزیه و تحلیل کنند، ولی خطاهای جدی و قابل توجهی را نیز موجب می شوند.

خطای هاله ای  (Halo Effect)

تمایل به تحت تاثیر قرار دادن ادراکات خود توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله ای می گویند. برای مثال اگر کسی خندان و دوست داشتنی باشد ممکن است افراد او را انسانی راستگو و صادق تر از فردی که ترش روست به شمار آورند. یکی از کاربردهای اصلی  خطای هاله ای به صورت بالقوه، در هنگام ارزیابی عملکرد در سازمان است. اگر صفت ویژه ای چه مثبت و چه منفی ادراک سرپرست را رنگی از ویژگی های نامربوط بخشیده باشد، ارزیابی عملکرد غیرمنصفانه و گمراه کننده می شود.

دفاع ادراکی (Perceptual Defense)

گاهی انسان ها با محرک های بسیار تهدید کننده یا گیج کننده ای برخورد می کنند که از ادارک آن ها امتناع می ورزند، این فرآیند، دفاع ادراکی نامیده می شود. دفاع ادراکی به انسان امکان می دهد تا رویدادهایی را که توان برخورد با آن ها را ندارد، نادیده بگیرد و توجهش را به چیزهای دیگر هدایت کند. انسان ها هنگامی که با محرک های تهدید کننده روبه رو می شوند، معمولا یکی از واکنش زیر را نشان می دهند:

  1. وجود ادراک را نفی کرده و کلا آن را نادیده می گیرند.
  2. ادراک تعدیل یا تحریف می کند تا با اعتقاداتشان سازگار و هماهنگ گردد.
  3. ادراک را پذیرفتهو تغییرات مربوط به سایر اعتقاداتشان را نیز می پذیرند.
  4. وجود محرک های تهدید آمیز را می پذیرند ولی از تغییر جلوگیری می کنند.

ادراک انتخابی (Selective Perception)

فرآیند پالایش نظام مند اطلاعات مطلوب آدمی را ادراک انتخابی می گویند. این یک فرآیند واکنش اکتسابی است. انسان ها از تجربه ی پیشین خود می آموزند که اطلاعات نامساعد و ناخوشایند را نادیده بگیرند؛ مانند معلمی انتقادات دانش آموزان را نادیده می انگارد و صادقانه فکر می کند که درس هایی که ارائه می دهد بهترین است.

نظریه های ضمنی شخصیت (Implicit Personality Theory)

انسان ها برپایه ی تجربه هایی که از برخورد با دیگران به دست آورده اند، به دنبال ایجاد سیستمی هستند که شارح شخصیتشان باشد. شارح شخصیت آدمی هر چه دقیق تر باشد، توان او را در ادراک سریع تر و دقیق تر آسان می کند. نظریه های ضمنی شخصیت می تواند در بهترین صورت برای طبقه بندی افراد به عنوان تخمین اجمالی به کار آید. اگر انسان ها با دقت به مشاهداتشان ادامه دهند ممکن است دریابند که بسیاری از انتظاراتشان نادرست است. افراد سخت کوش ممکن است صادق نباشند، کارکنان شاد ضرورتا بسیار مولد نخواهند بود. افراد باهوش خلاق ترین نیستند و افرادی که نیاز شدید به موفقیت دارند ممکن است به سازمان وفادار نباشند.

فرافکنی (Projection)

تمایل آدمی به انتساب احساسات و ویژگی هایش به دیگران را فرافکنی می گویند. فرافکنی گاهی اوقات فراتر از انتساب افکار و احساسات خود به دیگران است. از نظر هل ریگل انسان ها دوست دارند احساسات و ویژگی های منفی خود را به دیگران نسبت دهند. فرافکنی به عنوان یک ساز و کار دفاعی برای حفظ ادراک از خود عمل می کند و آدمی را در رویارویی با کسانی که گمان نمی رود کامل باشند، توانمندتر می سازد. مطالعات نشان می دهد افرادی که صفاتی مانند خیره سری و آشفتگی دارند تمایل بسیاری به ارزیابی دیگران دارند و از ارزیابی اندک خود سرباز می زنند.

اثر اولین برخوردها (First Impression)

هنگامی که انسان ها کسانی را برای اولین بار ملاقات می کنند، برای پیش بینی رفتار خود در برخوردهای آینده تصویر و خاطره ای از آن اشخاص در ذهن می نشانند. بنا بر پژوهشی، خاطرات آغازین به طور بارز و موثری پایدار خواهند ماند. برای مثال در مصاحبه های استخدامی، مصاحبه کنندگان خاطره نسبتا پایداری از متقاضی در سه چهار دقیقه ی اول پیدا می کنند و آثار منفی اولیه برای تغییر یافتن، به اطلاعات مطلوب فراوان نیاز دارد.

پذیرش این که آثار اولیه تاثیر فوق العاده و پایداری بر ارزیابی های آدمی داشته باشد را اثر تقدم یا رجحان می نامند. اثر رجحان چرایی تاثیر زیاد چند روز اول کار را بر نگرش ها و عملکرد کارکنان جدید تشریح می کند. به همین ترتیب اظهارات افتتاحیه در یک جلسه ی شورا به دلیل اثر رجحان می تواند تاثیر پایداری بر بقیه بحث های گروهی داشته باشد.برخورد کلیشه ای (Stereotyping)

فرآیند برخورد کلیشه ای، بیانگر دسته بندی افراد بر اساس یک یا دو صفت و اسناد ویژگی هایی به آنان است. کلیشه ای عمل کرد بر جنس، نژاد، سن، مذهب، ملیت و حرفه استوار است. با این که کلیشه ها به انسان کمک می کنند تا اطلاعات را با سرعت بیشتری تجزیه و تحلیل کنند، ولی خطاهای جدی و قابل توجهی را نیز موجب می شوند.

خطای هاله ای  (Halo Effect)

تمایل به تحت تاثیر قرار دادن ادراکات خود توسط یک صفت شخصیتی را خطای هاله ای می گویند. برای مثال اگر کسی خندان و دوست داشتنی باشد ممکن است افراد او را انسانی راستگو و صادق تر از فردی که ترش روست به شمار آورند. یکی از کاربردهای اصلی  خطای هاله ای به صورت بالقوه، در هنگام ارزیابی عملکرد در سازمان است. اگر صفت ویژه ای چه مثبت و چه منفی ادراک سرپرست را رنگی از ویژگی های نامربوط بخشیده باشد، ارزیابی عملکرد غیرمنصفانه و گمراه کننده می شود.

دفاع ادراکی (Perceptual Defense)

گاهی انسان ها با محرک های بسیار تهدید کننده یا گیج کننده ای برخورد می کنند که از ادارک آن ها امتناع می ورزند، این فرآیند، دفاع ادراکی نامیده می شود. دفاع ادراکی به انسان امکان می دهد تا رویدادهایی را که توان برخورد با آن ها را ندارد، نادیده بگیرد و توجهش را به چیزهای دیگر هدایت کند. انسان ها هنگامی که با محرک های تهدید کننده روبه رو می شوند، معمولا یکی از واکنش زیر را نشان می دهند:

وجود ادراک را نفی کرده و کلا آن را نادیده می گیرند.

ادراک تعدیل یا تحریف می کند تا با اعتقاداتشان سازگار و هماهنگ گردد.

ادراک را پذیرفتهو تغییرات مربوط به سایر اعتقاداتشان را نیز می پذیرند.

وجود محرک های تهدید آمیز را می پذیرند ولی از تغییر جلوگیری می کنند.

ادراک انتخابی (Selective Perception)

فرآیند پالایش نظام مند اطلاعات مطلوب آدمی را ادراک انتخابی می گویند. این یک فرآیند واکنش اکتسابی است. انسان ها از تجربه ی پیشین خود می آموزند که اطلاعات نامساعد و ناخوشایند را نادیده بگیرند؛ مانند معلمی انتقادات دانش آموزان را نادیده می انگارد و صادقان فکر می کند که درس هایی که ارائه می دهد بهترین است.

نظریه های ضمنی شخصیت (Implicit Personality Theory)

انسان ها برپایه ی تجربه هایی که از برخورد با دیگران به دست آورده اند، به دنبال ایجاد سیستمی هستند که شارح شخصیتشان باشد. شارح شخصیت آدمی هر چه دقیق تر باشد، توان او را در ادراک سریع تر و دقیق تر آسان می کند. نظریه های ضمنی شخصیت می تواند در بهترین صورت برای طبقه بندی افراد به عنوان تخمین اجمالی به کار آید. اگر انسان ها با دقت به مشاهداتشان ادامه دهند ممکن است دریابند که بسیاری از انتظاراتشان نادرست است. افراد سخت کوش ممکن است صادق نباشند، کارکنان شاد ضرورتا بسیار مولد نخواهند بود. افراد باهوش خلاق ترین نیستند و افرادی که نیاز شدید به موفقیت دارند ممکن است به سازمان وفادار نباشند.

فرافکنی (Projection)

تمایل آدمی به انتساب احساسات و ویژگی هایش به دیگران را فرافکنی می گویند. فرافکنی گاهی اوقات فراتر از انتساب افکار و احساسات خود به دیگران است. از نظر هل ریگل انسان ها دوست دارند احساسات و ویژگی های منفی خود را به دیگران نسبت دهند. فرافکنی به عنوان یک ساز و کار دفاعی برای حفظ ادراک از خود عمل می کند و آدمی را در رویارویی با کسانی که گمان نمی رود کامل باشند، توانمندتر می سازد. مطالعات نشان می دهد افرادی که صفاتی مانند خیره سری و آشفتگی دارند تمایل بسیاری به ارزیابی دیگران دارند و از ارزیابی اندک خود سرباز می زنند.

اثر اولین برخوردها (First Impression)

هنگامی که انسان ها کسانی را برای اولین بار ملاقات می کنند، برای پیش بینی رفتار خود در برخوردهای آینده تصویر و خاطره ای از آن اشخاص در ذهن می نشانند. بنا بر پژوهشی، خاطرات آغازین به طور بارز و موثری پایدار خواهند ماند. برای مثال در مصاحبه های استخدامی، مصاحبه کنندگان خاطره نسبتا پایداری از متقاضی در سه چهار دقیقه ی اول پیدا می کنند و آثار منفی اولیه برای تغییر یافتن، به اطلاعات مطلوب فراوان نیاز دارد.

پذیرش این که آثار اولیه تاثیر فوق العاده و پایداری بر ارزیابی های آدمی داشته باشد را اثر تقدم یا رجحان می نامند. اثر رجحان چرایی تاثیر زیاد چند روز اول کار را بر نگرش ها و عملکرد کارکنان جدید تشریح می کند. به همین ترتیب اظهارات افتتاحیه در یک جلسه ی شورا به دلیل اثر رجحان می تواند تاثیر پایداری بر بقیه بحث های گروهی داشته باشد.

 
 

 

One of the more interesting findings from attribution theory is that there are errors or biases that distort attributions. Each of these errors can lead to poor decisions and are discussed below. Selective perception: people selectively interpret what they see on the basis of their interests, background, experience and attitudes. You are more likely to notice care like own, or why some people may be reprimanded by their boss for doing something that, when done by another employee, goes unnoticed. Since we can't observe everything going on about us, we engage in selective perception...more

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
مطالب مرتبط