امیر خسرو دهلوی

امیر خسرو دهلوی

تعداد بازدید: 3566
کد مطلب: 14298
تاریخ انتشار: 14:58 13 دي 1391

امیر خسرو دهلوی

 
 

امیر ناصر الدین ابوالحسن خسرو بن امیر سیف الدین محمود دهاوی از عارفان وشاعران نام آور پارسی گوی هندوستان در نیمه دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است.

پدرش سیف الدین محمود از امیران و بزرگان لاچین (منطقه ای در آذربایجان ) بود ،وی اصالتا از ترکان ختایی ماوراء النهر بود و در شهر کش ( از سرزمین های ناحیه سغد در دروازه فرسنگی سمرقند ) ساکن بود ؛ و به همین علت به امیر لاچین معروف بود.

در روزگار حمله و استیلای مغول و تاتار ،سیف الدین محمود ( پدر امیر خسرو) ، مانند بسیاری دیگر از ساکنان نواحی شرق فلات ایران ، به هندوستان رفت . وی  در هندوستان به خدمت شمس الدین اِلتُتمِش در آمد و به همین علت به سَیفِ شمس مشهور شد. در این مرحله وی مدتی سمت امیر الامرایی یافت  و در جنگ ها و فتوحات التتمش شرکت می کرد ؛پسرش امیر خسرو درباره این موضوع چنین گفته است:

که بر کشید خدایش به قبضه قدرت جهان به قدرت او می گرفت التتمش

 

امیر سیف الدین در قصبه مومن آباد (پتیالی ) از توابع دهلی اقامت گزید و در همان جا با دختر عماد الملک که از امرای عهد بود ، ازدواج کرد و امیر خسرو از همین همسر او در سال 651 هجری قمری چشم به جهان گشود.خود امیر خسرو درباره زاد روزش چنین می گوید:

مرا ز سیّ و سه آمد نوید سیّ و چهار اکنون که ششصد و هشتاد و چار شد تاریخ

 

که یعنی:651=33-684

امیر سیف الدین غیر از امیر خسرو ، از زن یا زنان دیگری دو پسر بزرگ تر از امیر خسرو ، به نام های عزّالدین علیشاه و نصیرالدین محمود داشته است.

زمانی که امیر سیف در سال 658 هجری قمری در هشتاد و پنج سالگی در یکی از جنگ هایی که با کفّار هند داشت کشته شد ، پسر بزرگش عزّالدین علیشاه قائم مقام او گردید و خسرو که در این تاریخ هفت ساله بود ، تحت حمایت جد مادریش یعنی عماد المک قرار گرفت.

خسرو هم زمان با آموزش از محضر نظام اولیاء به فرا گیری علوم ظاهری نیز می پرداخت ، چنان که در همان سنین پایین از کسب بسیاری از علوم زمانه فارغ شده بود.

زمانی که سن خسرو بالاتر رفت به دربار غیاث الدین بَلَبَن راه جست و سپس  در خدمت پسر بزرگ غیاث الدین یعنی ملک محمد قاآن در آمد.

زمانی که ملک محمد قاآن به حکومت مولتان منصوب شد ، خسرو و خواجه حسن دهلوی نیز به همراه او به مولتان رفتند. در سال 684 هجری قمری  ملک محمد قاآن در جنگ با مغولان کشته شد و در این هنگام خواجه حسن و امیر خسرو  نیز به اسارت مغولان درآمدند. چنان که از آثار خسرو پیداست ، او و دوستش حسن دو سال بعد رهایی یافتند و به دهلی باز گشتند و خسرو سال ها بعد از این اتفاق زنده بود.

پس از این وقایع ، خسرو نیز مانند پدر و برادر خود در زمره امرا درآمد ، در دربار جلال الدین فیروز شاه خلجی ( از سلاطین دهلی ) لقب امیر گرفت و به امیر خسرو معروف شد.

وی در این دربار در زمان پادشاهان مختلف حضور داشت تا زمانی که پادشاهی به تُغلُق شاهیه رسید که تغلق نامه امیر خسرو به نام اوست. امیر خسرو در سفر تغلق شاه به بنگاله او را همرا هی کرد و در بازگشت از آن دیار در سال725 ه.ق در راه شنید که مراد (استاد ) او یعنی نظام اولیاء چشم از جهان فرو بسته است .با شنیدن این خبر امیر خسرو ترک خدمت گفت و به دهلی رفت و بر سر قبر نظام اولیاء رفت ؛ در آن جا هر چه داشت به بی نوایان بخشید و بعد از شش ماه در ذیقعده 725 هجری بدرود حیات گفت و در کنار نظام اولاء به خاک سپرده شد.

ملا شهاب معمایی در واقعه مرگ امیر خسرو این ماده تاریخ را به نظم در آورد:

آن محیط فضل و دریای کمال امیر خسرو خسرو ملک سخن
نظم او صافی تر از آب زلال نثر او دلکش تر از ماء معین
طوطی شکر مقال بی زوال بلبل دستان سرای داد و دین
چون نهادم سر به زانوی خیال از پی تاریخ سال فوت او
دیگری شد طوطی شُکر مقال شد « عدیم المثل » یک تاریخ او

 

 
 

بنابر گفته هایی که مستند بر مقدمه یکی از آثار امیر خسرو ،یعنی غرّة الکمال هستند ، پدر امیر خسرو  ، خسرو و دو برادرش را زمانی که خسرو هنوز کودکی خرد سال بود ، به دست بوس سلطان المشایخ نظام الدین محمد بن احمد دهلوی معروف به نظام اولیاء برد.

 نظام اولیاء ( متوفی به سال 725 ه.ق ) از بزرگان مشایخ چشتیه ( از سلسله های تصوف افغانستان ) بوده و از آن پس تا پایان زندگانی امیر خسرو ، وی ارادت خود را نسبت به این پیر حفظ کرد و خود نیز در شمار بزرگان سلسله چشتیه درآمد.

در خدمت همین پیر بود که امیر خسرو با خواجه حسن دهلوی شاعر معروف ، و ضیاء الدین ابن رجب برنی مولف تاریخ فیروز شاهی آشنایی یافت.

این نکته لازم به ذکر است که امیر خسرو با آن که زندگی خود را در خدمت سلاطین می گذراند ، اما از همنشینی با شیخ و پیشوای اعتقادی خود نظان الدین اولیاء غافل نمی شد ، چندان که درجه محرمیت اسرار او را به دست آورد. امیر خسرو همواره کتاب هایش را بعد از اتمام به نظر شیخ می رساند .

اشاراتی که در کتب مختلف آمده ، نمایشگر مقام و مرتبه او در تصوف است ، گرایش او به صوفیه در آثارش اعم از غزلیات ،قصاید و مثنویات تاثیر بسیار داردو نمونه هایی از افکار صوفیانه در اشعارش بسیار دیده می شود.  امیر خسرو خرقه اش را از دست نظام اولیاء پوشد.

 
 

امیر خسرو دهلوی در شاعری به شیوه پیشینیان نظر داشته و در مقدمه دیوانش اعتراف کرده که در شعر صاحب ابتکار نیست و ابتکارش از حد نامگذاری کتابش فراتر نمی رود.

وی به زبان و ادب فارسی ، ترکی ، عربی و هندی آشنایی داشت و در نظم و نثر استاد ، و در موسیقی هندی و ایرانی ماهر و توانا بود. به او آواز خوش نسبت داده و گفته اند که پرده ها و نغمه هایی که تعداد آن ها به سیزده عدد می رسد را ابداع کرده است.

وی از پرکار ترین شاعران پارسی گوی ، و در این زمینه واقعا کم نظیر است.

وی به هندی و فارسی شعر گفته است و برخی اشعار عربی نیز در آثارش دیده می شود.وی تنها شاعر نبود بلکه نویسنده و مورخ نیز بوده است.به دلیل بیان نیرومند ، طبیعی و استادانه او ، وی را بزرگ ترین شاعر شبه قاره می دانند.وی بی تردید بزرگ ترین شاعر پارسی گوی هند بوده است .

 

وی چنان که در غرة الکمال می گوید ، پیرو چندین استاد بوده است: در غزل پیرو سعدی ، در مثنوی نظامی ، در مواعظ و حکم سنایی و خاقانی ، در قصیده رضی الدین نیشابوری و کمال الدین اسمعیل.

به دلیل این که وی در محیط جدیدی از ادب پارسی تربیت شده بود ( هند ) لهجه و ترکیب و اندیشه ای نو در ادب پارسی داشت و طبعا تازگی های بسیاری در اشعارش دیده می شود.

جامی وی را در داستان سرایی بعد از نظامی قرار داده است:

رسانید گنج سخن را به پنج ز ویرانه گنجه شد گنج سنج
وزان بازوی فکرتش رنجه شد چو خسرو بدان پنجه هم پنجه شد
زرش ساخت لیکن زر ده دهی کفش بود ز آن گونه گوهر تهی

 

امیر هاشمی کرمانی ، شاعری که از نظر زمانی به جامی نزدیک بود و خود صاحب مثنوی مظهر الآثار به استقبال از مخزن الاسرار است راجع به وی می گوید:

کوکبه نوبت خسرو رسید چون ز قضا لایحه نو رسید
ماند قلم بر ورق آفتاب خامه برآورد به فکر جواب
نامه او مطلع انوار شد خامه خسرو چو گهر بار شد
گفت جوابی که نگوید کسی کرد در آن نامه تکلف بسی
بر همه کس راه سخن باز کرد بزم سخن را به سخن ساز کرد
زان که معانی است بسی در بسی فهم رموزش نکند هر کسی
محض اشارات دقایق همه زبده اسرار حقاقی همه
می دهد از علم لدنی نشان گفته او در نظر نکته دان
سر به سر از قدرت طبعست و زور آن چه در این مائده افکند شور
مستی او را فرح دیگرست این می صاف از قدح دیگر است
نوبت هر اهل دلی پنج روز هست درین بزمگه دل فروز
در خم دوران می باقی نماند دور قدح طی شد و ساقی نماند
دور می عشق به جامی رسید  چون می خسرو به تمامی رسید

 

 
 

رجوع شود به: صفحه اصلی آثار امیر خسرو دهلوی

آثار منظوم :

1.دیوان وی شامل انواع مختلف شعر او ، غیر از مثنویاتش است.  شاعر این اثر را در پنج دفتر مرتب ساخته و بر هر یک نامی نهاده:

  • تحفةالصغر : شامل اشعارش وی از شانزده سالگی تا نوزده سالگی اش .
  • وسط‌الحیوة  : آثار  شاعر از حدود بیست سالگی تا سی و چهار سالگی وی.
  • غرةالکمال  : این دفتر را به  خواهش برادرش علاء الدین علی گردآوری کرده و در مقدمه آن مختصری از سرگذشت خود نوشته و شامل اشعار وی تا چهل و سه سالگی می شود.
  • بقیهٔ نقیه  : اشعار دوران پیری شاعر است که تا سال 715 ه.ق را در برمی گیرد.
  • نهایةالکمال : مربوط به سال های اخیر زندگانی امیر خسرو است.

2.خمسه که شامل پنج بخش است:

  • مطلع‌الانوار
  • خسرو و شیرین
  • مجنون و لیلی
  • آیینه سکندری
  • هشت بهشت

3.  جواهر خسروی:  مجموعه ای است که امیر خسرو از موضوعات مختلف در آن سخن می گوید.از جمله:نصاب البدایع العجایب – گهریال امیر خسرو ( منظومه کوتاهی در حساب انگشتان ) – مثنوی شهر آشوب ( شصت و هفت رباعی ) – چیستان ( قطعات هندی ) و ...

4.قراین سعدین

 

آثار منثور :

1. خزاین الفتوح : به تاریخ علایی معروف است .این کتاب در تاریخ سلطان علاء الدین محمد خلجی نوشته شده است.

2. افضل الفواید:حاوی گفته های نظام الدین اولیاء .

3.اعجاز خسروی  : نشان دهنده توانایی او در نویسندگی است.

 

 
 

خمسه امیر خسرو ، موفق ترین تقلیدی است که از خمسه  نظامی گنجوی  صورت گرفته.در این اثر هر مثنوی در پاسخ یکی از بخش های خمسه نظامی است، به این ترتیب:

مطلع الانوار، معادل مخزن الاسرار و شیرین و خسرو  معادل خسرو و شیرین و مجنون و لیلی  معادل لیلی و مجنون  و آیینه اسکندری  معادل اسکندر نامه  و هشت بهشت  معادل هفت پیکر است.

 

برخی خمسه وی را به نام ثمانیه خسرویه می خوانند و آن را علاوه بر مثنوی هایی که وی به تقلید از نظامی سروده ، شامل دیگر مثنوی های وی هم می دانند.سه مثنوی دیگر او عبارتند از: 

  • دُوَل رانی و خضر خان
  • تاج الفتوح : منظومه ای است مربوط به سال اول جلوس سلطان جلال الدین فیروز شاه (689 – 695  ه.ق ) که در همان سال نیز به پایان رسید .این منظومه در بخر هزح مثمن محذوف یا مقصور است.
  • نه سپهر: مثنوی است مشتمل بر نه باب و هر باب بحرب مستقل دارد .امیر خسرو آن را در سال  718 ه.ق به نام قطب الدین مبارکشاه خلجی به اتمام رساند. 
  • تغلق نامه : در ذکر احوال غیاث الدین تغلق شاه است.

 

 
 

 

این منظومه در بحر سریع در جواب مخزن الاسرار نظامی سروده شده است . چنان که خود اشاره کرده دارای 3310 بیت است:

سه صد و ده بر شمر و سه هزار ور همه بیت آوری اندر شمار

 

این مثنوی  در سال 698 هجری قمری سروده شده  است :

از پس ششصد نود و هشت بود سال که از چرخ کهن گشت بود

 

سرودن این منظومه دو هفته به طول انجامید:

شد بدو هفت این مه کامل تمام از اثر اختر گردون خرام

 

 

در این منظومه بعد از حمد باری تعالی و سه مناجات و سه نعت از رسول اکرم و مدح مرشد و ثنای سلطان ، سه خلوت و بیست مقاله همراه با حکایات آورده شده است .موضوع آن توحید ، تهذیب ، تحقیق . تربیت است.

 
 

 

این منظومه به بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف است که معادل خسرو و شیرین  نظامی سروده شده است.سرودن این منظومه ، بنا بر گفته خودش ، پس از سرودن مطلع الانوار صورت گرفت:

نمود از مطلع الانوار نورم نخست ازرده آن صبح سورم
که نامش کرده شد شیرین و خسرو پس از کلکم چکید این شربت نو

 

 

وی این منظومه را در ماه رجب سال 698 ه.ق  ، با 4124 بیت به پایان رساند:

 

ز هجرت ششصد و هشت و نود سال در آغاز رجب شد فرخ این فال
چهار الف و چهاست و صد و بیست وگر پرسی که بیتش را عدد چیست

 

 

آنچه در این منظومه تازگی دارد ، نموداری از اطلاعات علمی و حکمی امیر خسرو است. 

 
 

 

به تقلید از معادل لیلی و مجنون نظامی سروده شده است .این مثنوی را در سال 698 ه.ق سروده است:

سالش نودست و ششصد و هشت تاریخ ز هجرت آن که بگذشت

 

وی با برخی تصرفات ، همان داستان لیلی و مجنون  را به نظم درآورده است وی هرگز به پای نظامی نرسیده. این منظومه دارای 2660 بیت است:

جمله دو هزار و ششصد و هشت بیتش بشمار راستی هست

 

 
 

اسکندری منظومه ای است به بحر متقارب مثمن محذوف یا مقصور که آن را در جواب  معادل اسکندر نامه نظامی سروده  .این منظومه با مرگ و دفن اسکندر پایان می یابد. اسکندر نامه دارای 4450 بیت است و سرودن آن در سال 69 ه.ق صورت گرفته است.

 
 

 

این منظومه را در جواب هفت پیکر نظامی سروده است. موضوع آن پس از متهیدات و ... این است که بهرام گور عاشق دلارام می شود و پس از آن بر او خشم می گیرد و هفت گنبد در هفت رنگ مختلف می سازد و هر یک از روز های هفته را در یکی از گنبد ها که محل سکونت یکی از معشوقه های بهرام بود می گذراند و سر انجام مردن بهران زمانی که در شکار گور خر بود.وی این منظومه را در سال 701 ه.ق در 3352 بیت سرود.

 
 

 

 این منظومه در بحر هزج مسدس مقصور یا محذوف است. موضوع آن داستان عشق خضر خان  چسر علاء الدین محمد شاه خلجی با دیول دی دختر راجه گجرات است:

دولرانی خضر خان ماند در دهر خطاب این کتاب عاشقی بهر

 

امیر خسرو از ترکیب اسم و نسب دیول دی ، با اندکی تصرف اسم دولرانی را پدید آورد:

ز طاوسان هندستان یگانه دولرانی که هست اندر زمانه
در اول بود دیول دی خطابش به رسم هندوی از مام و بابش
فسون بنده از دیوش نگه داشت به نام آن پری چون دیوره داشت
که آن هندی علم بر زد ز هندات چنان رسم بدل کردم مراعات
که دیول را دول کردم به هنجار یکی علت درو افگندم  از کار
درین نامست دولت ها بسی جمع دول چون جمع دولت هاست در سمع
دولرانی مرکب کردمش نام چو رانی بود صاحب دولت و کام

 

 

این سرگذشت را خود خضر خان برای امیر خسرو تعریف کرده و به خواهش خود خضر خان بود که امیر خسرو  در مدتی کوتاه آن را به نظم کشید.

شاعر در مقدمه این اثر ، بعد از حمد و ستایش و نعوت مختلف  معمول ، شرحی از کیفیات نشر اسلام از طریق سلاطین غوری و سرزمین های آن ها در هندوستان آورده است . طبق گفته خود امیر خسرو این اثر را در سال 715 ه.ق به پایان رسانده است:

عطارد بر سر ذوالقعده هی کرد مورخ چون شمار سال وی کرد
ز هجرت پانزده گیرند و هفتصد وگر تاریخ بگشایند ز ابجد

 

این مثنوی دارای 4519 بیت است:

درین نامه که عشق ارجمند است وگر دانند پرسد بیت چند است
چهار الف است و پانصد با نه و ده اگر زیر و زبر گردند همره

 

 

این منظومه را عشقیه نیز نامیده اند.

 
 

 

این مثنوی را جزو ثمانیه خسرویه و یا خمسه خسری به حساب نمی آورند.مثنوی است به بحر سریع  که در آن چند غزل با وزن های مختلف هم آمده. از عناوین فصل ها و باب های آن قصیده ای از متفرعات بحر رمل مثمن به دست می آید. این مثنوی را شاعر چنان که گفته در شش ماه از سال 688 ه.ق سروده و در ماه رمضان آن سال آن را به پایان برده :

از پس شش ماه چنین نامه یی ساخته گشت از روش خامه یی
یافت قران نامه سعدین نام در رمضان شد به سعادت تمام
بد سنه ششصد و هشتاد و هشت آن چه به تاریخ ز هجرت گذشت

 

موضوع این مثنوی شرحی از مناسبات و مراسلات معزّ الدین کیقباد پسر بغرا خان و نواده غیاث الدین بلبن. پس از فوت غیاث الدین بلبن ، کیقباد به جانشینی جدش انتخاب شد و تا سال 689 سلطنت داشت. وی پس از رسیدن به پادشاهی طریق لهو و لعب پیش گرفت  . از این رو پدرش بغرا خان که در بنگال بود برای تنبیه وی به سمت دهلی حرکت کرد ؛ کیقباد جسارت کرد و به مقابله با  پدر برخواست واما هنگامی که دو لشگر به هم رسیدند کدورت از بین رفت و دو ظرف راه مکاتبه و پیغام صلح در پیش گرفتند.امیر خسرو ملاقات این پدر و پسر را به قران سعدین تشبیه کردو مثنوی خود را در همین مورد و همین معنی سرود .با آنکه وی این مثنوی را در سن سی و شش سالگی و در مدتی کوتاه به نظم در آورد ، اما قدرت و مهارت و زینت گری او در چنین منظومه بی موضوعی ، آشکار است. 

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
ایمان
kheyli aali bood mamnoon
<<پاسخ به این نظر
12:58 14 دي 91
plus  0  
min   0
مطالب مرتبط