استان لرستان

استان لرستان

تعداد بازدید: 42498
کد مطلب: 14289
تاریخ انتشار: 13:44 13 دي 1391

استان لرستان

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نام استان: لرستان (Lorestan)

 

مرکز استان: شهر خرم‌آباد

 

موقعیت جغرافیایی استان:

 

عرض جغرافیایی: 32 درجه و 37 دقیقه تا 34 درجه و 22 دقیقه شمالی

 

طول جغرافیایی: 46 درجه و 51 دقیقه تا 50 درجه و 30 دقیقه شرقی

 

موقعیت نسبی استان: واقع در غرب ایران

 

همسایگان استان:

 

شمال: استان‌ همدان

 

شمال غرب: استان کرمانشاه

 

شمال شرق: استان مرکزی

 

جنوب: استان خوزستان

 

غرب و جنوب غرب: استان ایلام

 

شرق: استان اصفهان

 

جنوب شرق: استان چهارمحال و بختیاری

 

مساحت استان: حدود 28559 کیلومترمربع

 

تعداد شهرستان‌ها: 9

 

نام شهرستان‌ها: خرم‌آباد، بروجرد، الیگودرز، دورود، ازنا، کوهدشت، دلفان، پلدختر و سلسله

 

جمعیت استان: 1754243 نفر

 

فاصله مرکز استان تا تهران: 490 کیلومتر

 

 
 

تا نیمه دوم قرن چهارم هجری قمری هیچ یک از مورخین قوم و طایفه‌ای را به نام «لر» در آثار خویش معرفی ننموده‌اند و سرزمین کنونی «لرستان» نیز به نام امروزی خود مشهور نبوده است. در گذشته هر قسمت از این سرزمین در حیطه حکومت حاکمانی بوده است که در تاریخ از ایشان ذکری به میان آمده و یا سنگ نوشته‌هایی از آنان به جا مانده است.

مستوفی در این خصوص می‌نویسد:

«در زبدةالتواریخ آمده که این اسم بر آن قوم به وجهی که گویند آنست که در «مانرود» دهی است که آن را «کرد» خوانند و در آن حدود بندی است که آن را به زبان لری «کول» خوانند و در آن بند، موضعی است که آن را «لر» خوانند، چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته‌اند، از آن سبب ایشان را «لر» گفته‌اند.»

علاوه بر آن، به زبان لری کوه پردرخت را «لِرِ» گویند ولی به سبب ثقیل بودن، کسره تبدیل به ضمه شده و لُر گفته می‌شود. از طرفی گفته می‌شود شخصی که این طایفه از او به‌وجود آمده‌، «لُر» نام داشته است ولی آنچه از شواهد برمی‌آید دلیل اول درست‌تر می‌نماید.

غیر از این مطالب، طوایفی از ساکنان شهر قدیمی «لور» را استخری در کتاب المسالک و الممالک چنین توصیف کرده است:

«لور شهری آبادان است و هوای کوه بر آن غالبست، از جملۀ خوزستان بود، اکنون در شمار کوهستان می‌دارند»

بر اساس مطالب ذکر شده این طایفه به قسمت‌های شمالی (شمال خوزستان که امروزه استان لرستان است)، کوچ نموده و محل سکونت جدید این قوم بر اساس نام آنان «لورستان» نامیده شده که بعداً کلمه «لور» به «لر» تبدیل شده است. اکنون نیز در جنوب لرستان و 10 کیلومتری شمال اندیمشک محلی است که به نام «لور» مشهور است و همان است که استخری آن را حدّ شمالی خوزستان دانسته و می‌نویسد:

«... و حدّ شمالی آن سیمره و کرخه و لور است تا با حدود جبال می‌پیوندد.»

این حدس ممکن است صحیح باشد به دلیل آن که امروز روستاهای شمال و شمال غربی شوش به نام «سگوند» مشهور است و «سگوند» شاخه‌ای از ایل سگوند لرستان است که سال‌ها پیش به اطراف شوش مهاجرت نموده و ساکن گشته‌اند و اکنون این محل به نام آنان مشهور است.

 
 

استان لرستان منطقه‌ای است کوهستانی که به جز تعدادی دره آبرفتی و چند دشت کوچک، ناحیه هموار ندارد. اشترانکوه با 4150 متر ارتفاع، بلندترین نقطه استان لرستان است. پست‌ترین نقطه استان لرستان با ارتفاع 500 متر از سطح دریا در جنوبی‌ترین نقطه استان واقع شده است.

 
 

لرستان سرزمين كوه‌های عظيم و قلل مرتفع می‌باشد. در این استان 35 قله با ارتفاع بیش از 3000 متر وجود دارد. کوه‌های استان لرستان در ارتفاعات اصلی زاگرس واقع شده و به طور منظم از شمال غربی به جنوب کشیده شده‌اند و دارای دره‌های عمیق به صورت فشرده، بلند و ناصاف می‌باشند. بلندترین قله‌های استان لرستان که به صورت نواری در گوشه شمال غربی تا شرق استان کشیده شده اند به ترتیب موقعیت عبارتند از چهل نابالغان، گرین، کوه میش‌پرور، کوه رباط، اشترانکوه، کوه سرسبز، قالی کوه، کوه تمندر.

اشترانکوه: اشترانکوه با ارتفاع 4150 متر بلندترین نقطه استان است. این‌ رشته‌ کوه‌ بخشى‌ از چین‌خوردگى‌ زاگرس‌ (میانى‌) است‌ که‌ در امتداد شمال‌ غربی‌- جنوب‌ شرقی‌ به‌ طول‌ حدود 50 کیلومتر و عرض‌ حدود 2 تا 11 کیلومتر در فاصله دو شهرستان‌ دورود و الیگودرز استان‌ لرستان‌ قرار گرفته‌ است به‌ گونه‌ای‌ که‌ از 10 کیلومتری‌ جنوب‌ شرقی شهر دورود آغاز، و به‌ جنوب‌ روستای‌ چقاگرگ‌  منتهى‌ مى‌شود.

قله‌های‌ مهم‌ این رشته کوه از شمال‌ غربی‌ به‌ جنوب‌ شرقی‌ چال‌ میشان‌، گل‌گل‌، گل‌گهر، سَن‌ بُران‌ (بلندترین‌ قله اشترانکوه‌ با ارتفاع 4150 متر)، کوله‌ لایو، میرزایى‌، فیالسون‌، لگه‌، سراب‌ شاه‌ تخت‌، سوزنى‌ مهرجمال‌، مهرجمال‌، پیاره‌ دره‌ تخت‌، پیاره‌ کمندون‌، ازنادر و کوله‌جنو  می‌باشند.

  

در ارتفاعات‌ اشترانکوه‌ دره‌هایى‌ یخچالى‌ وجود دارند که‌ در اصطلاح‌ محلى‌ به‌ آن‌ها چال‌ مى‌گویند. از جمله این‌ چال‌ها مى‌توان‌ از چال‌ میشان‌، چال‌ کبود، چال‌ بران‌، چال‌ فیالسون‌، چال‌ شاه‌تخت‌، چال‌ پیارو و چال‌ همایون‌ نام‌ برد. در آخرین چال اشترانکوه (به نام چال همایون)، قله مرتفع کفت همایون با ارتفاع 4000 متر قرار دارد همچنین چشمه معروف و بزرگ شاه تخت که بزرگ‌ترین سرچشمه آب دز است، در این محل واقع شده است. از سوی دیگر دریاچه زیبای گهر نیز در قسمت جنوبی این چال قرار گرفته و جاذبه آن را دوچندان نموده است.

این رشته کوه از لحاظ گونه‌های جانوری و گیاهی جزو مناطق حفاظت شده است و در سال 1348 جزو محیط زیست جهانی قرار گرفت. در اشترانکوه پسته کوهی به فراوانی یافت می‌شود و پوشش گیاهی متنوع آن اعم از گون، ریواس، استپ‌ها در شیب ملایم بعضی نقاط و گل‌های طبیعی و خودرو محل مناسبی برای جانوران ساکن در اشترانکوه ‌است. از گونه‌های جانوری آن می‌توان به خرس قهوه‌ای، روباه، کفتار، گراز، گرگ خاکستری، بز کوهی، قوچ و از پرندگان می‌توان به عقاب، کبک، جغد، اردک و شاهین اشاره کرد که همگی تحت حفاظت محیط زیست می‌باشند.

كوه تمندر: رشته كوه تمندر در نواحی بريرود و زلفی شهرستان اليگودرز واقع شده و دارای چهار رشته شمالی، جنوبی، شرقی و مركزی است. رشته شمالی دو قله ازنا و دره‌سر را دربر می‌گيرد كه به ترتيب 3200 و 3500 متر ارتفاع دارند. رشته مركزی دارای شش قله به نام‌های قله مركزی تمندر، هما، قله شمالی، شرقی و جنوبی تمندر و قله جنوبی دره‌سر است كه همه آن‌ها بيش از 3500 متر ارتفاع دارند. رشته شمالی تمندر دو قله فرسش و قله جنوبی را شامل می‌شود كه به ترتيب 3600 و 3850 متر ارتفاع دارند. رشته جنوبی تمندر نيز شامل يک خط الرأس 15 كيلومتری است كه در انتهای غربی آن قلعه مخروبه قديمی به نام قلعه دختر قرار دارد.

کوه گرین: کوه گرین از رشته کوه‌های مهم غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در استان‌های همدان و کرمانشاه قرار دارد. این رشته کوه بلند زاگرس در ادامه اشترانکوه قرار دارد و طول آن به بیش از 180 کیلومتر می‌رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاه به کوه‌های پرو و بیستون می‌پیوندد. قله‌های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان با ارتفاع تقریبی 3850 متر در جنوب نهاوند (استان همدان)، قله هجده یال در بروجرد و نیز قله ولاش با ارتفاع 3623 متر در شمال الشتر است. دیگر قله‌های آن نیز شامل بازگیر و چهل تن می‌شوند. گرین از غرب به دلفان، از شمال به شهرستان نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می‌شود. گرین در گویش محلی گرّو و در گویش لکی گروین نامیده می‌شود و یکی از کانون‌های آبگیر دائمی لرستان است که رودهای دز و گاماسیاب را تغذیه می‌کند. سراب‌های فراوانی در پای این کوه وجود دارند که آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور را تأمین می‌نمایند. جانورانی که در این منطقه زیست می‌کنند عبارتند از خرس، کفتار، گرگ و روباه. در گذشته پلنگ نیز در این منطقه دیده شده است.

چهل نابالغان: چهل نابالغان یکی از کوه‌های عظیم زاگرس در مرز استان لرستان و استان همدان است. چهل نابالغان از شمال به نهاوند، از جنوب به الشتر، از غرب به شهرستان دلفان و از شرق به بروجرد محدود است. بلندترین قله آن یال کبود با ارتفاع تقریبی 3850 متر است. چهل نابالغان بخشی از رشته کوه بزرگ گرین است و دسترسی به آن بیشتر از الشتر یا نهاوند امکان‌پذیر است. سراب گاماسیاب در دامنه شمالی این کوه قرار دارد.

از دیگر ارتفاعات استان لرستان عبارتند از:

قالی کوه: با ارتفاع 4028 متر در جنوب الیگودرز

کوه رباط: با ارتفاع 3600 متر در غرب بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز

کوه سرسبز: با ارتفاع 3596 متر در شمال بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز

کوه میش‌پرور: با ارتفاع 3500 متر در جنوب غربی بروجرد

کوه رنگ‌رزی: با ارتفاع 3210 متر در جنوب الیگودرز

کوه هنجیس: با ارتفاع 3200 متر در شمال کوهدشت و جنوب نورآباد

کوه ویلو: با ارتفاع 3030 متر در غرب الیگودرز

کوه نیر: با ارتفاع 3191 متر در بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز

کوه رال: با ارتفاع 2995 متر در شمال بخش زز و ماهرو شهرستان الیگودرز

کوه شاه‌نشین: با ارتفاع 2900 متر در جنوب بروجرد

سفیدکوه: با ارتفاع 3060 متر در غرب خرم‌آباد

پریزکوه: با ارتفاع 3070 متر در جنوب دورود

کوه باباهر: با ارتفاع 2950 متر در جنوب دورود

کوه رنگینه: با ارتفاع 2930 متر در جنوب دورود

کوه یافته: با ارتفاع 2850 متر در جنوب غربی خرم‌آباد

کوه سفیدکوه ازنا: با ارتفاع 2719 متر در ازنا

کوه علی بلاغی: با ارتفاع 2650 متر در شمال الیگودرز

کوه هشتاد پهلو: با ارتفاع 2997 متر در جنوب خرم‌آباد

کوه قلعه عبدالرضا: با ارتفاع 2518 متر در شرق الیگودرز

کوه تاف: با ارتفاع 2346 متر در جنوب شرقی خرم‌آباد

کوه منگنی: با ارتفاع 2400 متر در جنوب دلفان و شمال کوهدشت

کوه مخمل کوه: با ارتفاع 1966 متر در شرق خرم‌آباد

کوه کبیرکوه: با ارتفاع 1760 متر در جنوب پلدختر

 
 

غار کلماکره: این غار در بخش مرکزی شهرستان پلدختر واقع شده و یکی از شش گنجینه بزرگ کشف شده در جهان است. برای دسترسی به غار از مسیر پلدختر و از طریق جاده شوسه‌ای که در حاشیه شمالی رودخانه کشکان است، پس از طی 12 کیلومتر دهکده قشلاقی به نام دره باغ قرار دارد. از این روستا تا دهانه غار مسیری کوهستانی است که باید پیاده طی شود و تا حدودی خطرناک است. کوه آهکی ملِّه که غار باستانی کلماکره در سطح رو به آفتاب آن قرار گرفته است، از غرب شهرستان پلدختر آغاز شده و با انحرافی اندک از شرق به جانب شمال شرقی کشیده شده است. غار کلماکره در سمت شرقی یکی از آخرین دره‌های صخره‌ای کوه در ارتفاع 550 متری از سطح دشت واقع شده است. دهانه غار به سمت غرب باز شده و به سوی شرق ادامه می‌یابد. دهانه‌های تقریباً دوقلوی غار در پناه پوز صخره‌ای شیب‌دار با دیدی کاملاً کور قرار گرفته است به همین دلیل مأمن بسیار مناسبی در شرایط اضطراری جهت مخفی شدن می‌باشد. واژه کلماکره از سه کلمه کل، ما و کره تشکیل شده است. «کل» در گویش مردم لرستان نوعی حیوان کوهی با شاخ‌های کمانی رو به بالا و جنس نر بز کوهی است. کلمه «ما» با توجه به گویش محلی به صورت پسوند «مان» به معنای مکان، محل استقرار و مأوا به کار می‌رود. کلمه «کره» به درختی اتلاق می‌شود که مشابه درخت انجیر است و از نظر ظاهری تفاوتی با آن ندارد فقط میوه آن نامرغوب و غیرخوراکی است که در بدو ورود به غار، این درخت رؤیت می‌شود. این غار به صورت تصادفی در جریان تعقیب یک بزکوهی توسط یک شکارچی در سال 1368 خورشیدی کشف می‌شود. دهانه غار حدود 30 متر پایین‌تر از قله کوه است و پیشانی غار 1/5 متر جلوتر از پایین دهانه بوده و این یکی از ویژگی‌هایی است که سبب پنهان ماندن غار از دید رهگذران، شکارچیان و چوپانان بوده است. طول دهانه غار حدود 20 متر و ارتفاع آن بین 1 تا 7 متر است. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که دست‌یابی به غار کلماکره از دیرباز مشکل بوده و هیچ راه سهلی ندارد به جز فرود از این ارتفاع و گذشته از راه باریک بُزرو به طول 10 متر به سمت ورودی دهانه غار. نور طبیعی تا عمق 10 متری دهانه در این تالار رفت و آمد را ممکن می‌سازد ولی از آن پس تاریکی مطلق بوده و بدون استفاده از نور مصنوعی، امکان پیشروی وجود ندارد. چند چاله کوچک و بزرگ و مملو از آب در تالارهای دوم، سوم و چهارم غار دیده می‌شود. به نظر می‌رسد بعضی استالاگمیت‌های موجود در غار در نتیجه دخالت انسان و به صورت مصنوعی در آن ایجاد شده است.

    

از زمان کشف این غار تا کنون این غار مورد تعرض و غارت قرار گرفته است. بسیاری از پدیده‌های توصیف‌ناپذیر و طبیعی این مکان شگفت‌انگیز و آثار 2700 ساله آن به امید یافتن گنج توسط افراد سودجو منهدم شده است. اولین اشیای ضبط شده شامل ماسک طلایی از چهره انسان، 3 عدد گوش کوچک حیوان از جنس نقره و 3 عدد گوش بزرگ حیوان از جنس نقره، 2 عدد میله فلزی منحنی به شکل داس، 3 قطعه شمش نقره و ... بوده است که بسیاری از این آثار به صورت غیرقانونی فروخته شده و به خارج از کشور و موزه‌های اروپایی مانند لوور پاریس، موزه بریتانیا و موزه متروپولیتن نیویورک منتقل شده‌اند. تعداد قابل توجهی از این اشیاء توسط یک تاجر عتیقه گرد آمد و در کتابی تحت عنوان «گنجینه کوه‌ها و هنرهای ماد» در لندن به چاپ رسید. برخی از اشیای کشف شده نیز در اختیار سازمان میراث فرهنگی کشور قرار گرفته‌اند و در موزه ایران باستان تهران و موزه قلعه فلک‌الافلاک در خرم‌آباد نگهداری می‌شوند.

کاسه نقره طلاکوب یکی از اشیای کشف شده از این غار است که  دارای کتیبه بسیار ظریف به خط میخی ایلامی‌نو با عنوان «آمیریش شاه ساماتوره پسر طابالا» (لابام‌ها) است. روی لبه بیرونی آن، 49 قطعه نقش برگی شکل (همچون درخت سومر)، 34 قطعه اسفنکس با روکش طلایی، 4 ردیف مظاهر گل لوتوس شامل 136 قطعه، یک ردیف میوه کاج شامل 22 قطعه و کف ظرف یک رُزِت 18 پر با تکنیک والایی بکار رفته است که این ظرف اوج هنر «ساماتی‌ها» (حدود 200 سال پیش از هخامنشی‌ها) را در استفاده از ورقه طلا برای تزئین نشان می‌دهد. 

از دیگر اشیا منحصر به فرد این مجموعه، ریتون بز نشسته به ارتفاع 132 میلی‌متر، قطر دهانه 95 میلی‌متر است. این ریتون از دو تکه جدا از هم ساخته شده که شامل یک بز نشسته است که به بخش قیفی شکل متصل شده ‌است. تزئینات طلایی آن در 7 ردیف دیده می‌شود. تزئینات طلایی این شیء از جنس الکتروم یعنی ترکیب طلا و نقره است. 

یکی دیگر از آثار، ظرفی دسته‌دار با لوله است. بدنه آن دارای یک لوله 11 سانتی‌متری و  دسته‌ای به طول 14 سانتی متر است که لوله به صورت اریب و رو به بالا امتداد یافته است و به وسیله یک پل افقی به ظرف متصل شده ‌است. در محل اتصال لوله به بدنه و دسته به بدنه یک صفحه نقره‌ای به شکل مثلث دیده می‌شود که با پنج میخ بزرگ که در رأس هر یک روکش طلایی دارند به بدنه محکم شده است. ظرف از چهار قطعه مجزا تشکیل شده که عبارتند از بدنه ظرف، لوله، پل لوله و دسته که به واسطه 20 میخ گنبدنما به هم وصل شده‌اند. ظرف گلدان تخم‌‌مرغی شکل از دیگر اشیا مهم این مجموعه است که تزئینات این شیء از نظر تکنیک اجرا شبیه به ریتون بز نشسته است. تزئینات روی ظرف شامل گل رزت، درخت زندگی، غنچه و گل لوتوس است

  

 

 

غار قَمَری: این غار در غرب و در سینه کوه سفیدکوه مشرف به شهر خرم‌آباد واقع شده و  دهانه آن به طرف جنوب است. کاوش رسمی این غار در سال 1343 تا 1348 خورشیدی توسط پروفسور فرانک هول؛ باستان‌شناس دانشگاه رایس انجام شد. این غار دارای 2 سالن می‌باشد که سالن اول 3 متر لایه فرهنگی داشته و در هر مترمربع 500 قطعه استخوان حیوانات مختلف کشف شده است. سالن دوم که بسیار تاریک است، شامل 4 دالان می‌باشد. کف سالن دوم صخره‌ای است و به دلیل آهکی بودن، در بعضی قسمت‌ها استالاکتیت و استالاگمیت تشکیل شده است. بنا به کاوش‌های فرانک هول مشخص شده است که این غار محل سکونت انسان بوده است.

غار پاسنگر: این غار نیز در شمال شهر کهنه واقع شده و محله دامنه آن نیز به همین نام مشهور است. سطح داخل ن از غار قمری بسیار کمتر است و چون در قدیم برای سنگر از آن استفاده می‌شده، امروزه به این نام معروف است. نام دیگر آن «گورخلیفه» می‌باشد.

غار یافته: این غار در 25 کیلومتری جنوب غربی شهر خرم‌آباد بر سر راه کوهدشت در محلی به نام «سولیزه» در دامنه «کوه یافته» واقع شده و سطح داخل آن در حدود 40 مترمربع است. آثار و ابزار بدست آمده از این غار مربوط به پالئولیتیک است. در محدوده غار چهار کانون مهم آتش کشف شده است و تاریخ سکونت در این غار تا 45 هزار سال پیش از این می‌تواند باشد و با بررسی‌هایی که انجام شده است 25 هزار سال پیش سکونت در این غار به اثبات رسیده است.

غار کُنجی: غار کنجی به فاصله 4 کیلومتری جنوب شهر خرم‌آباد در کمرکش کوه قرار دارد. راه رسیدن به آن از دره باریکی است که مسیل است و در بهار از دامنه‌های چشمه‌ها آب جاری می‌شود. این غار یکی از منظم‌ترین غارها از لحاظ سطح داخلی می‌باشد. مساحت آن بیش از 200 مترمربع است. قسمتی از دهانه غار را یک تپه خاک گرفته که با کاوشی که در بهار سال 134 در این تپه به عمل آمد چند قبر پیش از تاریخ با اسکلت‌های متعدد از آن بدست آمد. در دامنه و چشم‌انداز این غار دشتی وسیع و با تپه‌های مصنوعی نیز وجود دارد.

غار اَرجِنه: در دشت جنوبی دره خرم‌آباد کوه کوچک و کم ارتفاعی موسوم به «گر ارجنه» قرار دارد که غاری در سمت شرقی آن کوچک‌تر از غار کنجی دیده می‌شود و به نام همان کوه مشهور است.

غار بتخانه: این غار در 18 کیلومتری جنوب شرقی کوهدشت در دامنه کوه دمچهر قرار دارد. این غار حدوداً 300 متر طول دارد و ارتفاع آن 15 تا 20 متر می‌باشد. حیواناتی نظیر خفاش و حشراتی مانند هزارپا در داخل آن زندگی می‌کنند.

غار برد سفید: این غار در 2 کیلومتری شمال همیان کوهدشت قرار دارد.

غار تمندر: این غار در 25 کیلومتری جنوب شرقی الیگودرز و شمال کوه تمندر و روبروی روستای قاسم آباد بریرود شهرستان الیگودرز قرار دارد. مدتی است که در دهانه خروجی آب این غار مکانی برای پرورش ماهی احداث نموده و از آب موجود در غار برای مصرف چند روستا لوله‌کشی ایجاد شده است که سبب بر هم خوردن طبیعت غار شده است.

غار دوشه: غار تاريخی‌ دوشه‌ در روستای‌ كرشوراب‌ از توابع‌ بخش‌ چگنی‌ شهرستان خرم‌آباد واقع‌ شده‌ است. غار دوشه‌ حاوی‌ نقاشی‌ها و كتيبه‌های‌ تاريخی‌ متعدد و جالب‌ توجه‌ است‌. ارتفاع‌ کف تا سقف غار در حدود 5 ‌متر است‌ و داخل‌ آن‌ به‌ شكل‌ دايره‌ای‌ منظم‌ است. بر ديوارهای‌ مسطح‌ اين‌ غار در حدود 110 نقش‌ با رنگ‌ سياه ‌نقاشی‌ شده‌ و بر ديواره‌ غربی‌ آن‌ نيز به‌ جز نقش‌های‌ ياد شده‌ دو كتيبه‌ وجود داشته‌ كه‌ يكی‌ از آن‌ها کاملاً از بين‌ رفته‌ و ديگری‌ نيز محو شده‌ است‌. مهم‌ترين‌ علت‌ سالم‌ ماندن‌ نقوش‌ كتيبه، دور بودن از عوارض‌ طبيعی‌ است‌. در دهانه ‌حفره‌های‌ انتهايی‌ غار، استخوان‌های‌ انسان، حيوان‌ و سفال‌های‌ شكسته‌ يافت‌ شده‌ است.

غار سمسا: این غار در مکانی موسوم به دره آرش در الشتر شهرستان سلسله قرار دارد.

غار قاژه (مغار): این غار در جنوب شرقی کوه یافته در بخش چگنی شهرستان خرم‌آباد قرار دارد. در داخل غار تعدادی استالاکتیت و استالاگمیت وجود دارد. همچنین حوضچه‌ آب سرد نسبتاً بزرگی به عمق بیش از 5/1 متر وجود دارد. این غار اقامتگاه موقت شکارچیان است.

غار کوگان: این غار در 52 کیلومتری جنوب خرم‌آباد در روستای کوگان قرار دارد. این غار جزو غارهای چندطبقه (دو طبقه) است که دسترسی به آن بسیار سخت است و رسیدن به آن بدون تجهیزات و وسایل کوه‌نوردی و غارنوردی دشوار است. این غار دژمانند که تمام آن با حجاری‌های طاقت‌فرسا به وسیله انسان به وجود آمده، به استناد سکه‌هایی که در اطراف آن به دست آمده است متعلق به دوره اشکانیان است و به عنوان یک محل سکونت دائمی مورد استفاده قرار گرفته است. ورودی غار به صورت چهارگوش به ابعاد 2/50×2/20 متر است و به سمت شمال باز می‌شود. طبقه اول غار از چهار اتاق و فضاهای مرتبط به هم تشکیل شده است. طبقه دوم آن حدود 3/40 متر بالاتر از کف قسمت اول غار است. این غار دارای اتاق‌هایی جهت استفاده بوده و نمونه‌ای از معماری صخره‌ای اشکانی است البته این آثار را به آیین مهر نیز نسبت می‌دهند. از نکات قابل تأمل در این غار وجود مخازن آب در داخل اتاق‌هاست. 

  

غار میرملاس (میرملاث): غار میرملاس در فاصله تقریبی 30 کیلومتری شهر کوهدشت در کوه سرسرخین قرار دارد. بر دیواره‌های جنوبی و شمالی این غار نقاشی‌ها و نگاره‌هایی به قدمت 12 هزار سال باقی مانده است که نماد یکی از کهن‌ترین آثار و نشانه‌های زندگی انسان اولیه در کره خاکی است و پس از غارهای لاسکو و کرکس در فرانسه سومین غاری است که نگاره‌هایی رنگین بر روی دیواره‌های خود دارد. این آثار بیشتر صحنه‌هایی از رزم، شکار، انسان و حیوان را نشان می‌دهد. نقوش حیواناتی چون گوزن، گاو، سگ، روباه و به ویژه اسب و سوار در حال تیراندازی و شکار که با رنگ‌های قرمز و سیاه بر دیواره این غار دیده می‌شود. این آثار در میان سنگ‌نگاره‌های باستانی کشور بی‌مانند است اما متأسفانه آن گونه که باید از این آثار گران‌بها پاسداری نمی‌شود و در سال‌های اخیر آسیب‌های جبران‌ناپذیری بر این میراث تاریخی وارد شده است.

  

غار مُردگان: این غار در روستای دریژان شهرستان دورود قرار دارد. در داخل غار استخوان‌های زیادی وجود دارد که به خاک تبدیل شده است و به دلیل وجود گرد و خاک زیاد باید برای ورود به غار از ماسک و تجهیزات کوهنوردی استفاده نمود. از شایعاتی که در خصوص این غار وجود دارد این است که گفته می‌شود در زمان حمله مغول افراد زیادی به این غار فرار کردند و در همان جا از دنیا رفتند و یا گفته می‌شود که اهالی منطقه اجساد یا کسانی که در حال مرگ بوده‌اند را در این غار رها می‌کردند که با توجه به موقعیت و دسترسی غار این گفته صحت ندارد.

غار وقت ساعت: این غار در 20 کیلومتری جنوب دورود در نزدیکی ایستگاه راه‌آهن چم چید در روستای برآفتاب در کوه پریز قرار دارد.

غار ویزنهار: این غار در کوه ویزنهار در بخش رومشکان شهرستان کوهدشت قرار دارد.

غار یافته: این غار در 25 کیلومتری جنوب غربی خرم‌آباد در کوه یافته قرار دارد.

غار همیان: غار همیان از دو غار (همیان یک و همیان دو) که در مجاورت یکدیگر می‌باشند، تشکیل شده است و در محلی به نام چالگه شَلَه در یکی از دره‌های رشته کوه شمال کوهدشت به نام سَرسورن قرار دارد. بر اساس پژوهش‌های صورت گرفته سابقه سکونت و ابزار غار همیان یک به حدود 100 هزار تا 40 هزار سال قبل می‌رسد. غار همیان دو نیز ادامنه فرهنگ همیان یک شناخته شده است. در غار همیان دو علاوه بر ابزار و شواهد سکونت، نقاشی‌هایی از ادوار بعد بر بدنه غار شناسایی و مطالعه شده است. این نقاشی‌ها به گروه‌های انسانی 17 تا 15 هزار سال پیش نسبت داده شده‌اند.

غار عالی‌آباد نیز از دیگر غارهای استان لرستان است.

 
 

در استان لرستان 23 رود جریان دارند که بر اساس حوضه آبریز به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند. رودهای حوضه دز و رودهای حوضه کرخه که  در مجموع 96 درصد سطح استان را دربر می‌گیرند و رودهای حوضه مرکزی که سطح کوچکی از شرقی‌ترین قسمت استان لرستان را به خود اختصاص داده‌اند. رودخانه‌های حوضه آبریز دز عبارتند از رودخانه‌های سزار، تیره، بختیاری، سرخاب، کشور، سبز، چم چیست، اسک، الیگودرز و ازنا. رودخانه‌های حوضه آبریز کرخه عبارتند از رودخانه‌های سیمره، کشکان، کهمان، دره شهر، گند، خرم‌آباد و گرگافه.

رودخانه سیمره: رودخانه سیمره سرشاخه اصلی رود کرخه و مهم‌ترین رودخانه استان لرستان است که پس از عبور از این استان، نام کرخه به خود می‌گیرد و یکی از رودخانه‌های پرآب و مهم ایران است.

رودخانه خرم‌آباد: اين رودخانه دائمی دارای 80 كيلومتر طول می‌باشد و از ريزابه‌های بسياری كه همگی آن‌ها از ارتفاعات پيرامون خرم‌آباد سرچشمه گرفته‌اند، پديد می‌آيد. اين رودخانه نخست از دره شمال شرقی كوه لپوپياده به سوی جنوب شرقی جاری شده و سپس به موازات خرم‌آباد، به نصرآباد سرازیر می‌شود و پس از عبور از دره شرقی سفيدكوه به شهر خرم‌آباد وارد می‌شود. در اين شهر با ريزابه بزرگی كه از ارتفاعات شرقی سرازير شده مخلوط می‌شود و در جنوب شهر با رودخانه تنگ بهرام كش در هم می‌آميزد و به طرف غرب تغيير مسير داده و به دهستان كرگاه وارد می‌شود. در اين دهستان با رودخانه دره نسب مخلوط شده و پس از عبور از دهستان ويسيان در دهستان هويان به رود كشکان می‌ريزد. حوزه اين رودخانه، خليج فارس و دريای عمان است .

رودخانه کشکان رود: حوضه آبخیز رودخانه کشکان با مساحت 9275/66 کیلومترمربع، در ناحیه جنوب غربی ایران واقع شده است. این حوضه بخش مهمی از سرشاخه‌های پرآب رودخانه کرخه را تشکیل می‌دهد و حدود یک سوم از خاک استان لرستان را دربر می‌گیرد و شهرستان‌های خرم‌آباد، کوهدشت، الشتر و پلدختر در داخل آن قرار دارند. این حوضه آبخیز از سمت شمال غرب، غرب و جنوب غربی به حوضه آبریز رودخانه‌های گاماسیاب و سیمره و از شرق به سرشاخه‌های فرعی رودخانه دز و از جنوب به زیرحوضه‌های مشرف به رودخانه کرخه محدود می‌شود. حوضه آبخیز رودخانه کشکان در تقسیم‌بندی هیدرولوژی ایران جزئی از حوضه آبریز خلیج فارس به شمار می‌آید. سیستم زهکشی اصلی رودخانه کشکان ابتدا از به هم پیوستن سرشاخه رودخانه‌های «هرو» و «دو آب» الشتر در شمال شرق و شمال حوضه به ترتیب با جهتی از شرق به غرب و شمال به جنوب تشکیل می‌شود. به این سرشاخه‌ها که از دامنه کوه‌های مرتفع و برف‌گیر گرین و میش پرور سرچشمه می‌گیرند در طول مسیر اصلی، دیگر رودخانه‌های فرعی نظیر چم زکریا، خرم‌رود، چولهول و مادیان رود می‌پیوندند و سرانجام به صورت یک سیستم واحد رودخانه کشکان را تشکیل می‌دهند.

رودخانه کشکان که در گویش لری «کَشکُو» نامیده می‌شود، پس از طی مسافتی در حدود 300 کیلومتر از میان شهر پلدختر عبور کرده و در محل پل گاومیشان به رودخانه سیمره ملحق شده و رودخانه کرخه را تشکیل می‌دهد. این رودخانه و سرشاخه‌های آن در تأمین آب کشاورزی شهرستان‌های الشتر، خرم‌آباد و پلدختر نقش بسیار مهمی دارد به طوری که حدود 82 درصد از اراضی کشاورزی شهرستان پلدختر، توسط رودخانه کشکان تأمین می‌شود و این رودخانه در واقع شاهرگ حیاتی پلدختر محسوب می‌شود. متأسفانه در اثر بروز خشکسالی‌های سال‌های اخیر به مقدار زیادی از حجم آب این رودخانه کاسته شده است.


رودخانه سزار: رودخانه سزار شاخه اصلی رود دز است. این رودخانه آب رودهای فرعی مناطق کوهستانی الیگودرز، ازنا، دورود، اشترینان و بروجرد را دریافت می‌کند و در مسیر راه‌آهن سراسری به سوی جنوب ایران سرازیر می‌شود. این رودخانه در پایین دست، به نام «رود دز» نامیده می‌شود که بر روی آن سد بزرگ دز احداث شده است. از شاخه‌های مهم رودخانه سزار، رود تیره است که پس از دریافت آب‌های اشترینان (گله رود، سراب سفید، کرتول و چند رود دیگر) به رودخانه ماربره (که از به هم پیوستن آب‌های الیگودرز، دورود و ازنا تشکیل می‌شود)، می‌پیوندد.

رودهای‌ کوچک‌ بسیاری‌ نیز از ارتفاعات اشترانکوه سرچشمه‌ مى‌گیرند که‌ مهره‌ زرین‌، ماربره‌، گهررود، دره‌ دایى‌ و دره‌ دزدان‌ از آن‌ جمله‌اند.

 
 

درياچه كيو (كی يو): درياچه كيو واقع در مجاورت پارک کیو در شمال غربی خرم‌آباد می‌باشد. مساحت این دریاچه 7 هکتار و عمق آن بین 3 تا 7 متر می‌باشد. آب این دریاچه از چشمه‌های آهکی واقع در محدوده شهر خرم‌آباد تأمین می‌شود که از جمله چشمه‌های بزرگ شهر می‌باشند. با کاهش بارندگی‌ها، آبدهی چشمه‌های تأمین‌کننده آب دریاچه کیو تا اواخر خردادماه به حداقل می‌رسد زیرا این چشمه‌ها فصلی بوده و دبی آن از صفر (در هنگام خشکی) تا حداکثر 3 مترمکعب در ثانیه می‌رسد و دبی آن بستگی به میزان آبدهی آن در حوزه دارد. این دارای ارزش‌های توریستی زیادی می‌باشد و با نمای دیدنی و زیبای خود به شهر خرم‌آباد جلوه خاصی بخشیده است. در این محوطه تفریحی امکانات و فضای مناسب برای برگزاری مسابقات ورزشی در رشته‌های شنا، دو و میدانی و دوچرخه‌سواری است. این دریاچه ظرفیت لازم برای فعالیت در قالب پایگاه ورزش‌های سه‌گانه کشور را نیز دارا می‌باشد. علاوه بر آن این مکان زیستگاه مناسبی برای جانوران آبزی و پرندگان بومی و مهاجر است.

  

«کیو» در گویش لری به معنای کبود رنگ و آبی است و علت نامگذاری دریاچه به این نام، به خاطر آب زلال و عمق دریاچه است که به رنگ آبی و نیلی دیده می‌شود.

درياچه گهر )گل گهر): علاوه بر همه زیبایی‌های اشترانکوه، درياچه‌ گهر از دیگر جاذبه‌های این منطقه است به طوری که به «نگین اشترانکوه» معروف شده است. این دریاچه در یکى‌ از دامنه‌های‌ جنوب‌ غربی اشترانکوه‌ در ارتفاع 2400 متری قرار دارد و عمق آن به 28 متر می‌رسد. مساحت این دریاچه 85 هکتار و طول آن 1700 متر و عرض 500 متر می‌باشد. درياچه گهر که از دو بخش به نام‌های گهر بزرگ (کله گهر) و گهر کوچک (کره گهر) تشکیل شده است، از ذوب برف‌های اشترانكوه و انباشت آب آن در پشت سد يا آب بندی كه در نتیجه ريزش كوه به وجود آمده، ایجاد شده است. فراوانی نسبی آب‌های ورودی به درياچه کوچک، سبب سرزير آب به درياچه پايينی (بزرگ) شده است. درياچه گهر مانند آبگيری است كه از چشمه‌ها، آبشارها و سراب‌های اشترانكوه پر شده و آب آن در تابستان و زمستان ثابت است. بيشتر سطح درياچه گهر در زمستان يخ می‌بندد. ساحل این دریاچه به جز ضلع غربی و ضلع شرقی آن که ساحل ماسه‌ای دارد و برای شنا مناسب است، در سایر نقاط دارای ساحل صخره‌ای است و برای شنا مناسب نمی‌باشد. این دریاچه از لحاظ زیست بوم و محیط طبیعی اهمیت زیادی دارد و به علت عدم وجود راه ماشین‌رو، تا حد زیادی از خرابی و آلودگی توسط انسان به دور مانده است. تابستان فصل سفر به دریاچه گهر از نظر آب و هوایی است. هر سال از 15 خرداد منطقه برای بازدید طبیعت‌گردان باز می‌شود اما قبل از آن امکان ورود به منطقه وجود ندارد و تنها افراد باتجربه با کمک تجهیزات کوهنوردی توان مراجعه به این منطقه را خواهند داشت.

یکی از دره‌های بسیار زیبا اطراف دریاچه گهر به دره نی‌گاه معروف است که پوشیده از شقایق‌های رنگی و لاله واژگون است. پوشش گیاهی اطراف این نگین درخشان درختان بلوط، بید، بادام، پسته وحشی، گلابی وحشی، چنار، نارون، بلوط مازو، گردو، انجیر، زبان گنجشک، سیب، زالزالک، ارژن، کنار کهور، انار، گز، و مُوی وحشی می‌باشد. این دریاچه زیستگاه مناسبی برای آبزیان و دیگر حیوانات وحشی است. منطقه حفاظت شده اشترانکوه با حیات وحش متنوع شامل حیواناتی از قبیل بز، قوچ، آهو، کل، پلنگ، گرگ، گراز، خرس قهوه‌ای، کفتار، روباه، شغال، خرگوش و انواع پرندگان مانند عقاب، کبک، شاهین، تیهو و آبزیان مانند مارماهی، لاک پشت، قورباغه و ماهی قزل‌آلای رنگین کمان و خال قرمز است.

تالاب‌ها به عنوان اکوسیستم‌های آبی در راستای تثبیت خطوط ساحلی، از بین رفتن مواد زائد و تصفیه آب، برخورداری از چشم‌اندازهای زیبای طبیعی و ایجاد بستر مناسب برای حیات بسیاری از گونه‌های جانوری و گیاهی، از جایگاه ارزشمندی برخوردار هستند. تالاب‌ها شریان‌های حیاتی زیست کره محسوب شده و به همین دلیل جزو پرتولیدترین محیط‌های طبیعی همچون تولید محصولات شیلاتی، حفظ سطح آب برای مناطق کشاورزی، تولید چوب، ذخیره آب و کاهش بلایای طبیعی و به ویژه سیلاب می‌باشند.

در میان شهرهای استان لرستان پلدختر دارای بیشترین و مهم‌ترین تالاب‌های استان می‌باشد به طوری که می‌توان پلدختر را «شهر تالاب‌های لرستان» نامید. این شهر دارای تالاب‌های فصلی و دائمی همچون تالاب گری بلمک، گری جمجمه،  تكانه، لفانه، زردابه، كبود و ... است. تالاب‌های پلدختر در تابستان دارای هوای گرمسیری و در زمستان معتدل می‌باشند. این تالاب‌ها به دلیل تغییرات جوی در حال خشک شدن هستند و از طرف سازمان محیط زیست در راستای احیای آن‌ها اقدامی صورت نمی‌گیرد. شکار در این تالاب‌ها به علت حضور پرندگان مهاجر و بومی ممنوع است.

 

تالاب تکانه: این تالاب در ارتفاعات چول شهرستان پلدختر واقع شده و وسعتی معادل 5 هکتار دارد. این منطقه از گیاهان نی پوشیده شده است.

تالاب لفانه 1 و 2: این تالاب یکی از تالاب‌های شهرستان پلدختر است که دارای مساحت 10 هکتار می‌باشد. این منطقه از گیاهان نی پوشیده شده است و به عنوان یک منطقه شکار ممنوع تحت حمایت می‌باشد.

 تالاب زردابه: این تالاب در شهرستان پلدختر واقع شده است و 2 هکتار وسعت دارد. جانوران آبزی در این تالاب زندگی کرده و پوشش گیاهی منطقه از سرخس آبزی تشکیل شده است. شکار در این منطقه ممنوع می‌باشد.

تالاب سیاه: این تالاب در شهرستان پلدختر واقع شده است و با مساحت 1/5 هکتار، کوچک‌ترین تالاب شهرستان پلدختر می‌باشد. این تالاب زیستگاه پرندگان بومی و مهاجر می‌باشد و از گیاه نی پوشیده شده است. این تالاب یکی از مناطق شکار ممنوع شهرستان پلدختر می‌باشد.

تالاب بلمک: این تالاب در شهرستان پلدختر واقع شده و با مساحت 14 هکتار، بزرگ‌ترین تالاب شهرستان پلدختر می‌باشد ولی متأسفانه چندین سال است که مساحت قابل توجهی از آن توسط کشاورزان تبدیل به مزرعه شده است به طوری که به صورت یک تالاب فصلی کوچک و موقتی درآمده است در حالی که سالانه بیش از 15 گونه پرنده که برخی از آن‌ها جزو گونه‌های کمیاب می‌باشند، به این تالاب و دیگر تالاب‌های شهرستان مهاجرت می‌کنند.

تالاب جمجمه: این تالاب از تالاب‌های شهرستان پلدختر می‌باشد و با مساحت 3/7 هکتار، زیستگاه پرندگان مهاجر می‌باشد. پوشش گیاهی منطقه گیاهی نی بوده و به عنوان منطقه‌ شکار ممنوع معرفی شده است. واژه جمجمه به معنای جنبان می‌باشد به دلیل متحرک بودن، با این نام معرفی شده است.  

تالاب کبود: این تالاب با مساحت 4 هکتار در شهرستان پلدختر واقع شده است و زیستگاه پرندگان مهاجر است. این منطقه از گیاه نی پوشیده شده و از مناطق شکار ممنوع شهرستان پلدختر است.

تالاب تاف 1 و 2: وسعت این تالاب 5 هکتار می‌باشد و در شهرستان پلدختر واقع شده است. این منطقه زیستگاه پرندگان مهاجر بوده و از گیاه نی پوشیده شده است. شکار در این منطقه ممنوع می‌باشد.

تالاب گُلم سوزه: تالاب گلم سوزه از تالاب‌های شهرستان پلدختر می‌باشد. این تالاب 2 هکتار مساحت دارد و زیستگاه پرندگان مهاجر می‌باشد. پوشش گیاهی این منطقه گیاه نی می‌باشد و به عنوان یک منطقه شکار ممنوع تحت حفاظت می‌باشد.

تالاب پیکه: این تالاب در شهرستان پلدختر واقع شده است و 3/5 هکتار مساحت دارد. این منطقه به دلیل آن که زیستگاه پرندگان مهاجر می‌باشد، منطقه‌ای شکار ممنوع است.

تالاب بیشه دالان: این تالاب در جنوب شرقی شهرستان بروجرد و در دشت سیلاخور قرار دارد و زیستگاه پرندگان مهاجر در فصل زمستان و نیز پرندگان بومی و تأمین‌کننده بخشی از آب منطقه است. مساحت این تالاب 913 هکتار می‌باشد.

در شهرستان دورود نیز تالاب‌هایی وجود دارند که میزبان پرندگان مهاجری همچون فلامینگو می‌باشند. در واقع به دلیل خشک شدن تالاب‌های استان فارس و بالا رفتن غلظت نمک دریاچه ارومیه است که این پرندگان به استان لرستان مهاجرت نموده‌اند.

 
 

آبشار بيشه: آبشار بیشه با 48 متر ارتفاع، يكی از زيباترين آبشارهای كشور است که در ايستگاه راه‌آهن بيشه در شهرستان دورود واقع شده است. آب و هوای مناسب و چشم‌انداز اطراف آبشار و كوه‌های اطراف ساليانه پذيرای مهمانان و مسافران زيادی از نقاط مختلف كشور شده و اين منطقه ديدنی را به يكی از مناطق گردشگری استان تبديل نموده است. فاصله اين آبشار تا شهرستان دورود كه يكی از مسيرهای ارتباطی آن می‌باشد، 35 كيلومتر است. از شهرستان دورود به سمت آبشار بیشه، مناطق ديدنی در مجاورت رودخانه سزار وجود دارد که از آن جمله آبشارهای فصلی و دائمی و آبشارهای يخی در زمستان و درختان گوناگون می‌باشند.

در محل آبشار بیشه امکانات رفاهی و اقامتی همچون 17 پلاژ، 7 چادر، بازارچه محلی، تلفن، آب، برق، خانه بهداشت و پاسگاه انتظامی داير می‌باشد.

آبشار آب سفيد: آبشار آب‌ سفید در جنوب شرقی استان لرستان و در دامنه کوه‌های زاگرس و در کنار کوه بلند قالی کوه در بخش بشارت (ذلقی) شهرستان الیگودرز قرار گرفته ‌است. آب این آبشار از داخل تونلی در درون یک کوه سنگی بیرون می‌آید و با توجه به ارتفاع 69 متری آبشار، خروج چنین آبی از دل کوه شگفت‌آور است. این آبشار به رودخانه رودبار استان لرستان (آب زالکی) می‌پیوندد و سرانجام به رودخانه دز می‌ریزد .پوشش گياهی در اطراف آبشار، زيبايی و طراوت خاصی به اين منطقه بخشیده است. آب این آبشار با هوا مخلوط شده و در اثر برخورد با سنگ‌ها به شکل حباب سفید درمی‌آید به همین دلیل به آب سفید معروف شده است.

در مسیر الیگودرز به آبشار مکان‌های زیبایی قرار دارد که حیرت بازدیدکنندگان را برمی‌انگیزد. اين آبشار در فصل بهار پذيرای گردشگران زيادی می‌باشد.

آبشار نوژيان: آبشار نوژيان در 38 كيلومتری جنوب شرقی خرم‌آباد در بخش پاپی واقع شده است. ارتفاع آبشار 95 متر و عرض تاج آن 5 متر می‌باشد. گردشگاه جنگلی نوژيان در بالای كوه تاف قرار دارد و در این كوه انواع گياهان دارويی می‌رويند بنابراین هر ساله بسياری از طبیعت‌دوستان برای تماشای اين آبشار زيبا و جمع‌آوری گياهان دارويی به این منطقه مراجعه می‌نمایند. مسیر دسترسی به این منطقه از طريق جاده آسفالته خرم‌آباد به گردنه نوژيان امکان‌پذیر است.

آبشار چكان: اين آبشار در جنوب غربی اليگودرز در دامنه ارتفاعات مشرف بر دره چكان در فاصله 141 كيلومتری شهرستان خرم‌آباد به ارتفاع 30 متر و عرض تاج 4 متر قرار دارد. اين آبشار از درون غاری مشرف بر زمين‌های زراعی چكان بيرون می‌جهد و طول فوران آن به ده‌ها متر می‌رسد. آب اين آبشار در اواخر پاييز به مرور خشک شده و در روزهای اوليه شروع فصل بهار مجدداً با همان حجم آب به بيرون می‌جهد. اين آبشار يكی از عجايب و زيبايی‌های طبيعت استان لرستان می‌باشد. اطراف آبشار منطقه‌ای وسيع با فضايی مطلوب و دل‌انگيزی از انواع پوشش گياهی و درختانی همچون گردو، زالزالک، گلابی، چنار، كيكم، بيد، بلوط، و ... وجود دارد.

آبشار وارک: اين آبشار در غرب گردنه نوژيان در بخش پاپی در جنوب شرقی خرم‌آباد به فاصله تقریبی 50 کیلومتر و در نزدیکی آبشار نوژیان قرار دارد و يكی از زيباترين آبشارهای كشور است. سرچشمه آبشار يک صخره سنگی است که پس از طی حدود 15 متر از صخره دوم فرو می‌ریزد و آبشار دوم را به وجود می‌آورد. در فصل كم‌آبی ارتفاع قسمت اول 7 متر با عرض حدود 12 متر و قسمت دوم 5/15 متر با عرض نزدیک به 6 می‌باشد و  يكی از زيباترين مناظر را در اين منطقه پدید می‌آورد. حداكثر ارتفاع آبشار به 57 متر می رسد و عرضی معادل 50 متر را دربر می‌گيرد. اطراف اين آبشار پوشيده از درختان بلوط، گلابی، زالزالک و.... می‌باشد.

آبشار سركانه: اين آبشار در روستای گريت بخش پاپی در فاصله 50 كيلومتری شهرستان خرم‌آباد به ارتفاع 15 متر و عرض تاج 17 متر قرار دارد و از جمله جاذبه‌های طبيعی و گردشگری استان محسوب می‌گردد. فاصله اين آبشار تا بخش پاپی حدود يک ساعت پياده‌روی می باشد. اين آبشار در گويش محلی به تاف هفت چشمه معروف است. پوشش جنگلی اطراف آبشار را درختان بلوط، زالزالک و مو تشکیل می‌دهند.

آبشار افرينه: آبشار افرينه در مجاورت روستايی به همين نام در مسير جاده خرم‌آباد به انديمشک قرار دارد. اين آبشار زيبا در فصل بهار و تابستان طبیعت‌دوستان و گردشگران زيادی را به خود جلب می‌كند.

آبشار شوی (تله زنگ): آبشار شوی یا تله زنگ در جنوب شهرستان دورود و در بین کوه‌های سرتنگ شوی در حوالی روستای شوی و در 10 کیلومتری ایستگاه راه‌آهن آبشار شوی واقع شده است. این آبشار که بنابه گفته‌ها زیباترین آبشار ایران است، از غاری بیرون می‌جهد و از گردنه‌ای بلند به پایین سرازیر می‌شود. ارتفاع آبشار 100 متر و عرض آن 40 متر است و چشم‌انداز کم نظیری را به طبیعت می‌بخشد. اطراف آبشار مملو از درختان بلوط، بادام و پوشش گیاهی متنوع است. طبیعت‌دوستان در فصل بهار از سراسر کشور برای تفریح به سوی این آبشار روی می‌آورند و بخشی از اوقات خود را در پیرامون آن سپری می‌کنند. این آبشار در گویش محلی به «طاف شوی» معروف است. مسیر دسترسی به آن از طریق ایستگاه راه‌آهن تله زنگ امکان‌پذیر است.

 
 

به دلیل ویژگی‌های طبیعی و میزان بارندگی در استان لرستان، چشمه‌های فراوانی به ویژه در مناطق آهکی این استان جریان دارند كه مهم‌ترين آن‌ها چشمه‌ سياب، تنگ قلعه و پايين گردنه آستان در كوهدشت، نايی در اشترينان، چشمه‌های آب ارم (گلستان)،‌ آب گرداب دارابی و آب اراز در خرم‌آباد، كيان در الشتر، هفت چشمه، دره خونی، اسل مساله‌بيک در بروجرد و چشمه قلقلی در اطراف ازنا می‌باشند.

علاوه بر چشمه‌ها که برخی خاصیت درمانی دارند و برای درمان بیماری‌های پوستی مناسب می‌باشند، پيرامون آن‌ها نیز بسيار زيبا بوده و جزو جاذبه‌های طبیعی و گردشگری منطقه به شمار می‌آيند و می‌‌‌توانند به صورت گردشگاه‌های ارزشمند مورد بهره‌برداری قرار گیرند.

 چشمه‌های آب معدنی استان لرستان عبارتند از چشمه‌های گودگردی گراب، گرخوشاب كوهدشت و چشمه‌ گوگردی ايلرد در نزديكی ايستگاه راه‌آهن کشور شهرستان دورود.

از اين چشمه‌ها در حال حاضر به شكل ابتدایی و سنتی استفاده می‌شود. تجهيز و بهره‌برداری سازمان يافته اين چشمه‌ها ضمن کمک به گذران اوقات فراغت و مساعدت به بهبود شرايط اجتماعی، توسعه اقتصادی ناشی از درآمدهای گردشگری را به دنبال خواهد داشت.

 
 

دشت سیلاخور: این دشت در شمال شرقی استان لرستان واقع شده و دو شهر بروجرد و درود را در منتهی‌اليه شمال و جنوب خود دربر گرفته است. دشت سیلاخور با مساحت نزدیک به 70 هزار هکتار، وسیع‌ترین دشت استان می‌باشد .

دشت الیگودرز: این دشت در شرق استان واقع شده و بیش از 60 هزار هکتار مساحت دارد و در ارتفاع بیش از 1500 متر از سطح دریا قرار دارد .

دشت الشتر: این دشت در شمال استان و در میان مناطق کوهستانی با ارتفاع بالاتر از 1500 متر قرار گرفته است. این دشت بستر پرتراکم‌ترین نقاط روستایی کم‌جمعیت استان به شمار می‌رود و مساحت آن بیش از 30 هزار هکتار است.

دشت کوهدشت: این دشت در غرب استان لرستان واقع و در ارتفاعی بین 1000 تا 1500 متر از سطح دریا قرار دارد. مساحت این دشت 40 هزار هکتار است .

علاوه بر این در سطح استان لرستان دشت‌های پراکنده و کم‌عرض نیز وجود دارند که عموماً در طرفین رودخانه‌های مهم قرار گرفته‌اند از جمله دشت كرگاه در جنوب خرم‌آباد، دشت ازنا در شرق خرم‌آباد، چغلوندی، نورآباد، طرهان و خاوه در شمال استان، رومشکان در جنوب و جایدر در جنوب غرب را می‌توان نام برد .

 
 

استان لرستان به لحاظ اقليمی، يک استان چهار فصل است و دارای تنوع آب و هوایی می‌باشد. این تنوع از شمال به جنوب و از شرق به غرب کاملاً محسوس است. هنگامی كه در فصل زمستان شمال لرستان را برف و كولاک و سرمای شديد دربر می‌گيرد، قسمت‌های جنوبی آن از هوای مطبوع و بارانی برخوردار است و هنگامی كه نواحی جنوبی آن دارای هوای گرم باشد، نواحی شمالی استان از آب وهوای معتدل برخوردار می‌شود. همچنین بخش‌های غربی مانند سفيدكوه نسبت به قسمت‌های شرقی يعنی دورود و اليگودرز، نزولات جوی بيشتری دریافت می‌کنند.

تنوع آب و هوایی در استان به دلیل عوامل زیر است:

1- موقعيت رشته كوه‌های زاگرس نسبت به جهت وزش بادهای مرطوب غربی

2- ارتفاع نسبتاً زياد اين منطقه از سطح دريا

3- فشردگی كوه‌ها

4- واقع شدن در عرض جغرافيايی متوسط

5- اثر بادهای گرم جنوبی ايران به‌طوری كه اختلاف بين حداكثر و حداقل مطلق دما به بيش از 80 درجه سانتی‌گراد رسيده است. حداكثر دمای ثبت شده 47/4 و حداقل دمای مطلق ثبت شده 53- است.

به طور كلی در استان لرستان سه ناحيه مشخص آب وهوايی ديده می‌شود:

1- ناحيه سرد كوهستانی، كه زمستان‌های پر برف و بسيار سرد و تابستان‌های معتدل دارد. اين ناحيه در قسمت‌های شمال و شمال غربی و مشرق لرستان قرار دارد. تعداد روزهای يخبندان در برخی از نقاط اين ناحيه به بيش از 70 روز می‌رسد. در اين ناحيه با ريزش اولين برف، زمستان طولانی شروع می‌شود و فصل بهار و پاييز در اين ناحيه كوتاه است. مناطق بروجرد، دورود، ازنا، اليگودرز، نورآباد و الشتر كه بيش از 4100 متر ارتفاع دارند دارای چنین آب و هوایی هستند.

2- ناحيه متعدل مركزی، كه حدواسط ناحيه كوهستانی شمال و شمال شرق و ناحيه پست جنوبی استان است. به علت ارتفاع كمتر، ريزش‌های جوی زمستانه و بهاره آن به‌صورت باران بوده و به‌ندرت يخبندان روی می‌دهد. بهار در اين ناحيه از اوايل اسفند شروع شده و در ارديبهشت ماه به علت افزايش گرما، تابستان زودتر شروع می‌گردد. خرم‌آباد و اطراف آن دارای اين نوع آب و هوا می‌باشند.

3- ناحيه گرم جنوبی استان كه حداقل ارتفاع را داراست، به علت تأثير بادهای گرم خوزستان و كم بودن عرض جغرافيايی و نبودن ارتفاعات بلند، حداكثر دما را در تابستان دارا می‌باشد. مقدار باران در اين ناحيه به کمترین میزان می‌رسد. پلدختر و پاپی دارای اين نوع آب و هوا هستند كه فصل برداشت محصولات كشاورزی آن چند ماه زودتر از ساير نواحی استان شروع می‌شود.

ميزان بارش سالانه در استان لرستان به‌طور متوسط بين 400 تا 540 ميلی‌متر در نوسان است.

 
 

شرایط آب و هوایی، آب، خاک و وضعیت ناهمواری‌ها نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در چگونگی پوشش گیاهی دارند. بارش، عمده‌ترین عامل در تعین پوشش گیاهی استان لرستان است. به جز نوار شمالی استان که بیشتر گستره آن را اراضی زراعی و مراتع تشکیل می‌دهند، سایر نواحی استان را غالباً پوشش جنگلی فراگرفته است. استان لرستان از نظر سطح پوشش جنگل در کشور در جایگاه دوم قرار دارد. ترکیب و سیمای این جنگل‌ها نسبت به ارتفاع از سطح دریا، عرض جغرافیایی، مقدار باران، فشردگی کوه‌ها، جهت ناهمواری‌ها و طول فصل سرد و گرم، مختلف و متفاوت است. در بعضی دامنه‌ها جنگل‌های تنک و پراکنده و در برخی دیگر جنگل‌های انبوه و نیمه انبوه دیده می‌شود. حدود 20 درصد از جنگل‌های زاگرس در استان لرستان قرار دارند. دامنه‌های زاگرس غالباً از جنگل‌های بلوط پوشیده شده است. گونه‌های جنگلی پسته، بادام، ارس، زالزالک، ارژن، زیتون، نارون، گردو، زبان گنجشک، ارغوان، کیکم، میوه‌های جنگلی  مانند گلابی وحشی، آلبالو و گیلاس جنگلی وجود دارد. اکثر جنگل‌های لرستان در کوه‌های هشتاد پهلو، سفیدکوه (اطراف خرم‌آباد)، نورآباد، الشتر، کوه‌های بلوران، چنگری، فاوه، شاه‌نشین، کوه تخت (اطراف زاغه)، زز و ماهرو (اطراف الیگودرز) پراکنده است.

با توجه به پایین بودن میزان رشد سالانه جنگل در استان لرستان، این جنگل‌ها غیرتجاری بوده و بهره‌برداری صنعتی از چوب آن‌ها به دلیل پایین بودن سطح دانش و فناوری و شیوه زندگی سنتی، صورت نمی‌گیرد و ارزش اقتصادی آن‌ها بیشتر مربوط به فراورده‌های فرعی است.

تنوع آب و هوا و اختلاف ارتفاع، رویش گونه‌های متنوع و ارزشمندی نظیر گیاهان دارویی، صنعتی و خوراکی را فراهم ساخته است. این محصولات به شکل سنتی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند و شامل نباتاتی چون گل گاوزبان، خاکشیر، گل ختمی، آویشن، عناب، ترنجبین، هلیله ریحان، گل بنفشه، پرسیاوش، کاسنی، گل محمدی، گل سرخ، شقایق، بیدمشک، لاله، زنبق، شیرین بیان، شنگ، زرشک، کنگر وحشی، ریواس، حاجی بیان، فرفیان، پونه، نعنا و نرگس می‌باشند.  تراکم گیاهی بیشتر در فصل بهار است زیرا سرمای شدید زمستان و یا قطع شدن باران و افزایش گرمای تابستان سبب خشک شدن و از بین رفتن بخشی از پوشش گیاهی می‌شود.

ساده‌ترین شکل کارکردی مراتع، استفاده چراگاهی از آن است. مراتع لرستان از غنای خاصی برخوردارند و از سرمایه‌های باارزش این استان به‌شمار می‌روند. 31/5 درصد از سطح استان لرستان را مراتع تشکیل می‌دهند. این مراتع بر اساس آب و هوا به سه ناحیه تقسیم می‌شوند:

الف) مراتع ییلاقی: این مراتع در مناطق کوهستانی و ارتفاع بالاتر از 1400 متر می‌رویند. این مراتع جزو مراتع خوب محسوب می‌شوند. گسترش این مراتع در نواحی مرتفع استان مانند اشترانکوه، ارتفاعات گرین در شمال استان و سفیدکوه می‌باشد.

ب) مراتع میان‌بند: این مراتع در حدّفاصل مراتع ییلاقی و قشلاقی و در ارتفاع 800 تا 1400 متر رویش دارند و قسمت عمده مراتع استان را تشکیل می‌دهند. بیشترین فشار و تخریب از طریق چرای دام بر این مراتع وارد می‌شود.

ج) مراتع قشلاقی: مراتع قشلاقی در ارتفاع پایین‌تر از 800 متر رویش دارند و به علت چرای زیاد و فرصت کم رشد، جزو مراتع فقیر به حساب می‌آیند.

بهره‌برداری غیراصولی و بیش از ظرفیت از جنگل‌ها و مراتع سبب نابودی آن‌ها شده است. هر ساله صدها هکتار از جنگل‌های استان لرستان به دلایل گوناگون تخریب می‌شود. از جمله این عوامل قطع درختان بلوط و تهیه ذغال از این درختان ارزشمند می‌باشد. تغییر کاربری جنگل‌های لرستان به زمین کشاورزی، آتش‌سوزی‌های عمدی و غیرعمدی، قطع درختان برای احداث جاده و یا تعریض معابر، ورود ریزگردها از مناطق غربی کشور که سبب تخریب 20 درصدی جنگل‌های استان شده است، از دیگر عواملی هستند که رفته رفته رمق جنگل‌های ارزشمند استان لرستان را خواهند گرفت.

  

 
 

شرایط خاص جغرافیایی استان لرستان، زیستگاه مناسبی برای انواع گونه‌های جانوری به وجود آورده است. در نواحی کوهستانی استان لرستان انواع جانوران وحشی نظیر قوچ، میش، بز، پازن، خرس قهوه‌ای، پلنگ ایرانی، سنجاب و ... زندگی می‌کنند. به دلیل وجود زیستگاه‌های آبی و خشکی مناسب، تنوع جمعیت پرندگان و آبزیان نسبتاً زیاد است. این استان زیستگاه پرندگان بومی و مهاجری است که در فصل زمستان به دلیل اعتدال هوا، تالاب‌های این استان به ویژه تالاب‌های جنوب شهرستان پلدختر را برای استراحت و زمستان‌گذرانی انتخاب می‌کنند. از پرندگان بومی استان می‌توان به کبک، شاهین و از پرندگان مهاجر به انواع مرغابی و غاز اشاره کرد.

در کنار برخورداری این استان از این مواهب، متأسفانه شکارهای غیرمجاز و کشته شدن شماری از گونه‌های جانوری همچون خرس قهوه‌ای، پلنگ، سمندر و ... بر اثر شکار سودجویان و بی‌اطلاعی شکارچیان و سوانح طبیعی و غیرطبیعی حیات وحش استان لرستان را در معرض انقراض قرار داده است. پلنگ لرستان گونه منحصر به فردی است که تا پیش از سال 1385 به مدت دو دهه هیچ اثری از این گونه بی‌نظیر یافت نشده بود تا جایی که محیط زیست استان لرستان پلنگ لرستانی را در زمره گونه‌های منقرض شده در فهرست خود ثبت کرد تا این که در سال 86 بار دیگر پس از دو دهه، پلنگ لرستانی در منطقه تنگ هفت لرستان مشاهده شد اما شکارچیان به محض اطلاع از ادامه حیات این گونه دست به کار شده و با شکار، روند انقراض آن را به واقعیت نزدیک‌تر نمودند. سمندر قرمز لرستانی به عنوان گونه نادر دیگری که دوزیست بوده و زیستگاه آن در استان‌های لرستان و خوزستان است و تنها گونه جانوری است که نام علمی استان لرستان را داراست، در خطر انقراض است. این جاندار در مکان‌های زندگی می‌کند که دسترسی به آن بسیار مشکل است اما ارزش آن به حدی است که در لیست قرمز واحد حفاظت جهانی است.

  

همیشه نیز کشتن حیوانات سبب به خطر افتادن حیات آنان نمی‌شود. زنده‌گیری یکی از اقداماتی است که حیات وحش را با خطر مواجه می سازد. این موضوع به یکی از مشکلات محیط زیست در استان لرستان تبدیل شده است. نمونه آن اقدام برخی از روستاییان به زنده‌گیری توله‌های گرگ در فصل‌های زادآوری گرگ‌ها برای پرورش آنان به عنوان سگ نگهبان می‌باشد. در پاره‌ای مواقع گرگ‌های مادر برای بازگرداندن توله‌های خود وارد مناطق مسکونی شده و سبب ترس و وحشت و واکنش اهالی می‌شود. در برخی موارد برای ایجاد امنیت اقدام به کشتن و از بین بردن گرگ‌ها می‌شود.

در حال حاضر تنها 6 درصد از مجموع اراضی و خاک استان لرستان در قالب مناطق حفاظت شده، تحت حفاظت و مراقبت زیست محیطی قرار دارند و این در حالی است که حدود 20 درصد از مجموع اراضی و خاک استان، در زمره مناطق دارای استعداد برای حفاظت و نگهداری هستند. اشترانکوه و سفيدکوه خرم‌آباد، سفيدکوه دورود و دره ‌نگاه در نزديکى دورود در شمار مناطق شکار ممنوع و حفاظت شده استان لرستان می‌باشند.

منطقه حفاظت شده اشترانكوه: اشترانكوه‌ يكی‌ از مناطق‌ منحصر به‌ فرد استان‌ لرستان‌ است‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ برخورداری از شرايط‌ ويژه‌ اكولوژيكی و توپوگرافی‌ زيستگاه‌ مناسب‌ و مستعدی‌ برای‌ رشد و تكثير وحوش‌ به ‌ويژه‌ پستانداران‌ بزرگ‌ است. پوشش گیاهی منطقه شامل گونه‌های بلوط ایرانی، اُرس (سرو کوهی)، بادام کوهی، گلابی وحشی، زالزالک، گون، بومادران، آویشن، سریش ایرانی، لاله وحشی، پونه اشترانکوهی، میخک، محلب، موسیر و فرفیون کپه‌ای (شیرشیرک) است. جانوران مهم منطقه عبارتند از قوچ، میش، بز، پازن، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گربه وحشی، عقاب طلایی، دلیجه، بحری، شاهین، چکاوک، سهره، سار، خوتکا، لک‌لک سفید، کورمار، افعی شاخدار و ... .

وجه‌ تسميه‌ اين‌ منطقه به دلیل وجود نيم‌ دايره‌ چال‌ها و معابر خط‌الرأس‌ بين‌ قله‌های منطقه‌، افراد محلی‌ آن را به‌ كوهان‌ و گردن‌ شتر شباهت‌ داده‌اند.

  

منطقه حفاظت شده سفيدكوه: مساحت منطقه حفاظت شده سفيدكوه در استان لرستان 71477 هكتار می‌باشد. این منطقه دارای پوشش گياهی بلوط، ارژن، كيكم، ‌انجير وحشی،‌ زالزالک، ‌آلبالوی وحشی، گلابی وحشی،‌ بنه، گون، درمنه، چوبک و آويشن است. همچنین منطقه حفاظت شده سفيدكوه دارای پستاندارانی چون كل و بز،‌ قوچ و ميش، خرس قهوه‌ای، پلنگ، ‌گراز و گرگ می‌باشد .

 
 

در بهار سال 1945 برای نخستین بار در ایران، آقای گیرشمن با حفاری غاری در تنگ پَبده در کوه‌های بختیاری واقع در شمال شرقی شوشتر موفق به یافتن بقایای انسان عهد پیش از تاریخ گردید که آن‌ها را مربوط به 10 تا 15 هزار سال قبل از میلاد دانسته‌اند. با بررسی‌هایی که از سال 1343 تا سال 1348 به وسیله هیئت‌های علمی دانشگاه‌های رایس آمریکا و کمبریج انگلستان انجام گرفت، در نقاط مختلف منطقه لرستان آثار تمدن، از دوره‌های مختلف حجر به‌دست آمد. قدیمی‌ترین آثار تمدن سنگی، از کوه «همیان» واقع در شمال کوهدشت و بعضی نقاط دشت «رومشکان» و نیز از غار «کنجی» واقع در جنوب شرقی دره خرم‌آباد و غارهای دیگر این دره یافت شد. ابزار یافت شده از غار کنجی و غار همیان مربوط به دوره پالئولیتیک (پارینه سنگی= حجر قدیم) می‌باشد. در دیگر نقاط لرستان نیز آثاری از دوره‌های میانه سنگی و نوسنگی بازشناخته شده‌اند.

با کاوش‌ و بررسی‌هایی که به عمل آمده است، لرستان از دیرباز مسکون بوده است. سیر و تحول زمان و رویدادهای مختلف طبیعی، امکان تکامل تمدن را فراهم کرده و ساکنان آن در جهت این تحول پیشرفت‌هایی حاصل نموده و به تدریج با اختراع و ایجاد وسایل و ابزار تازه، زندگی کامل‌تری را به‌وجود آورده‌اند که این سیر تحول تدریجی در طول مدتی نزدیک به سی و پنج هزار سال انجام گرفته است. از ابزار سنگی به‌دست آمده زندگی و نوع معاش افراد دوره حجر لرستان، قابل توجه و بررسی است. خوراک عمده آنان از گوشت حیواناتی تأمین می‌شده است که در اطراف اقامتگاه خود شکار می‌کرده‌اند. در این جامعه بدوی، زنان علاوه بر نگهبانی آتش و احتمالاً ساختن ظروف سفالی، در کوه‌ها به جستجوی ریشه‌های خوردنی نباتات و جمع‌آوری میوه‌های خشک می‌پرداختند. پس از خشک شدن دره‌ها به دلیل بی‌آبی، دگرگونی‌های تازه‌ای در شرایط زندگانی آنان حاصل شد. کوچ آنان از کوه به دشت تحول تازه‌ایست که نتیجه تغییر در وضعیت طبیعت است. اقامتگاه‌هایی که در دشت‌های کوهدشت و دره خرم‌آباد مورد مطالعه قرار گرفته‌اند رابطه این تغییرات را مشخص می‌سازد. در بعضی از این آثار ظروف سفالی دست‌ساز دیده می‌شود که نشانه آنست که هنوز آنان به اختراع چرخ کوزه‌گری موفق نشده‌اند.

ساکنان اولیه منطقه لرستان بدین شرح می‌باشند:

در هزاره دوم پیش از میلاد قبایلی کوهستانی در ناحیه واقع میان ماد و ایلام (در لرستان کنونی)  به نام کاسیت یا کاسیان مشهور بوده‌اند که چیره‌دستی فوق‌العاده‌ای در ساختن مصنوعات مفرغی به‌دست آورده بودند. این قوم در زمان خود، مهم‌ترین قبایل کوهستان زاگرس شمرده می‌شدند.

   

محل سکونت کاسیت‌ها که به زبان اَکَدی؛ «کاشی» گفته می‌شدند، از زمان‌های قدیم تا فتح ایران به‌دست اسکندر مقدونی، کشوری کوهستانی بود واقع در بخش علیای رودهایی که دره‌های آن‌ها، در عهد باستان کشور عیلام را تشکیل می‌داد و اکنون لرستان نامیده می‌شود. بنابر نظر دیاکونف دانشمند روسی، کاسیان قبیله‌ای کوهستانی بودند و پیشه دامداری داشته‌ و به زبانی که با عیلامی نزدیکی داشت، سخن می‌گفتند.

در نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد، بخشی از کاسیان در حرکت و انتقال قبایل شرکت جسته از کوه‌ها به دره رود دیاله نفوذ کرده و از آنجا گاه و بیگاه به بابل دستبرد می‌زدند. اکثر محققان این فعالیت کاسیان را به ظهور اسب؛ حیوانی مناسب جهت حمل و نقل مربوط می‌دانند. از زمان‌های دیرین مردم آسیای غربی با اسب آشنا بودند، ولی اسب در آن زمان هنوز اهلی نشده بود و اهلی شدن اسب با نام کاسیت‌ها بستگی و پیوستگی دارد.

نفوذ روزافزون شاهان کاسیت و تسلط آنان بر کشور همسایه خود بابل و حمله بر آن دولت، از جمله حوادث مهم این زمان است. از عواملی که موجب تسلط قوم کاسیت بر بابل شد در وهله اول نیرومندی آنان و دوم ضعف حکومت و بی‌خبری و تن‌آسائی مردم بابل بود.

قوم کاسیت که همسایه شرقی دولت بابل بود، قبیله‌ای نیرومند بودند که هشت سال پس از مرگ «حمورابی» بر کشور بابل تاختند و به جای خود برگشتند و پس از آن حملاتی پی در پی به این کشور نمودند تا عاقبت به عنوان کشورگشایان، حکومت را بدست گرفتند و نزدیک به شش قرن حکمرانی آنان دوام یافت تا آنجا که پس از «آگوم دوم»، شاهان کاسی به‌ صورت شاهان واقعی بابل درآمدند و تا زمانی که دره دیاله، در دست شاهان کاسی بابل بود، قادر بودند کماکان با میهن کوهستانی خویش مرتبط باشند و عنصر نژادی کاسی محفوظ بماند.

عیلام نخستین دولتی بود که در هنگامی که کاسیت‌ها هنوز بابل را تحت اشغال داشتند نیرو گرفت و آخرین ضربه خود را وارد آورد که از این پس بابل با سلسله کاسیت دیگر رقیبی خطرناک برای عیلام به‌شمار نمی‌رفت، بلکه تهدید بیشتر از جانب آشور بود. سرانجام «شوتروک ناخونته» اول پادشاه عیلام (1207-1171 قبل از میلاد) به بابل حمله کرده و شکستی قطعی بر کاسی‌ها وارد آورد و آخرین نماینده سلسله کاسی را برانداخت و پسر خود را جانشین او کرد. در این زمان دامنه فتوحات عیلام به نقاط دور کشیده شد و تا هجوم آشور و دوره اعتلای این دولت، که قرن یازدهم پیش از میلاد ابتدای آنست، ادامه یافت.

در سال 702 «سناخریب» پسر «سارگن» به کشور «الی‌پی» لشکرکشی کرد، ولی منظور او دست یافتن به کشور کوه‌نشینان جنوب این ناحیه، یعنی لرستان بود. در این محل آشوری‌ها پیروز شدند و تعداد زیادی اسب و قاطر به غنیمت گرفته و مردم آن ناحیه را در دو قلعه، و اسرای خارجی را در قلعه سوم مستقر ساخته و خود به طرف کشور «الی‌پی» سرازیر شدند. در آنجا نیز پیروزی همراه آنان بود و منظور از این جنگ، بی‌طرف کردن گله‌چرانان لرستان یعنی قوم کاسیت بود، تا نتوانند با کشور همسایه خود «الی‌پی» متحد شوند. تا قرن هفتم پیش از میلاد، آشوری‌ها هنوز ناحیه لرستان را به عنوان کشور «کاسی» می‌شناختند و مرز شمالی آن، کوه «چهل نابالغان» (قله‌ای از کوه گری واقع در شمال لرستان)  بود.

بنابراین کاسی‌ها قدیمی‌ترین ساکنان و حکام  لرستان بوده‌اند که احتمالاً تا زمان انقراض هخامنشیان نیز فرزندان آن‌ها باقی بوده است و تأثیر تمدن و فرهنگ و هنر آنان در تشکیلات و تمدن مادها و هخامنشیان غیرقابل انکار است.

در منطقه وسیع لرستان و نواحی مختلف آن، مردم با آداب و رسوم و عقایدی زندگی می‌کنند که با این که در قسمت‌هایی وجه اشتراک دارند ولی در بعضی موارد دیگر تمایز و اختلاف نیز مشاهده می‌گردد.

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390، استان لرستان 1754243 نفر جمعیت دارد. جمعیت شهری و روستایی شهرستان‌های استان بر اساس این سرشماری به شرح زیر می‌باشد:

نام شهرستان

جمعیت شهری

جمعیت روستایی

جمعیت غیرساکن

ازنا

41706

29842

38

الیگودرز

89520

50691

64

بروجرد

245737

91894

ـــ

پلدختر

32594

42371

362

خرم‌آباد

354855

132034

278

دلفان

62190

81971

ـــ

دورود

100977

61823

ـــ

سلسله

33133

40021

ـــ

کوهدشت

111736

107060

125

 
 
 

زبان مردم لرستان به چند گویش تقسیم می‌شوند. گویش ساکنان بخش‌های شمالی و شمال غربی شامل (کوهدشت ، سلسله ، دوره ، دلفان)، لری لکی  می‌باشد. گویش مردم خرم آباد و پلدختر لری فیلی ( مینجایی ) میباشد.گویش مردم بروجرد و بخش هایی از ازنا  لری ثلاثی میباشد. گویش مردم الیگودرز ، درود و ازنا نیز لری بختیاری میباشد. البته لازم به ذکر است که در بخش هایی از ازنا نیز گویش لری گاپله ای رواج دارد.در این پنج گویش بین ایل‌های مختلف ( ساکی ، بیرانوند ، لک ، چگنی و... ) ویژگی‌هایی از لحاظ تلفظ کلمات وجود دارد.

بیشتر لغات گویش‌های لرستان ریشه باستانی داشته و یا این که نزدیک به اصل و ریشه قدیمی خود تلفظ می‌شوند و این گویش‌ها یکی از افتخارات مردم لرستان در حفظ فرهنگ قدیمی خود می‌باشد.

 
 

از گذشته‌های دور آيين‌ها و مذاهب مختلفی در لرستان رايج بوده است. اولين نشانه‌های آليز زروان كه گفته می‌شود دين زرتشت از آن نشأت گرفته در لرستان ديده شده است. پرستش آناهيتا؛ الهه آب‌ها نيز از باورهای رایج در استان لرستان بوده است.

با پیدایش مهرپرستی، این آیین در كنار دين زرتشتی در منطقه لرستان رواج یافت. در بعضی از نقاط استان هنوز آتش قابل احترام است. هیچ گاه بر «تژگاه» (محل افروختن آتش) و آتش آب نمی‌ریزند مگر وقتی بزرگ خانواده بمیرد که در گذشته، چنین کاری می‌کردند و نشانه خاموش شدن چراغ عمر بزرگ خانواده بود. به شعله آتش و نور چراغ سوگند می‌خورند. پیروان مذهب «اهل حق» یا «علی الهی» هر سال مراسم خاصی برپا می‌کنند که با آتش‌افروزی و حلقه زدن به گرد آن و خواندن سرودهای مذهبی همراه است.

پس از ورود اسلام، مردم لرستان نيز همچون ساير اقوام ايران به اين دين گرايش پيدا كردند. از قرن هشتم هجری به بعد بتدريج مردم لرستان آيين تشيع را پذيرفتند و هم اكنون لرستان يكی از مناطق مهم شيعه‌نشين ايران به‌شمار می‌آيد.

 
 

به‌طور كلی می‌توان گفت كه پوشاک مردمان لر در هر منطقه‌ای با كمی تغييرات جزئی از يک ساختار اصلی تشكيل شده است. اين تغييرات جزئی بستگی به عواملی چون همجوار بودن با شهرهای ديگر، آمد و رفت‌های روستایی و كوچ كردن دارد. به‌عنوان مثال لباس عشاير كوچ‌رو با عشاير ساكن روستایی در بكار بردن رنگ، زيورآلات و نوع و جنس آن فرق بسيار دارد. از طرفی پوشاک آنان تركيبی است از پوشاک مردمان ايل قشقايی و ايل بختياری و ايل‌های لرستان.

بررسی پوشاک تیره‌های مختلف این منطقه بزرگ که از شمال غربی تا جنوب شرقی ايران، تيره‌ها و ايل‌های مختلف لر را دربر دارد و هر کدام فرهنگ و آیین‌های خاص خود را دارند، كار آسانی نيست. به‌طور اجمالی می‌توان گفت كه پوشاک لرهای بخش شمالی بر اثر همجواری، يادآور پوشاک كردهای كرمانشاه است و ساكنان جنوبی لرستان چون بختياری‌ها و بويراحمدی‌ها با پوشاک لرهای ساكن مناطق ميانی لرستان شباهت كامل دارد. آنچه كه در اين قسمت به صورت اختصار بررسی می‌شود، پوشاک مناطق ميانی لرستان می‌باشد.

پوشاک زنان لر: پوشاک زنان لر بنا به موقعيت اجتماعی، اقتصادی و از طرفی شرايط سنی از ويژگی‌های مشخصی برخوردار است. پوشاک زنان جوان لر با پارچه‌های الوان در رنگ‌ها و طرح‌های شاد با سربندهای زيبا و رنگی می‌باشد كه البته اين تنوع رنگی همراه با تزئينات آن به وضعيت اقتصادی خانواده بستگی دارد. زنان مسن‌تر پارچه‌هایی به رنگ تيره و طرح‌های ساده و سربندی سياه و سفيد را ترجيح می‌دهند.

کِراس یا جُومَه: جومه یا کراس به عنوان تن‌پوش اصلی زنان لر شناخته می‌شود که عبارت است از پیراهن بلندی از پارچه‌های گلدار و رنگی که اندازه و بلندی آن تا روی پا می‌باشد و آستین‌های بلند و گشاد دارد. بریدگی کم یقه آن به وسیله پولک و اغلب با یک سکه کوچک نقره‌ای بسته می‌شود.

کُلَنجَه: این پوشش نیم تنه بدون آستین و دکمه است که از پارچه مخمل به رنگ‌های روشن و معمولاً قرمز و زرد دوخته می‌شود. حاشیه‌های جلوی کلنجه را با نوار و یراق‌های رنگی کرمک‌دوزی می‌کنند و جلوی سینه آن را تا پایین به وسیله سکه‌های نقره‌ای گوشه‌دار زینت می‌دهند.

بال کُل (بال= آستین، کل= کوتاه): این پوشش عبارت است از لباس آستین کوتاه مخملی اغلب به رنگ‌های مشكی، سبز و قرمز که معمولاً روی پیراهن می‌پوشند و اندازه آن تا سر زانو و آستین‌هایش نیز تا زیر آرنج است. سر آستین‌ها و حاشیه جلوی آن را کرمک‌دوزی می‌کنند. این لباس بدون دکمه و جلو باز است و در برخی مناطق لرستان به نام سَرداری نیز شهرت دارد.

یال: این پوشش کت مخملی است که نوعروسان و زنان جوان لرستانی عموماً هنگام مراسم شاد همچون عروسی‌ها از مخمل قرمز به تن می‌کنند. معمولاً بانوان و زنان مسن رنگ مشکی و سرمه‌ای آن را به تن می‌کنند.

شاوال یا پاپوش: این پوشش شلواری از پارچه مشکی و محکم است. دمپای این شلوار معمولاً تنگ و چسبیده به مچ پا است و گاهی بریدگی چند سانتی‌متری آن به وسیله پولک و یا سکه‌ای بسته می‌شود. در قسمت کمر شلوار از کش استفاده نمی‌شود و غالباً به وسیله یک بند ضخیم پنبه‌ای و یا پشمی آن را به کمر می‌بندند.

آژیه یا آجیده: این پوشش گیوه‌ای مخصوص می‌باشد که زیره آن که چند لایه چرم خالص و آجدار بوده است را هنرمندانی به نام آژیه کَش آماده و پرداخته می‌کردند و رویه آن را زنان می‌بافتند. رویه این گیوه از نظر بافت به دو نوع مشخص زنانه و مردانه تقسیم می‌شد. این پای‌افزار از جمله سوغات بسیار مشهور و مرغوب خاص لرستان نیز بوده است.

سَروَن: حجاب و پوشش گیسوان عروسان لرستانی را به وسیله چارقدهای ظریف و نازک گلدار ابریشمی در رنگ‌های مختلف می‌پوشانند و به نحو خاصی سر عروس را با چند تخته از چارقدها می‌بندند و دنباله آن‌ها را از پشت سر آویزان می‌کنند. جلوی سرون را به وسیله قطعه‌های طلا، نقره یا مهره‌های نفیس و زیبا تزئین می‌کنند. نوع رنگی این چارقدها را با تخت مشکی که دختران و زنان جوان از آن استفاده می‌کنند، گُل وَنی و ساده و بزرگ‌تر آن‌ها را که حاشیه‌های رنگی و ریشه‌دار هستند کَت می‌گویند که اغلب سرون بانوان لر از این نوع است.

 تره: تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌بندند و به نام ساوه نیز خوانده می‌شود. تره را زنان لر در حالت عادی می‌بندند و برای شرکت در مراسم و جشن نوعی از آن را به نام گل ونی روی تره می‌بندند.

پوشاک مردان لر: مردان لر دارای پوشش ساده‌ای می‌باشند که جنبه‌های تزئین آن كمتر است.

شال: شال پارچه بلند و سفیدی به عرض 90-60 سانتی‌متر و به طول 9-6 متر از جنس چلوار می‌باشد که آن را چند بار به دور کمر می‌پیچانند و در مواقع ضروری از آن به عنوان طناب و برای بستن جای زخم استفاده می‌کنند.

ستره: ستره قبای مخصوصی است که اندازه آن تا زیر زانو بوده و بیشتر در مواقع رسمی از آن استفاده می‌شود و از قدیمی‌ترین نوع پوشاک ایران است. طرح‌های گلدار و شاد برای مراسم شادی و جشن و طرح‌های ساده با رنگ‌های كم‌مايه در هنگام شرکت در مراسم عزا بكار می‌آيد.

کلاه نمدی: کلاه مدور بدون لبه‌ای است که از نمد تهیه می‌شود.

کپنک یا فرجی: یک نوع قبای نمدی پشمی محکم است که معمولاً مورد استفاده چوپانان می‌باشد و در مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده می‌شود زیرا ترکیب بسیار فشرده‌ای در تهیه آن بکار رفته است.

چوغا یا چوخا: چوغا نوعی بالاپوش مردانه است که بیشتر در منطقه ازنا و الیگودرز مورد استفاده قرار می‌گیرد. چوغا دارای نقش و نگارهای سیاه و سپیدی است که بیانگر پیروزی سپنتا مینو بر انگره مینو است. در آیین زرتشتی سپنتا مینو به معنای فرشته نیک و انگره مینو به معنای اهریمن است. خط‌های سپید نماد سپنتا مینو می‌باشند که از پایین به بالا می‌آیند و خط‌های سیاه که نماد انگره مینو هستند، از بالا به پایین می‌آیند و نشانی از پیروزی نیکی بر بدی است.

شلوار دبیت: شلوار دبیت که دمپای آن بسیار گشاد و زیباست، جلوه ویژه‌ای به مردان لر می‌بخشد و نماد مرد لر بختیاری است.

موزه مردم‌شناسی استان لرستان به عنوان یکی از غنی‌ترین موزه‌های مردم‌شناسی کشور در اردیبهشت سال 1381 در قلعه فلک الافلاک افتتاح شد. در این موزه گوشه‌ای از زندگی مردم استان لرستان در زمان‌های قدیم در معرض دید قرار گرفته تا علاقه‌مندان بتوانند با آداب و رسوم مردم این استان آشنا شوند. در این موزه مجموعه‌ای از اشیا و جلوه‌هایی از زندگی بومی مردم استان لرستان به نمایش گذاشته شده است. این موزه با 12 سالن و راهروهایی مرتبط به آن، صحنه‌هایی بسیار بدیع و چشم‌نواز از زندگی بومی مردم استان لرستان نشان می‌دهد.

 
 

استان لرستان با آب و هوای مناسب، مراتع غنی، رودهای پرآب و خاک حاصلخیز، استعداد ویژه‌ای برای دامپروری و کشاورزی دارد و به همین دلیل پایه اصلی اقتصاد مردم این استان را دامپروری و کشاورزی تشکیل می‌دهد.

کشاورزی: بخش اعظم زراعت در استان لرستان از نوع دیم و بخش کمی از آن زراعت آبی می‌باشد. مهم‌ترین محصولات لرستان غلات (گندم و جو)، حبوبات، نباتات علوفه‌ای، ذرت، سیب‌زمینی، پیاز، سبزیجات، صیفی‌جات و چغندرقند است. محصولات باغی مانند سیب، گلابی، زردآلو، گیلاس، انگور، انجیر، و بادام نیز در این استان تولید می‌شود. بیشترین تولیدات زراعی استان لرستان به ترتیب گندم، جو، حبوبات، نباتات علوفه‌ای و چغندرقند می‌باشند. حبوبات تولید شده در استان لرستان به ویژه نخود در سطح کشور از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به طوری که رتبه استان در زمینه تولید این محصول در سطح کشور در سال‌های مختلف در ردیف اول تا دوم بوده است. اگرچه این استان در زمینه کشت دانه‌های روغنی از قابلیت بالایی برخوردار است، اما میزان تولید این محصولات بسیار ناچیز است. در مناطقی از استان لرستان مانند بخش دوره چگنی و چغلوندی شهرستان خرم‌آباد و کوهدشت، شرایط محیطی برای کشت زعفران مناسب است.

   

عواملی چون خروج آب‌های استان، نسبت‌ بالای اراضی ديم و عملكرد پايين آن‌ها، نظام بهره‌برداری نامطلوب، دامپروری سنتی و ضعف آگاهی‌ها و عدم سرمايه‌گذاری مناسب در بخش كشاورزی، سبب شده است که كشاورزی استان لرستان از بهره‌وری مناسبی نسبت به امكانات موجود برخوردار نباشد. علاوه بر آن امروزه بسیاری از محصولات تولید شده در استان لرستان به دلیل ضعف در برندسازی، ایجاد صنایع بسته‌بندی، تبدیلی، تکمیلی و فرآوری و همچنین بی‌توجهی در زمینه‌ بازاریابی، به راحتی به نام دیگر استان‌های کشور صادر می‌شود تا افتخار تولید این محصولات که حاصل دسترنج کشاورزان لرستانی است نصیب دیگر استان‌های کشور شود. انار، انجیر، برنج، زردآلو، نخود، عسل، سیب و … محصولاتی است که با بهترین کیفیت در استان زر‌خیز لرستان تولید می‌شود اما کمتر می‌توان این محصولات را به نام این استان در بازارهای داخلی و خارجی پیدا کرد.

دامداری: به جهت وجود مراتع سرسبز و غنی، دامداری و دامپروری در اين استان پررونق است و در تمام استان رواج كامل دارد. در نواحی مرطوب پرورش گاو و در مناطق کم‌آب‌تر پرورش گوسفند، بز، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، مرغابی و ديگر طيور رايج است. در سال‌های اخير برای افزايش بازدهی توان دامداری اين استان، در اطراف شهرها واحدهای مرغداری و گاوداری صنعتی احداث شده است. محصولات دامی استان لرستان عبارتند از شیر، گوشت قرمز، گوشت سفید، تخم مرغ، پشم و مو، پوست، کود مرغی، کود دامی و پر مرغ که مازاد برخی از این محصولات به استان‌های دیگر صادر می‌شود.

  

استان لرستان به ویژه در مناطقی چون دلفان، الیگودرز و ازنا در زمينه پرورش زنبور عسل توليد قابل ملاحظه‌ای داشته است که با اعمال تمهيداتی می‌توان این توليد را افزايش داد.

وجود چشمه‌های متعدد، چاه‌های عمیق و نیمه عمیق، قنات و رودخانه و آبراهه‌، نشان از توانمندی استان در زمینه منابع آبی دارد و این قابلیت می‌تواند استان لرستان را به یکی از قطب‌های پرورش ماهی در کشور تبدیل نماید. بر اساس نظریه اداره کل شیلات، استان لرستان دارای قابلیت تولید 30 هزار تن انواع  ماهی می‌باشد که تاکنون تولید 2913 تن محقق شده است.

صنایع ماشینی: استان لرستان دارای صنایع متعددی است. صنایع عمده این استان عبارتند از صنایع ساختمانی مانند تولید سیمان و فارسیت، کاشی‌سازی، موزاییک‌سازی، سنگ‌بری و کوره‌های آهک، گچ و آجرپزی که مهم‌ترین آن‌ها کارخانه سیمان و فارسیت دورود است. صنایع فلزی مانند مجتمع نیر پارس و یخچال‌سازی در خرم‌آباد و تولید ابزار و ادوات کشاورزی در الیگودرز. صنایع شیمیایی مانند مجتمع صنعتی پارسیلون (تولید نخ نایلونی)  و کارخانه‌های تولید گازهای نیتروژن و بوتان در خرم‌آباد، تولید استیلن و الکل در بروجرد و تولید سرکه و الکل در ویسیان.

همچنین صنایع دیگری از قبیل تولید پوشاک و صنایع غذایی و دارویی در لرستان وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها نساجی و ماشین‌سازی بروجرد و کارخانه قند و داروسازی دام لران و لرستان در بروجرد است. کارخانه بلورسازی لرکرک با تولید انبوه از دیگر صنایع این استان در شهرستان ازنا است.

صنایع دستی: صنایع دستی رایج در استان لرستان به عبارتند از سیاه چادر، چیت، قالی و گلیم، رنگرزی، جاجیم‌بافی، خراطی، ورشوسازی، قلم‌زنی، موج‌بافی، نمدمالی، گیوه‌دوزی،

قالی‌بافی: فرش‌های سنتی لرستان جزو بافته‌های سنتی ایران است که در زمره فرش‌های هندسی قرار داشته و به صورت ذهنی بافته می‌شوند. از ویژگی‌های مهم آن‌ها استفاده از طبیعت، محیط اطراف، باورها، عقاید و رسوم محلی در طراحی نقوش این گونه قالی است. قالی‌بافی در استان لرستان سابقه بسیار طولانی دارد زیرا بخش مهمی از قطعات مفرغی که از این استان به دست آمده و با نام گیره، سنجاق، سوزن و امثال آن‌ها وصف شده‌اند در واقع سگک‌ و قلاب‌های قالی‌بافی می‌باشند که معمولاً در سر آن‌ها با پیکره‌های کوچک گوزن، بز کوهی و ... ساخته شده و برای گرفتن با انگشتان و کوبیدن قالی استفاده می‌شده‌اند.

  

 گلیم: گلیم یا به زبان محلی «له» یکی از دست‌بافته‌های عشایر استان لرستان است. این دست بافته که برای مفروش کردن سیاه چادرها به کار برده می‌شوند به وسیله تمدار (دار افقی) بافته می‌شوند. گلیم را در ابعاد متفاوتی می‌بافند و معمولاً اندازه گلیم‌های بافته شده توسط زنان عشایر 1/5×2 یا 1/5×3 است. مدت زمان لازم برای بافت هر گلیم حدود یک هفته است. زنان عشایر معمولاً در ییلاق به بافت «له» یا گلیم اقدام می‌کنند زیرا در ییلاق تقریباً شیردوشی و تهیه لبنیات به علت آبستن بودن دام‌ها متوقف می‌شود بنابراین اوقات بیشتری برای بافتن خواهند داشت.

سیاه چادر: سیاه چادر که در گویش عشایر لک «داوار» یا «سیاه مال» و در گویش‌های لری و بختیاری به ترتیب «داوار» و «بهون» خوانده می‌شود، مهم‌ترین و شایع‌ترین گونه مسکن عشایری است که از موی بز سیاه بافته می‌شود. هر سیاه چادر از دو قسمت مساوی به نام لت تشکیل می‌شود و هر لت از 5 تا 6 تخته - نوارهای به عرض 40 تا 60 سانتی‌متر و به طول 6 تا 16 متر- فراهم می‌آید که تعداد تخته‌ها و طول آن‌ها با وضعیت اقتصادی خانوار، ارتباط مستقیم دارد. در بافت سیاه چادر حداکثر وجود چهار بافنده ماهر کفایت می کند. در بین زنان عشایر، در مراحل بافتن سیاه چادر نوعی همیاری و تعاون وجود دارد.

 چیت: چیت یکی از رایج‌ترین دست‌بافته‌های زنان عشایر لرستان بوده که در میان همه عشایر لرستان به همین نام موسوم است. مواد اولیه مورد نیاز برای این دست‌بافته نی، پشم و مو است. به دلیل وفور نی در زیست بوم قشلاقی عشایر، این وسیله در منطقه گرمسیر بافته می‌شود. چیت تقریباً با اندکی تغییر در میان همه عشایر کوچرو لرستان اعم از بختیاری‌ها و عشایر شمالی لرستان تهیه و بافته می‌شود و موارد استفاده از آن نیز یکسان است. چیت حصاری حصیری مانند است که اطراف چادر را با آن محصور می‌کنند.

ماشته: یکی ازهنرهای بومی رایج در استان لرستان ماشته است که با دار مخصوصی به نام جیلا بافته می‌شود. این دست بافته از چهار قطعه نواری شکل به عرض 50 سانتی‌متر و به طول 2 متر تهیه می‌شود سپس به صورت عرضی به هم دوخته و متصل می‌شوند و یک تخته کامل به ابعاد 2×2 به وجود می‌آورد. ماشته موارد استفاده متعددی دارد که مهم‌ترین آن‌ها رختخواب پیچ (معمولاً در جهیزیه دختران دو یا چند تخته قرار می‌دهند)، زیرانداز کف اتاق و سیاه چادر و ... است. این هنر به استناد برخی متون و شواهد عینی از زمان سلجوقی، صفوی تا عهد قاجار از رونق زیادی برخوردار بوده است. چنانچه دهکده «کارخانه» در دشت سیلاخور محل اسکان کارگران بافنده بوده است.

برای تهیه این دست بافته از دو نوع نخ استفاده می شود. نخ‌های پشمی که به طور عمده با همان رنگ‌های طبیعی سفید، سیاه و قهوه‌ای مورد استفاده قرار گرفته و در صورت نیاز توسط رنگرز رنگ می‌شود و دوک‌های نخ مصنوعی خارجی که از رنگ‌بندی و استحکام بیشتری برخوردارند. عمده‌ترین طرحی که در بافت ماشته استفاده می‌گردد طرح شطرنجی است که آن را «حقه» می‌گویند.

ورشوسازی: صنعت ورشوسازی در گذشته‌های نه چندان دور در شهر بروجرد رونق فراوانی داشته و بخش وسیعی از بازار قدیمی این شهر را به خود اختصاص می‌داده است. گستردگی این هنر به حدی بوده است که نام شهر بروجرد و ورشو با هم آمیخته شده است. ورشو آلیاژی از جنس نیکل (20 درصد)، روی (35 درصد) و مس (45 درصد) می‌باشد که به صورت ورق از کشور آلمان و لهستان به ایران وارد می‌شد و با داشتن جلا و مقاومت طولانی در مقابل پوسیدگی، آن را «ژرمن سیلور» نیز اطلاق می‌کردند. هنرمندان بروجردی، با استفاده از فن چکش‌کاری و خم‌کاری با استفاده از دستگاه‌های ساده و همچنین نیروی بازوی خود، به خلق آثار فلزی بسیار زییایی از ورق‌های ورشویی می‌پرداختند که از جمله می‌توان به ظروف غذاخوری، سماور، سینی، قندان، چای‌دان، گلاب‌پاش و ... اشاره کرد.

     

از برجسته‌ترین هنرمندان این حرفه می‌توان استاد علی میناگر، مرحوم استاد رئوف، مرحوم استاد قریب، استاد رضا گلدوز، استاد محمد بادآور، استاد علیرضا شاددل، استاد ماشاالله فرخی و ... را نام برد.

امروزه به علت عدم تولید ورق ورشو در جهان، این فلز در ایران نیز کمیاب شده و هنرمندان ورشوساز برای تولید مواد اولیه آن با مشکلات زیادی مواجه هستند. در حال حاضر این هنر به دلیل کمبود مواد اولیه با آینده‌ای تاریک مواجه است.

گیوه دورزی: گیوه دوزی یکی از صنایع دستی رایج در استان لرستان است. گیوه از دو قسمت اصلی زیره و رویه تهیه می‌شود. ساخت زیره به وسیله دو لایه چرم که یکی از آن‌ها توسط اشخاصی به نام آجیه کش با نخ‌های نسبتاً ضخیمی آج انجام می‌شود. پس از آج با استفاده از لایه‌های مقوا و چرم زیر آجیه شده، دوره‌دوزی و آماده اجرا و مراحل بعدی کار که شامل بافت دور گیوه و نیز رویه آن است، با استفاده از نخ‌های نازک‌تر و ظریف‌تری با سوزن‌های کوچک و ریز، بافته می‌شود. در مرحله آخر بافت قسمت‌های خارجی به طرز زیبا و ماهرانه‌ای انجام می‌شود. پس از اتمام کار بافت که توسط زنان خانه‌دار و به عنوان کاری جنبی صورت می‌گیرد، استادکار گیوه دوز، کار قرار دادن پارچه مناسب و چسباندن آن داخل گیوه به وسیله سریش و نیز چرم‌دوزی پشت پاشنه و بعضاً میخ‌کوبی پاشنه جهت جلوگیری از ساییدگی را انجام می‌دهد.

معادن استان لرستان

معادن مختلفی در استان لرستان وجود دارند. معدن آهک، گچ و سنگ‌های ساختمانی بیشتر در شهرهای بروجرد، ازنا، الیگودرز، کوهدشت و دورود دیده می‌شود. در اطراف ازنا و بروجرد معدن سیلیس نیز وجود دارد. اخیراً یکی از بزرگ‌ترین کارخانه‌های فروآلیاژ خاورمیانه در شهرستان ازنا احداث و راه‌اندازی شده است که نقش عمده‌ای در صادرات سیلیس دارد. همچنین معادن دیگری مانند سرب، روی (در الیگودرز)  رزنیخ، نمک  و نفت در خرم‌آباد و کوهدشت مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. تالک از دیگر منابع غنی و فراوان در استان لرستان است. 98 درصد تالک ایران با درجه خلوص بالا در این استان قرار دارد. تالک به صورت محدود در صنایع داروسازی، کاغذسازی، صنایع رنگ‌سازی، لاستیک و پلاستیک، آرایشی و بهداشتی، حشره‌کش‌ها، کشاورزی و نساجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نفت از دیگر ذخایر طبیعی موجود در استان لرستان است. روزانه از 4 حلقه چاه کشف شده است در این استان، استخراج نفت صورت می‌گیرد.

 
 

«گردآوری شده توسط دپارتمان پژوهش جغرافیایی گروه صنعتی پاکمن»

1- آثار باستانی و تاریخی لرستان (جلد نخست): حمید ایزدپناه

2- ایلام و تمدن دیرینه آن: ایرج افشار سیستانی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

3- http://hamshahrionline.ir

4- http://lorestan.mim.gov.ir (پورتال سازمان صنایع و معادن استان لرستان)

5- http://www.ostan-lr.ir

6- http://www.amar.org.ir

7- http://www.shahrdari-khorramabad.ir (سایت پورتال شهرداری خرم‌آباد)

8- http://lorestan.online.fr

9- http://www.tazirat.gov.ir

10- http://www.iran.ir

11- http://golshn12.blogfa.com

12- http://lorestan.ichto.ir

13- http://www.lorestan.ir

14- http://www.irandeserts.com

15- http://lorestan.isna.ir

16- http://www.chn.ir

17- http://www.jamejamonline.ir

18- http://www.ghatreh.com

19- http://www.irancaves.com

20- http://www.tebyan-lorestan.ir

21- http://www.mehrnews.com

22- http://diarebaloot.blogfa.com

23- http://namna.ir

24- http://www.ebtekarnews.com

25- http://gozlara.blogfa.com

26- http://rahroe-rahbar.persianblog.ir

27- www.irlister.com

28- http://safarpedia.ir

29- http://www.seemorgh.com

30- http://chap.sch.ir

31- http://www.iranspca.com

32- http://vista.ir

33- http://loresoon.blogfa.com

34- http://www.ajlorestan.ir

35- http://ejtemai-azna.blogfa.com

36- http://www.seymare.com

منابع عکس‌ها

www.iran.ir

http://www.anobanini.ir

http://www.abfa-lorestan.ir

http://www.irancaves.com

http://lorestan.isna.ir

http://www.irandeserts.com

http://poolnews.ir

http://lorestankids.blogfa.com

http://www.mashreghnews.ir

http://irnaz.com

http://lorestan.irib.ir

www.vefagh.co.ir

http://www.mehrnews.com

www.doroudonline.com

http://www.guilack.net

http://iren.ir

http://lorestan.ichto.ir

www.kassi.ir

http://irna.ir

www.sat4u.org

http://our-zagros.blogsky.com

http://mymag.persianblog.ir

www.tebyan.net

www.dostan.mondediplo.com

http://www.nationalmuseumofiran.ir

http://negah.irib.ir

www.zaglor.ir

khorramabad.irna.ir

http://915.ir

www.mydez.com

مجله علمی ویکی پی جی

 
 
نظرات درباره این مطلب
 
 
نام
پست الکترونیک
نظر
 
CAPTCHA Image
Reload Image
 
مطالب مرتبط